0

اعجاز تاریخی قرآن

 
arseyfi
arseyfi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1392 
تعداد پست ها : 6672
محل سکونت : مرکزی

اعجاز تاریخی قرآن
سه شنبه 19 آذر 1392  12:17 PM

چکیده

قرآن کتاب جاویدان است و جنبه‌های مختلفی از اعجاز را دارد که اعجاز تاریخی یکی از آن‌ها است. از این وجه در آثار دانشمندان مسلمان بیش‌تر با عنوان «اخبار غیبی» یاد شده است؛ در حالی‌که رابطه اخبار غیبی و اعجاز تاریخی قرآن‌، عموم و خصوص من وجه است. بسیاری از مواردی که در اعجاز تاریخی قرآن بررسی می‌شود، به امت‌های پیشین و تاریخ انبیاء مربوط است. این جنبه از اعجاز قرآن از این جهت می‌تواند نقشی مهم در روشنگری تاریخ انبیاء و اثبات حقانیت قرآن و دین اسلام داشته باشد.

پژوهش حاضر که درآمدی بر اعجاز تاریخی قرآن است دسته‌بندی‌هایی از اخبار غیبی و اعجاز تاریخی قرآن در آثار دانشمندان مسلمان را بررسی و دو دسته اخبار غیبی از اقوام و حوادث گذشته و نیز اخبار غیبی از آینده را بیان و برخی نمونه‌ها را (مثل پیش‌گویی پیروزی روم بر ایران (روم/ 3ـ2) و نام «ملک» در سوره یوسف) ذکر می‌کند.

واژه‌های اصلی: قرآن، اعجاز، اخبار غیبی، اعجاز تاریخی.

مقدمه

قرآن، معجزه‌ای جاویدان است که خداوند برای هدایت بشر فرستاده است (بقره/ 185). قرآن در چند جا (بقره/23؛ یونس/ 38؛ هود/ 13؛ اسراء/88 ؛ طور/34ـ 33)، اعجاز قرآن را در قالب تحدی به رخ بشر می‌کشد و اعلام می‌کند که اگر در وحیانی بودن قرآن تردید دارید، کتاب یا سوره‌ای مانند آن بیاورید.

اخبار غیبی از مهم‌ترین جنبه‌های اعجاز قرآن است که مورد توجه دانشمندان مسلمان قرار گرفته است. مواردی از این اخبار غیبی اخبار و پیش‌گویی‌های تاریخ را بررسی می‌کند که می‌تواند حقّانیت و اعجاز قرآن را اثبات کند؛ البته در موضوع مباحث تاریخی قرآن، آثار بسیاری نوشته شده است.برخی در این نگارش‌ها از زاویه یک منبع تاریخی به قرآن نگریسته‌اند (بیومی مهران، دراسات تاریخیه من القرآن الکریم، ج1، ص38).

پایان‌نامه‌ای نیز در مقطع ارشد با عنوان اعجاز تاریخی قرآن کریم سامان یافته است (نکونام، چکیده پایان‌نامه‌های قرآنی، ج1، ص27ـ 28؛ مولانی‌نیا و هاشم‌زاده، آشنایی با پایان‌نامه‌های قرآنی، ص 42)؛ اما مباحث بسیاری از این موضوع، قابل بحث و بررسی است؛ زیرا به این بُعد از اعجاز قرآن، به دلایلی، کم‌توجهی شده که یکی از آن‌ها گستره  وسیع مباحث تاریخی است که لازمه ورود به آن تسلط بر زبان و منابع اقوام و ملت‌های گوناگون است.

این موضوع آن‌گاه رخ می‌نماید که در بررسی و مراجعه به آثار مفسران مورخانی چون طبری، ابن‌کثیر و سیوطی، متوجه کم‌توجهی آنان به این جنبه از اعجاز قرآن می‌شویم (ر.ک. به: طبری، تاریخ طبری؛ و ابن‌کثیر، البدایه والنهایه فی التاریخ؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء؛ حسن‌الحاضره فی تاریخ ملوک مصر و القاهره.مباحث تاریخی قرآن را در دو قالب می‌توان بررسی کرد:الف) پیش‌گویی‌های تاریخی قرآن ب) قصه‌ها و گزارش‌های تاریخی

داستان‌های انبیا و ملت‌های پیشین نیز داخل در مباحث تاریخی قرآن است و بدین خاطر عده‌ای از آن با عنوان «داستان تاریخی یا مستند» یاد می‌کنند که تنها به نقل بی‌کم و کاست وقایع تاریخی می‌پر‌دازد (بستانی، پژوهشی در جلوه‌های هنری داستان‌های قرآن، ج1، ص13)؛ البته در مورد اخبار غیبی و اعجاز تاریخی قرآن مطالب زیادی در تفاسیر و کتب علوم قرآن و تاریخ آمده است که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهد شد.

مفهوم شناسی

الف: اعجاز

معجزه در لغت از ریشه «عَجُزَ» به معنی پایان و بن یک چیز می‌باشد (راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، ص334) و در قرآن نیز به همین معنی (قمر/20ـ19) اشاره شده است. صاحب مقاییس‌اللغة این کلمه را دارای دو اصل می‌داند که یکی بر ضعف و دیگری بر انتهای یک چیز دلالت دارد (ابن فارس، معجم مقاییس‌اللغة، ج4، ص232).

لغوی نکته سنج شیخ حسن مصطفوی اصل یگانه در ریشه این واژه را به آن چه در برابر قدرت قرار می‌گیرد، باز می‌گرداند، پس «عجز» در انتهای یک چیز بدان علت  است که ضعف بر آن غلبه می‌یابد و آن چیز شادابی و تحرک خود را از دست می‌دهد (مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج 8، ص 38). با توجه به مطلب مرحوم مصطفوی، به نظر می‌رسد معنای اصلی در این ماده، ضعف است و معانی دیگر، به همین معنا برمی‌گردند؛ چنان‌که برخی از محققان پنج معنای لغوی برای این واژه ذکر نموده و بهترین وجه را، ضعف می‌دانند (رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ج1، ص58 ـ 57).

معجزه در اصطلاح تعریف‌های متعددی دارد، از جمله: خواجه نصیر الدین طوسی می‌گوید: «هو ثبوت ما لیس بمعتاد او هو نفی ما هو معتاد مع خرق‌العاده ومطابقه‌الدعوی»؛ «ثبوت چیزی که عادی و رایج نبوده یا نفی چیزی که رایج و عادی بوده است؛ به گونه‌ای که خرق عادت و با ادعای آورنده آن سازگاری داشته باشد» (حلی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص 377). معجزه اثبات چیزی یا نفی چیزی است که معمولی نباشد؛ به صورت خارق عادت و مطابق مدعای (پیامبر). سیوطی درتعریف اعجاز چنین بیان می‌دارد:

«امر خارق العاده مقرون بالتحدی مصون عن المعارضة»؛ «امر خارق‌العاده‌ای که با مبارزه‌طلبی همراه بوده و از معارضه مصون باشد». (سیوطی، ‌جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، ص 4 و 3). معجزه چیزی است که خارق عادت است که همراه تحدّی و حفوظ از معارض باشد.

آیت الله خویی چنین می‌گوید: «ان یاتی المدعی لمنصب من المناصب الالهیه بما یخرق نوامیس الطبیعه ویعجز عنه غیره وشاهد علی صدق دعواه»؛ «آنچنان چیزی که مدّعی منصبی از مناصب الهی می‌آورد که با آن نوامیس طبیعت را خرق می‌کند و دیگران از آوردن آن ناتوان هستند و‌ گواهی بر راستی ادعای وی است» (خویی، البیان‌ فی‌تفسیرالقرآن، ص33). معجزه آن است که مدعی منصبی از مقامات الهی چیزی بیاوری که قوانین طبیعی را رعایت نکند و دیگران از آوردن آن عاجز باشند و گواه صدق مدعای او باشد.

بنابراین معجزه عبارت است از: چیزی که مدعی منصب الهی (مثل پیامبر یا امام) می‌آورد و طبق قوانین عادی طبیعت نیست؛ ولی طبق ادعای شخص مدعی، واقع می‌شود و به آن تحدی می‌کند؛ در حالی‌که دیگران از آوردن مثل آن عاجزند و این مطلب شاهد صدق مدعی شود؛ اما اعجاز قرآن دارای ابعاد مختلفی است، مثل: اعجاز ادبی، اعجاز تشریعی، اعجاز در عدم اختلاف و... هر یک از آن ابعاد، اعجاز تاریخی قرآن است.

مقصود از اعجاز تاریخی اخبار غیبی از حوادث اقوام گذشته یا پیش‌گویی از حوادث آینده است که در قرآن آمده و بعد از مدتی روشن شده است که آن خبرها درست است؛ اما این اخبار با وسایل عادی عصر نزول قرآن قابل دسترسی نبود و قبل از آن نیز کسی این اخبار را نگفته بود.

به عبارت دیگر اعجاز تاریخی قرآن نوعی رازگویی علمی است که در دانش تاریخ بروز یافته است؛ از این‌رو اعجاز علمی و اعجاز تاریخی قرآن هر دو زیرمجموعه اخبار غیبی قرآن قرار می‌گیرند. از تعاریف بالا و تعاریف دیگر (ر.ک. به: رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ج1، ص61ـ59) می توان چنین نتیجه گرفت که سه جهت در معجزه وجود دارد:الف) جهت معجزه‌کننده (مدعیِ منصب الهی و تحدی کننده باشد و هدف اثبات امر محال نباشد).ب) جهت معجزه (خرق عادت و گواه بر راستی ادعا باشد و از امور شرّ نباشد).ج) جهت مردمی (بشر از آوردن آن ناتوان باشد)‌(رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ج1، ص 63).

ب: تاریخ

گزارش‌های متعددی درباره واژه تاریخ بیان شده است. برخی اهل لغت مانند جوالیقی آن را غیرعربی دانسته‌اند (جوالیقی، المعرب، ص39) وعده‌ای چون جوهری آن را از ماده «الارخ» (به کسر و فتح همزه) می‌دانند (جوهری، الصحاح، ج1، ص200). صولی به کاربرد واژه برای تعیین زمان توسط قیسیان و تمیمیان اشاره می‌کند (صولی، ادب الکتاب، ص180) و این نشان می‌دهد که تاریخ واژه‌ای عربی است؛ نه معرّبِ «ماه روز» فارسی؛ چنانکه حمزه اصفهانی و ابوریحان بیرونی یادآور شده‌اند (اصفهانی، تاریخ سنّی ملوک‌الارض، ص8؛ بیرونی، الآثار الباقیه عن القرون الخالیه، ص 29 و 30).

زبیدی هم ذکر نموده که اختلاف در عربی یا غیرعربی بودن تاریخ، مشهور است (زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، ج7، ص 226).به نظر می‌رسد غیر دخیل بودن تاریخ قوی‌تر باشد؛ چنانکه دکتر جواد علی، مورخ معاصر عرب معتقد است تاریخ به معنای تعیین زمان برای عرب پیش از اسلام، مرسوم و شناخته شده بود و واژگان «وَرَّخَ ، أرَّخَ و توریخ» در عربی به کار می‌رفت (جواد علی، المفصل فی تاریخ قبل الاسلام، ج8، ص511).

معنای لغوی این واژه، بچه گاو وحشی می‌‌باشد و در وجه تشابه تاریخ با این معنا گفته‌اند که حدوث و پدید آمدن در هر دو کلمه به چشم می‌خورد؛ تولد بچه‌ گاو هم نوعی حدوث است و وقایع تاریخی نیز حادث‌اند (ابن‌منظور، لسان‌العرب، ج 3، ص4). معانی مختلفی را که در مورد «تاریخ» بیان شده است، می‌توان در اعلام وقت یا بازشناساندن زمان کاری نسبت به مبدأیی که بیانگر حادثه‌ای بزرگ است یا دوره‌ای معلوم میان زمان حدوث دو رویداد و واقعه یا نهایت و غایت چیزی و وقت انجام کاری، جمع کرد.

«تاریخ» را در اصطلاح چنین تعریف کرده‌‌اند: معلوم نمودن احوال، محل تولد و وفات انبیاء، امامان، وزراء، فرمان‌روایان، خلفاء، روایات،... و حوادث بزرگ مانند جنگ‌ها و فتوحات بر حسب زمان (سخاوی، الاعلان بالتوبیخ لمن ذم اهل التاریخ، ص17). به همین سبب کتب مشتمل بر این حوادث و احوال همراه با تعیین زمان آن‌ها، تاریخ نام گرفته است.

در اهمیت تاریخ و جایگاه آن، جدای از تأکیدها و بیان‌های قرآن (مانند: بقره/ 134؛ اعراف/ 34؛ رعد/ 11؛ آل‌عمران،‌ 137؛ انعام/ 18 و... ن.ک. به: لابوم، ژول، تفصیل الآیات القرآن‌الحکیم، ص13و14) و پیامبراکرم(ص) و ائمه: (از جمله: اولیس‌لکم فی آثار الاولین مُزدَجَر وفی آبائکم الماضین تبصره (نهج‌البلاغه، خطبه 99)؛ واعتبروا بما قد رایتم من مصارع القرون قبلکم (همان، خطبه 161) و...) همین بس که برخی تاریخ را با توجه به روایت مشهور «العلم علمان: علم الابدان وعلم الادیان» تشبیه به علم طب کرده‌اند: البته با توجیه خاصی که ارایه نموده‌اند (زرین کوب، تاریخ در ترازو، ص 11).

قرآن و تاریخ

تاریخ از جمله مباحثی است که در آیات قرآن اشاره‌‌هایی به آن شده است. قرآن کتاب هدایت و ایجاد تغییر مطلوب در انسان است و این تغییر مطلوب عبارت است از: یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ (بقره/257)، که دو جنبه دارد:1. محتوای عمل تغییر که جنبه الهی، آسمانی و وحیانی دارد.2. تغییری که به دست پیامبر اکرم9 و اصحابش انجام شده است.

زمانی که جنبه دوم تغییر در عرصه تاریخی بررسی می‌شود، عملی انسانی است؛ بنابراین قوانین و ضوابط تاریخی برآن حاکم می‌شود، پس هنگامی که قرآن از نگاه مردم سخن می‌گوید، جنبه دوم عمل تغییر را بررسی می‌کند. نمونه این مسئله را در ماجرای جنگ احد که واقعه‌ای تاریخی است، می‌توان مشاهده نمود (صدر، سنت‌های تاریخی در قرآن، ص 114ـ112).

درباره این وجه از اعجاز قرآن، روایاتی وارد شده که بیانگر وجود اخبار ـ اعم از تاریخی و غیر آن ـ در قرآن است که از برخی از این روایات می‌‌توان اخبار تاریخی را برداشت کرد:«عن رسول الله9: کتاب الله تعالی فیه نبأ من قبلکم وخبر ما بعدکم وحکم ما بینکم» (ابن عطیه اندلسی، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ج1، ص36)؛ «در کتاب الهی اخبار قبل از شما و بعد از شما و داوری بین شما آمده است».

«عن امیرالمومنین7: ذلک القرآن فاستنطقوه ومن ینطق ولکن اخبرکم عنه: ألا إن فیه علم مایأتی‌ والحدیث عن‌ الماضی ودواء دائکم ونظم مابینکم». (صبحی‌‌‌صالح، نهج‌البلاغه، خ‌158)؛ «این قرآن است پس آن را به نطق درآورید و چه کسی را به نطق درآورد؛ ولی من خبر می‌دهم از آن که در آن اخبار آینده و گذشته و داوری درد شما و نظم و نظام شماست».

«عن ابوعبدالله7: ان العزیزالجبار أنزل علیکم کتابه وهو الصادق البار، فیه خبر من قبلکم وخبر من بعدکم وخبر السماء و الارض ولوأتاکم من یخبرکم عن ذلک لتعجّبتم». (کلینی، کافی، ج4، ص 597)؛ «خدای عزیز جبار کتابی برای شما نازل کرده، در حالی که راستگو و نیکو است. در آن اخبار پیشینیان و آیندگان و اخبار آسمان و زمین است و اگر کسی از آن به شما خبر دهد، تعجب می‌کنید».

در مورد تاریخ در قرآن، دسته‌بندی‌هایی ایجاد شده که برخی از آن‌ها از تسامح نیست یا در برخی از آن‌ها بین قصص انبیاء و داستان‌های قرآن و مباحث و گزارش‌های تاریخی با پیش‌گویی‌های تاریخی آمیختگی صورت گرفته است؛ در حالی که به نظر می‌رسد بین قصص و مباحث تاریخی و پیش‌‌گویی‌های آن، رابطه عموم و خصوص من وجه برقرار باشد، چنان‌که برخی بین قصص و گزارش‌های تاریخی و اساطیر از دو جنبه‌ کیفیت طرح وقایع و ناقل خبر، تفاوت قایل شده‌اند (اشرفی، مقایسه قصص در قرآن و عهدین، ص121ـ 118).

پیشینه و نمونه‌ها

اخبار غیبی همواره در کتاب‌های دانشمندان اسلامی مورد توجه ویژه بوده؛ هرچند تا دوره معاصر از لفظ «اعجاز تاریخی» کمتر استفاده شده است. قاضی ابوبکر باقلانی، اخبار قرآن را به دو دسته تقسیم می‌کند:1. اخباری که هیچ راهی برای بشر در آگاهی از آن‌ها وجود ندارد. اخبار غیبی زمان پیامبر اکرم(ص) در این قسم جای می‌گیرد، مانند: سوره توبه/ 33 و 88؛ آل‌عمران/12 و 61؛ انفال/ 7؛ فتح/161؛ روم/4ـ1؛ قمر/45؛ فتح/27؛ نور/ 55.

2. آن‌چه پیامبر از قصص و اخبار کتب‌گذشته آورده است، مثل قصه ابراهیم، نوح و...، مانند: عنکبوت/48؛ قصص/44 و 46؛ هود/ 49 (باقلانی، اعجاز القرآن، ص 65ـ62 و 87 ـ85). سید مرتضی در اثر خود، نظر قائلان انحصار اعجاز قرآن در اخبار غیبی را رد می‌کند. (شریف مرتضی، ‌الموضح عن جهه اعجازالقرآن (الصرفه)،‌ 124ـ 116). زرکشی در وجوه دوازده‌گانه اعجاز قرآن سه وجه زیر را در اخبار قرآن می‌شمارد:1. اخبار غیبی از آینده، مانند: فتح/ 16 و 27؛ قمر/ 45؛ نور/ 55؛ روم/ 3.2. اخبار از قصص اولین و متقدمان، مانند: هود/ 49.

3. اخبار از ضمایر افراد بدون ظهور قول یا فعلی توسط آن افراد، مانند: سوره انفال/ 7؛ مجادله/ 8؛ آل‌عمران/122 (زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ج2، ص 228). قرطبی ده مورد را در وجوه اعجاز قرآن، بیان می‌کند که دو قسم آن عبارت‌اند ‌از:1. اخبار از اموری که از ابتدای دنیا تا وقت نزول قرآن وجود داشته‌اند، مانند قصص انبیاء و امم گذشته.2. اخبار از غیب که در آینده واقع می‌شوند و جز با وحی نمی‌توان به آن دست یافت، مانند: فتح/27؛ نور/ 55؛ انفال/ 7؛ روم/1ـ 4 (قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج1، ص53 ـ 54).

به نظر می‌رسد که منظور از غیب در این نوع طبقه‌بندی‌ها چیزی پنهان از حواس ظاهری است؛ همان گونه که برخی از میان معانی غیب، معنی پیش گفته را بهترین معنا می‌دانند (انصاری زنجانی، ملاحم القرآن، ص 7).در قسم دوم اخباری که قرطبی ذکر کرد، پس از گذشت زمان آن واقعه و رویداد‌، می‌توان آن را جزو وقایع تاریخی قرار داد. که بعد از اثبات، اعجاز تاریخی نام می‌گیرد.

علامه مجلسی دو دسته از اخبار غیبی قرآن را بیان کرده است شامل اخبار غیبی گذشته و آینده می‌شود (مجلسی، بحارالانوار، ج17، ص 224).رشید رضا ضمن بیان وجوه هفت‌گانه اعجاز، یکی از وجوه را اخبار غیبی شمرده است که شامل قصص انبیاء‌، اخبار غیبی عصر نزول قرآن (مانند: روم/1ـ 5؛ فتح/15، 16و27؛ حجر/ 29؛ مائده‌/67؛ نور/ 55 و انعام/ 65) و مسایل تاریخی که برای بشر مجهول است (رشید رضا، المنار، ج1، ص 203، 204 و 210).

رشید رضا در ذیل آیه مذکور می‌گوید:«لفظ عذاب در این آیه نکره آمده و عموم از آن به دست می‌آید و این‌که عذاب را به صورت مبهم بیان داشته، به خاطر حکمت است و حکمت چنین ابهامی در این آیه، انطباق معنی آن لفظ با آن چیزی است که در آینده به وجود می‌آید، یا برای مردم کشف می‌شود».

وی چنین ادامه می‌دهد:«تفسیر این آیه در زمان کنونی، جنگ اروپاست که زیر دریایی‌ها و هواپیما‌های جنگی از پایین و بالا آتش می‌گسترانند. وی تفسیر آیه را چنین بیان می‌کند: «ولا شک فی ان دلالة الآیة علی هذه المخترعات مراد» (رشیدرضا، المنار، ج7، ص 491 و 492)

البته این برداشت و تطبیق قابل بررسی است.علامه بلاغی در مورد اعجاز تاریخی می‌گوید:«لانقول بذلک بمحض اخباره عن الحوادث الماضیة والامم الخالیة». سپس مثال‌هایی برای اخبار غیبی قرآن ذکر می‌‌کند از جمله آیات حجر 96ـ94؛ صف/ 9؛ روم/ 5ـ1؛ و مسد (بلاغی، آلاءالرحمن فی تفسیر القرآن، ج1، ص 41ـ37).

این‌که مرحوم علامه بلاغی، صرف خبر دادن قرآن از اخبار امت‌های پیشین را دلیل اعجاز نمی‌داند، به خاطر تسلط ایشان بر مبانی و کتب مقدس یهود و مسیح است؛ چنان که این مطلب از آثار ایشان، همچون «الرحلة المدرسیة» و «الهدی الی دین المصطفی» به روشنی به دست می‌آید؛ یعنی اخبار از امت‌های پیشین هنگامی اعجاز تاریخی است که آن خبر را کسی یا کتابی قبل از قرآن بیان نکرده باشد؛ اما اگر اخبار تارخی قرآن مثل تاریخ انبیاء و امت‌های پیشین، در تورات و انجیل آمده باشد، اعجاز قرآن به شمار نمی‌آید؛ البته سخن وی در مورد اخبار انبیاء و امت‌های پیشین است؛ نه پیش‌گویی‌های تاریخی قرآن؛ چنان‌که در قسمت نمونه‌ها خواهد آمد. شهرستانی اعجاز تاریخی را در بخش انواع مغیبات بیان کرده است (شهرستانی، المعجزه الخالده، ص 108ـ95).

آیت الله‌ خویی به آن دسته از اخبار غیبی قرآن که واقع شده‌اند، اشاره می‌نماید و می‌گوید تمام آن‌ها درست بوده‌اند و برای دریافت این اخبار غیبی، راهی جز وحی و نبوت نیست. وی به چند آیه زیر اشاره می‌کند: 1ـ وَإِذْ یَعِدُکُمُ اللّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَیْنِ أَنَّهَا لَکُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذَاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَیُرِیدُ اللّهُ أَن یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ وَیَقْطَعَ دَابِرَ الْکَافِرِینَ؛ (انفال/7) «و (به یاد آورید) هنگامى که خدا به شما، یکى از دو گروه [=کاروان تجارى قریش، یا لشکر آنان‏] را وعده داد، که آن براى شما باشد؛ و آرزو مى‏کردید که  [گروه] غیرمسلّح براى شما باشد؛ و[لى‏] خدا مى‏خواهد حق را با کلماتش (= وعده‏هایش) تثبیت کند و دنباله‏ى کافران را قطع سازد».

2ـ فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ، إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ، الَّذِینَ یَجْعَلُونَ  مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ؛ (حجر/ 96ـ94) «و آنچه را که (بِدان) فرمان داده شده‏اى آشکار کن و از مشرکان روى برتاب، [چرا] که ما تو را (از شرّ) مسخره کنندگان، کفایت مى‏کنیم، (همان) کسانى که معبود دیگرى با خدا قرار مى‏دهند؛ و[ لى‏] به زودى خواهند دانست».

3ـ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى‏ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ (صف/9) «او کسى است که فرستاده‏اش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه‏ى دین‏[ها]پیروز گرداند،وگرچه مشرکان ناخشنود باشند». 4ـ غُلِبَتِ الرُّومُ، فِی أَدْنَى‏ الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ؛ (روم/3ـ2) «(سپاه) روم در نزدیک‏ترین سرزمین‌ شکست خورد، و[لى‏]‌آنان بعد از شکستشان در [ظرف‏] چند سال به‏زودى پیروز خواهند شد». 5ـ أَمْ یَقُولُونَ نَحْنُ جَمِیعٌ مُنتَصِرٌ، سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَیُوَلُّونَ الدُّبُرَ؛ (قمر/ 45 ـ 44) «یا مى‏گویند: «ما جماعتى پیروزیم.»؟!، به‌زودى جماعت (آنان) شکست مى‏خورد و با عقب‏گرد روى برمى‏تابد».

6ـ سوره مسد (خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ص 70ـ67). علامه طباطبایی اخبار غیبی را دو دسته نموده: 1. اخبار از قصص انبیاء و امت‌های پشین، مانند: هود/ 49؛ یوسف/ 102؛ آل‌عمران/ 44؛ مریم/ 34. 2. اخبار از حوادث آینده، مانند: روم/ 3ـ2؛ فتح/15و27؛ مائده/70؛ حجر/ 9. وی آیات مربوط به ملاحم (همچون: انبیاء/ 97ـ95؛ نور/ 55؛ انعام/65؛ حجر/19 و22؛ نبأ/7) را در این قسم جای می‌دهد (طباطبایی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ج1، ص 64ـ65).

برخی از محققان خبرهای قرآنی را سه دسته کرده‌اند:1. اخبار مربوط به آینده اسلام و مسلمانان.2. اخبار مربوط به آینده مسلمانان، همچون فتح مکه و ماجرای شکست ایران از روم.3. اخبار مربوط به آینده معاندان. (دراز، النبا العظیم نظرات جدیدة فی القرآن، ص57ـ45). با پژوهش بیش‌تر در قرآن، می‌توان گفت که این دسته‌بندی صحیح به نظر نمی‌رسد؛ زیرا می‌توان موارد دیگری از اخبار را برشمرد که در این نوع دسته‌بندی‌ها جای نمی‌گیرد؛ آن‌‌گونه که انصاری زنجانی در اثر خویش موارد بسیاری از این اخبار را در قالب طبقه‌بندی‌های بیش‌تر ارایه کرده است (انصاری زنجانی، ملاحم القرآن، ص 10 به بعد).

یوسف حاج احمد اعجاز غیبی قرآن را در آیات مربوط به غزوه بدر، مرگ ابی‌لهب، حفاظت پیامبر اکرم(ص) از توطئه قتل ایشان، فتح مکه، فتح قسطنطنیه، هلاک قیصر و کسری و... بررسی کرده است (حاج احمد، موسوعه الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم والسنه المطهره، ص40ـ20) وی اعجاز تاریخی قرآن را در ماجرای طوفان نوح هم بررسی و با تورات و انجیل تطبیق کرده است (همو، ص 58ـ41). دکتر مصطفی مسلم اعجاز غیبی قرآن را سه دسته کرده است‌:

1. غیب گذشته: بیشتر به اعجاز قصصی قرآن اختصاص دارد.

2. غیب حاضر: به دو دسته از آیات نازله در شأن یهود و شأن منافقان اشاره نموده است و در ضمن این دسته از آیات، اشاراتی به اعجاز تاریخی قرآن، مانند آیات 4ـ1 روم، 55 نور، سوره مسد، فتوحات اسلامی و... می‌نماید.

3. غیب آینده (دکتر مصطفی مسلم، مباحث فی اعجاز القرآن، 288ـ259). علاء الدین مدرس به بیان اعجاز تاریخی قرآن در اشاره به تاریخ گذشته می‌پردازد و داستان موسی و فرعون را ذکر می‌کند (‌مدرس، مباحثی پیرامون قرآن، ص 78ـ71).

وی در فریدة پنجم اثر خویش، به پیش‌گویی‌های قرآن اشاره و جنگ ایران و روم‌، سوره مسد، حروف مقطعه و بیانگر بودن آن‌ها نسبت به وقایع مهم با توجه به حروف ابجد و... را به عنوان نمونه‌های از پیش‌گویی‌های قرآن یادآور می‌شود (همو، ص 106ـ87). ضیایی بیگدلی، اعجاز قرآن را از منظر اخبار غیبی سه قسم می‌داند: 1. اخبار مربوط  به وجود مبدأ غیبی عالم. 2. اخبار مربوط به حوادث گذشته. 3. اخبار علمی قرآن (ضیایی‌ بیگدلی، قرآن ‌کریم و دلایل اعجاز آن، 278ـ 275).

علامه معرفت اخبار غیبی قرآن را در سه دسته طبقه‌بندی کرده است: 1. غیب گذشته، مانند: مریم و زکریاء، یوسف و برادران، نوح.2. غیب حاضر، مانند: آیات نازله در شأن یهود و آیات نازله در شأن منافقان.3. غیب آینده، مانند: تحدی قرآن، پیروزی اسلام، بر کفر، ماجرای ابولهب و... (معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 210 ـ 186).در پژوهشی دیگر اعجاز تاریخی چنین ترسیم شده است: قرآن از اخبار غیبی (تاریخی) خود جز به چند مورد محدود اشاره نکرده است (الشیخ الرکابی، السنن التاریخیه فی القرآن المجید، ص 22ـ20).

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها