پاسخ به:آزادی در قرآن و دین
یک شنبه 27 مرداد 1392 2:53 PM
قرآن این همه آزادی داده بازم بگید حیف که اسلام دست و پای ما رو بسته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام/خدا قوت
خداوند در آیه هشتم سوره شمس پس از سوگند به خورشید و ماه، روز و شب، آسمان و زمین، به جان آدمی سوگند یاد کرده، میفرماید: «فألهما فجورها و تقویها؛ پس فجور و تقوا (شر و خیر) را به او (انسان) الهام کرده است».
براساس این آیه، شناخت خیر و شر به انسان الهام شده است و انسان فطرتا میتواند این دو را تشخیص دهد. بنابراین یکی از ویژگیهای انسان، امکان شناخت فطری او از خوبی و بدی است و این شناخت فطری پایه و مبنای دیگری برای آزادی انسان را فراهم میسازد. انسان به دلیل چنین شناختی، در انتخاب هر یک از خوبی و بدی آزاد است. از دیدگاه اسلام انسان به این دلیل آزاد دانسته شده که میتواند خود خوبی و بدی را درک کند و بر اساس این درک، مسیر درست را انتخاب نماید.
بنابراین آزادی انسان بر مبنای فطرت و شناخت فطری وی نیز اثبات میشود و به گفته استاد مطهری، «اختیار و آزادی جز با قبول آنچه در اسلام به نام فطرت نامیده میشود و قبل از اجتماع در متن خلقت به انسان داده شده است، معنا پیدا نمیکند».1
همچنین علاوه بر امکان شناخت فطری از خوبی و بدی، انسان موجودی است عاقل و با برخورداری از عقل میتواند خیر و شر را تشخیص دهد. عقل از دیدگاه اسلام جایگاه بسیار بالایی داشته و در مقایسه با دیگر قوای بدن از ارزش والاتری برخوردار است. از نظر اسلام شناختی که بر اساس عقل به دست آید، شناخت حقیقی است و به گفته امام علی علیهالسلام عقل، هیچگاه به انسان خیانت نمیکند:
هرگز اندیشه خردمندانه را نمیتوان با دیدن چشم و شناخت حسّی برابر دانست، چه بسا که چشمها به صاحب خود دروغ بگویند؛ اما آن که از عقل راه بجوید، عقل به او خیانت نخواهد کرد.2
بنابراین میتوان گفت وجود عقل در آدمی، از وی موجودی انتخابگر میسازد و این امکان را برای انسان فراهم میسازد که در زندگی خود تأثیر گذار باشد و بدین سان پایه و مبنای دیگری در وجود آدمی برای آزادی فراهم میشود و میتوان بر اساس عقل، آزادی انسان را استنتاج کرد. به گفته استاد مطهری «بشر مختار و آزاد آفریده شده است، یعنی به او عقل و فکر و اراده داده شده است».3
1. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج3، ص 420.
2. عبدالمجید معادیخواه، فرهنگ آفتاب (تهران: نشر ذرّه، 1373)، حرف ع.
3- مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج1، ص 385