0

شعر

 
mahsa021
mahsa021
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 833
محل سکونت : یزد

پاسخ به:شعر
سه شنبه 16 آذر 1389  11:08 AM

روزی که تو از جدا شم
روز مرگ خنده هامه
روز تنهایی دستام
فصل سرد گریه هامه
توی اون کوچه غمگین جای پاهای تو مونده
هنوزم اون بید مجنون عکس قلبت و پوشونده
بعد تو گریه رفیقم
غم تو داده فریبم
حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم    توی این شهر غریبم
تو با خوشحالی و امید     من و تنهایی و حسرت
تو تو باغ پر از گل من یکی ای تو   شهر غربت
روح من همسفر غم توی شهر غصه پوسید
قلب من همراه قلبت پاک و غمگینانه کوچید
بعد تو گریه رفیقم
غم تو داده فریبم
حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم    توی این شهر غریبم
روزی که از تو جدا شم
روز مرگ خنده هامه
روز تنهایی دستام
فصل سرد گریه هامه
توی اون کوچه غمگین جای پاهای تو مونده
هنوزم اون بید مجنون عکس قلبت و پوشونده
بعد تو گریه رفیقم
غم تو داده فریبم
حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم    توی این شهر غریبم
تو با خوشحالی و امید     من و تنهایی و حسرت
تو تو باغ پر از گل من یکی ای تو   شهر غربت
روح من همسفر غم توی شهر غصه پوسید
قلب من همراه قلبت پاک و غمگینانه کوچید
بعد تو گریه رفیقم
غم تو داده فریبم
حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم    توی این شهر غریبم

گویی این روزها آدم ها

به دست هم پیر می شوند نه به پای هم...

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها