0

داستانک

 
arsenal007
arsenal007
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : دی 1391 
تعداد پست ها : 19
محل سکونت : البرز

شهید
جمعه 5 مهر 1392  11:52 AM

منطقه پر از عقرب بود . هر از چندی صدای ناله یکی از بچه ها بلند می شد . یک شب همه خوابیده بودیم . . با صدای ناله ی یکی از بچه ها از خواب پریدیم .

 

با خودمون گفتیم حتما طرف، حسابی ناکار شده . دنبال صدا را گرفتیم . مصطفی بیگی بود ، داشت نماز شب می خواند.

"بزم کهکشان"

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها