0

شعر

 
mahsa021
mahsa021
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 833
محل سکونت : یزد

شعر
سه شنبه 16 آذر 1389  11:03 AM

یادم آید:تو بمن گفتی:

((از این عشق حذر کن!

لحظه ای چند بر این آب نظر کم

آب,ائینهء عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا,که دلت باد گران است!

تا فراموش کنی,چندی از این شهر سفر کن!))

با تو گفتم:

((حذر ار عشق؟

ندانم

سفر از پیش تو؟

هرگز نتوانم...))

 

گویی این روزها آدم ها

به دست هم پیر می شوند نه به پای هم...

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها