0

شعر

 
mahsa021
mahsa021
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 833
محل سکونت : یزد

پاسخ به:شعر
سه شنبه 16 آذر 1389  11:15 AM

سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خسته ام

یادت نمیاد اون همه قول و قرارهایی که با تو بستم

با این همه ظلم ، تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم

نشکن دلمو ، به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز

نگو بی خبری ، نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

نگو بی خبری ، نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز

دیوونه نکن دلمو ، آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز

نگو بی خبری ، نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

نگو بی خبری ، نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز...

 

گویی این روزها آدم ها

به دست هم پیر می شوند نه به پای هم...

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها