فراماسونری
سه شنبه 22 بهمن 1392 8:29 PM
فراماسونری
از جهت لغوی، فراماسونری به معنای بنایی آزاد است. از جهت عملی و تشکیلاتی، فراماسونری، سازمان مخفی نهان روشی است که در دهه دوم قرن 18 با صحنهگردانی سازمان مخفی یهود برای بسط سیطره و سلطه یهود بر جهان ایجاد شد.([1])
در سال 1717 که تاریخ رسمی فراماسونری است، از تجمع و ادغام چهار لژ در لندن، لژ بزرگ انگلستان به وجود میآید. در بین مؤسسان لژ باز هم حضور یهودیان مخفی را مشاهده میکنیم؛ آنان افرادی نظیر اندرسون و دکتر تئوفیل دزاگولیه هستند که هم در روی کار آوردن خاندان هانودر در انگلستان نقش دارند و هم در تأسیس فراماسونری سه سال بعد از روی کار آوردن خاندان هانودر. وقتی این خاندان در انگلستان مستقر میشود، رفته رفته میکوشد حوزه نفوذ خود را بر اروپا بسط بدهد. با همکاری افرادی نظیر منتسکیو، ولتر، رسو که همکاری آشکاری با فراماسونری داشتند، توانستند در فرانسه و بعد با همکاری شخصیتهای دیگر در سایر نقاط اروپا لژهای فراماسونری را ایجاد کنند؛ حرکتهای بزرگی را به وجود بیاورند و عملاً غرب جدید را به شکلی که ما در قرون 18 و 19 شاهد آن بودیم، شکل دهند.
فراماسونری یک تشکیلات منتظم یافته جهانی است که بر ارکان دولتهای جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع سلطه یافته است و بسیار هم آزادانه عمل میکند. کسی که عضو فراماسون باشد ماسون نامیده میشود. ساختمانی كه مركز فعالیت ماسونهاست «لژ» نامیده میشود.
فراماسونری جمعیتی سری است که کسی را بر حریم راس آن راه نیست، و اگر هم راه یافت مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد. اما با این وجود کسانی توانستند بر راس آن نفوذ کنند و یا به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و موفق به کشف اسرار آنها بشوند و همه ی آنها متفق الرای هستند که: مسأله یک توطئه است که این توطئه از اواخر قرن نوزدهم آغاز شده تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد. هدف نهایی آن برپایی یك حكومت جهانی است و برای پیاده كردن آن در سراسر عالم به یك مبارزه وسیع و بیامان دست زده اند.
پوپولیسم
پوپولیسم به معنای عوامگرایی یا عامهگرا مبنای شکلگیری جنبشهای گوناگون اجتماعی در جهان گردیده است، این مفهوم به ویژه در آمریکای لاتین و نقاط محروم و کشورهای عقب نگهداشته شده و استعمارزده به کار میرفته است. در هر جنبش عوامگرایانه تودههای تهیدست و فقیر و محروم جامعه بر ضد نهادهای موجود کشور بسیج میشوند و عنان روانی آنها در حد بسیار محکم در دست رهبری فرهمند و پرجاذبه و انقلابی قرار دارد.
عوامگرایی ایدئولوژی منسجم و محدودی ندارد بلکه معجونی است از نگرشها و ارزشهایی که به نیت جذب اعضای مطرود و محروم جامعه انتخاب شده است تا آتش خشم آنان را بر ضد حاکمان موجود برافروزد بیآنکه برای رهبران چنین جنبشی در مورد انجام اصلاحاتی مشخص تعهدی ایجاد کند. عوامگرایی نمادهای سنتی پرستیژ را به نام برابری همگانی مورد حمله قرار میدهد.
بنابراین تأکید بر برابری همگانی از یکسو و حمایت از رهبری واحد و با نفوذ از سوی دیگر و علاوه بر آن مقاومت در برابر آزادیهای مدنی از ویژگیهای رایج پوپولیسم است. پوپولیسم در مورد هر جنبش تودهای اعتراضآمیز سازماننیافتهای که رهبران آن به نسبت اعضا از طبقه اجتماعی بالاتری برخیزند، به کار میرود. کسانی که از عوامگرایی بیم دارند و آن را خطری برای جامعه دمکراتیک میدانند، بر فقر فرهنگی و پا در هوایی اجتماعی پیروان رهبران عوامگرا انگشت میگذارند و از نظامها و نهادهای اجتماعی پشتیبانی میکنند که در آن پیوندهای چندگانه با طبقه، خانواده، قومیت و گروههای سازمانیافته معمولی به شخص هویت و به زندگی او معنی میبخشد و از احساسات و هیجان جمعی پرهیز دارند.
معنای دیگر عوامگرایی برخورداری از حمایت وسیع تودههای مردم یا کار کردن به نفع مردم است، دمکراسی مردمی یا دمکراسی عامه بدین معنا تعبیر میشود. در کاربردی کلیتر و آزادتر، سیاستمداری که عرف طبقات حاکم را کنار میگذارد و به افکار و عقاید و نگرشهای توده مردم رو میآورد، گاه عوامگرا نامیده میشود.[2]
--------------------------
1)[1]- فرهنگ سیاسی معاصر، دیوید رابرتسون، ترجمع مهندس عزیز کیاوند، 1375، ص 220.
[1]- موسی، حقانی، مجله آموزه، شماره 6
[2]- فرهنگ سیاسی معاصر، دیوید رابرتسون، ترجمع مهندس عزیز کیاوند، 1375، ص 220.
بر گرفته از هادی
http://www.hadinews.ir/?q=node/441