0

اصطلاحات سياسی

 
nazarianali
nazarianali
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 1442
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:اصطلاحات سياسی
چهارشنبه 6 شهریور 1392  11:07 PM

کاش قبل از هر چیز، خود واژه سیاست رو تعریف می کردیم، اما حالا هم دیر نشده، من یه مطلبی در این مورد دارم ولی اگه کسی هم تعریف جامعی از سیاست داشت رو اگه اینجا بزاره خوب میشه.

در جهان مدرن سیاست را به 4 شکل تعریف می کنند:

1- سیاست به عنوان یک فعالیت:

طبق این تعریف سیاست فعالیتی است که به شکل نیمه وقت و یا تمام وقت توسط سیاستمداران انجام می‌شود. آن‌ها با تصمیماتی جمعی سروکار دارند که نظام سیاسی را که در آن زندگی می‌کنند تحت تأثیر قرار می‌دهد. این نظام سیاسی می‌تواند یک زیربخش مانند شورای ده یا بخشداری باشد و یا با عالی‌ترین سطح حکومت سروکار داشته باشد. در اکثر کشورها میان سیاست مدارانی که به شکل حرفه‌ای به دنبال سیاست هستند و مردم عادی که نقش حداقلی در سیاست دارند تفاوت وجود دارد. بنابراین در این تعریف سیاست عنوان کارکرد گروه اول در نظر گرفته می‌شود.

2-سیاست به عنوان امور جاری:

برای برخی از مردم غیر علاقه‌مند به امور سیاسی، سیاست بخشی از زندگی است که آنان نمی‌خواهند در آن درگیر شوند. حتی برای عده‌ای سیاست امری خطرناک است و از آن اجتناب می‌کنند. اما برای برخی مردم سیاست امری جذاب است و همان گونه که از تیم‌های ورزشی حمایت می‌کنند به طرفداری از گروه‌ها و چهره‌های سیاسی هم می‌پروراند. برای این افراد خواندن روزنامه، بحث کردن درباره‌ی عملکرد سیاست مداران، احزاب و گروه های سیاسی و .... نمونه‌ای از کنش سیاسی است. واژه مشابه و نزدیک به این موضوع «زندگی سیاسی» است.

3-سیاست به عنوان آن چه دولت انجام می‌دهد

طبق برخی تعاریف سیاست به آن چه توسط دولت ها انجام می شود خلاصه می گردد.برای حکومت کردن باید به کنترل کردن پرداخت و تمام جوامع توسط حکومت ها و یافرادی با کنترل روبرو هستند. بر مبنای این تعریف ، به اعمال آن افرادی که – چه یک فرد و چه حکومت- به کنترل کردن جامعه مشغولند، سیاست می‌گویند. در واقع بر این مبنا هر آن چه دولت انجام می‌دهد سیاست محسوب می‌شود.

4-سیاست به عنوان تعارض و راه حل تعارض

از این منظر، تعارض به معنای وسیع کلمه، شامل هر شکل از عدم تفاهم می‌شود. تمام روابط بین گروهی دچار و جود تفاوت‌ها در اهداف و روش‌ها هستند. این منازعات از منازعات مخفی و کلامی آغاز می‌شود و به منازعات فیزیکی در حد اعلای کلمه‌ می انجامد. از این منظر، مفروض بنیادین این است که تعارض و عدم تفاهم امری عمومی در جامعه است. مردم درباره‌ی آن چیزهایی که باید به دست آیند و روش‌های دست‌یابی به آن‌ها، دچار متعارضند. بنابراین اگر تعارض در جامعه وجود نداشته باشد نیازی به سیاست نیست.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها