0

شهدای کربلا

 
mohsen_alavi
mohsen_alavi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 8348
محل سکونت : تهران

شهادت اولاد اميرالمومنين عليه السّلام
یک شنبه 19 آبان 1392  2:32 AM


جناب ابوالفضل العبّاس عليه السّلام چون ديد كه بسيارى از اهلبيتش ‍ شهيد گرديدند رو كرد به برادران خود عبداللّه و جعفر و عثمان فرزندان اميرالمومنين عليه السّلام از خود امّ البنين و فرمود:
تَقَدَّموُا بِنَفسى اَنْتُمْ فَحاموُاعَنْ سَيِّدِ كُمْ حَتّى تَموُتوُا دُونَهُفَتَقَدَّموُا جَميعاً فَصارُوا اَمامَ اْلحُسَيْنِ عليه السّلام يَقُونَهُمْ بِوُجُوهِهِمْ وَنُحُورِهِمْ؛يعنى جناب ابوالفضل عليه السّلام با برادران خويش فرمود: اى برادران من ! جان من فداى شماها باشد پيش بيفتيد و برويد در جلو سيّد و آقايتان خود را سپر كنيد و آقاى خود را حمايت كنيد و از جاى خود حركت نكنيد تا تمامى در مقابل او كشته گرديد. برادران ابوالفضل عليه السّلام اطاعت فرمايش ‍ برادر خود نموده تمامى رفتند در پيش روى امام حسين عليه السّلام ايستادند و جان خود را وقايه جان آن بزرگوار نمودند، و هر تير و نيزه و شمشير كه مى آمد به صورت و گلوى خويش خريدند.
فَحَمَلَ هانىُ بْنُ ثُبَيْتِ الحَضْرَمِىِّ عَلى عبداللّه بْنِ عَلِىّ عليه السّلام فَقَتَلَهُ ثُمَّ حَمَلَ عَلى اَخيهِ جَعْفَربْن عَلِىّ عليه السّلام فَقَتَلَهُ اَيْضَاً وَرَمى يَزيدُ الاَصْبَحِىُ عُثْمانَ بْنَ عَلِىّ عليه السّلام بِسَهْمٍَفقَتَلَهُ ثُمَّ خَرَج اِلَيْهِ فَاحْتَزَّ رَاْسَهُ و بَقَى اْلعبّاسُ بْنُ عَلِىّ قائماً اَمامَ اْلحُسَيْنِ يُقاتِلُ دُونَهُ و يَميلُ مَعَهُ حَيْثُ مالَ حَتّى قُتِلَ. سلام اللّه عليه .
مؤ لّف گويد:اين چند سطر كه در مقتل اولاد اميرالمومنين عليه السّلام نقل كردم از كتاب ابوحنيفه دينورى بود(247) كه هزار سال بيشتر است آن كتاب نوشته شده ولكن در مقاتل ديگر است كه عبداللّه بن على عليه السّلام تقّدم جست و رجز خواند:
شعر :

اَنا ابْنُ ذى النَّجْدَةِ و الاِفضالِ
ذاكَ علىُّ الخَيْر ذُوالْفِعالِ
سَيْفُ رسولِ اللّهِذوالنِّكالِ
فى كلِّ يَوْمٍ ظاهِرُ الاَهوالِ (248)

پس كارزار شديدى نمود تا آنكه هانى بن ثبيت حضرمى او را شهيد كرد بعد از آنكه دو ضربت مابين ايشان ردّ و بدل شد. و ابوالفرج گفته كه سن آن جناب در آن روز به بيست و پنج سال رسيده بود.(249)
پس از آن جعفر بن على عليه السّلام به ميدان آمد و رجز خواند:
شعر :

اِنّى اَنا جَعْفَرُ ذُوالْمَعالى
ابْنُ عَلِىّ الخَيْرِ ذُوالنَّوالِ
حَسْبى بعَمّى جَعْفَر وَ الْخالِ
اَحْمي حُسَيْناً ذِى النَّدىَ الْمِفْضالِ (250)

هانى بن ثُبَيْت بر او حمله كرد و او را شهيد نمود. و ابن شهر آشوب فرمود كه خولى اصبحى تيرى به جانب او انداخت و آن بر شقيقه يا چشم او رسيد.(251) و ابو الَفرَج از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه خولى ، جعفر را شهيد كرد.(252)
پس عثمان بن على عليه السّلام به مبارزَت بيرون شد و گفت :
شعر :

اِنى اَنَا عُثْمانُ ذُوالْمَفاخِرِ
شَيْخى عَلِىُّ ذُوالْفِعالِ الطّاهِرِ
هذا حُسَيْنٌ سَيّدُ الا خايِرِ
وَ سَيّدُ الصّغارِ وَ الا كابِرِ(253)

و كارزار كرد تا خولى اصبحى تيرى بر پهلوى او زد و او را از اسب به زمين افكند، پس مردى از (بنى دارم ) بر او تاخت و او را شهيد ساخت رحمه اللّه و سر مباركش را از تن جدا كرد و نقل شده كه سن شريفش در آن روز به بيست و يك سال رسيده بود و وقتى كه متولّد شده بود اميرالمومنين عليه السّلام فرمود كه او را به نام برادر خود عثمان بن مَظْعون نام نهادم .

وبلاگ شیعه 12 امامی

 

خواهد آمد مرهم زخم علی(ع) در کوچه ها

 

تشکرات از این پست
YaSiN313
دسترسی سریع به انجمن ها