0

شعر

 
mahsa021
mahsa021
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 833
محل سکونت : یزد

پاسخ به:شعر
سه شنبه 16 آذر 1389  11:08 AM

شب آغاز هجرت تو ، شب در خود شکستنم بودم
شب بی رحم رفتن تو ، شب از پا نشستنم بود
شب بی تو شب بی من ، شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن شب مردن ،‌شب دل کندن من از ما بود
واسه جشن دلتنگی ما ، گل گريه سبد سبد بود
با طلوع عشق من و تو ، هم زمين هم ستاره بد بود
از هجرت تو شکنجه ديدم ، کوچ تو اوج رياضتم بود
چه مومنانه از خود گذشتم ،‌کوچ من از من نهايتم بود
به دادم برس به دادم برس تو ای ناجی تبار من
به دادم برس به دادم برس تو ای قلب سوگوار من
سهم من جز شکستن من ، توهجوم شب زمين نيست
با پر و بال خاکی من ،‌شوق پرواز آخری نيست
بی تو بايد دوباره برگشت به شب بی پناهی
سنگر وحشت من از من ، مرحم زخم پير من کو ؟
واسه پيدا شدن تو آينه جاده سبز گم شدن کو؟
بی تو بايد دوباره گم شد تو غبار تباهی
با من نياز خاک زمين بود ، تو پل به فتح ستاره بستی
اگر شکستم از تو شکستم اگر شکستی از خود شکستی
به دادم برس به دادم برس تو ای ناجی تبار من
به دادم برس به دادم برس تو ای قلب سوگوار من
شب بی تو شب بی من ، شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن شب مردن ،‌شب دل کندن من از ما بود

گویی این روزها آدم ها

به دست هم پیر می شوند نه به پای هم...

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها