پاسخ به:دلنوشته های محرم/ تاپیک با امتیاز ویژه
سه شنبه 21 آبان 1392 12:53 PM
السلام عليك يا اباعبدالله الحسين السلام عليك يا شيب الخضيب سلام به اقايي كه براي پيروزي حق جنگ خون بر شمشير را رقم زد سلام به اقايي كه از خود گذشت تا ما بمانيم اقايي اين است كه تا تو شاهي كني ...
دلم گرفت اروم نميشم تا از اقام عباس نگم...
مشک را پر آب کرد ؛ از خوشحالی حتی حواسش نبود که دستانش را بریده اند !
بعد از ریخته شدن آب هم آنقدر ناراحت بود که فرصت نکرد سراغی بگیرد از بازوانش !
وقتی که برادرش حسین (ع) آمد بالای سرش ؛ تا می خواست مانند همیشه دست به سینه سلام دهد ، تازه فهمید که دستانش نیستند …