0

مسافر حرم!

 
ghaem72
ghaem72
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 541
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مسافر حرم!
جمعه 9 بهمن 1394  9:31 AM

 

 

تا شعلة هجران تو خاموش کنم

بر آتش دل ز صبر، سرپوش کنم
بسیار بکوشیدم و، نتوانستم

 یک لحظه غم تو را فراموش کنم
ای کاش، دمی دهد امانم این اشک

 تا نقش تو را به دیده منقوش کنم
آخر چه شود، شبی به خوابم آئی

 تا جام محبت تو را نوش کنم
بنشینی و، در برت، مرا بنشانی

تا زمزمة نوازشت گوش کنم
گر بار دگر مرا در آغوش کشی

صد بوسه بر آن دست و بر آن دوش کنم 
سجاده تو، که می‌دهد بوی تو را

 برگیرم و، بوسم و، در آغوش کنم
چون درد فراق تو، ز حد درگذرد

 زین عطر تو قلب خویش، مدهوش کنم
از حمله غارت به دلم آتشهاست

این داغ، عیان، ز لاله گوش کنم
گویند به من، یتیم غارت زده ام

زآن چشمة چشم خویش پرجوش کنم
دیگر اگر ای پدر نخواهی برگشت

برخیزم و، پیکرم سیه پوش کنم؟
این داغ حسین، جاودان است (حسان)

هرگز نتوان به اشک، خاموش کنم

تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon
دسترسی سریع به انجمن ها