پاسخ به:مسافر حرم!
دوشنبه 16 تیر 1393 2:18 AM
وقتی که مشق عشق تو بر دل نگاشتیم
دیگر از آستان تو سر برنداشتیم
آب فرات و خاک حرم شد به کاممان
اینگونه بذر عشق تو در سینه کاشتیم
در سایه سار پرچم بالای گنبدت
قامت کشیده و علمی بر فراشتیم
هر وقت حُرمتِ حرم افتاد در خطر
در دست خویش دشنه و سرنیزه داشتیم
جلادها به دور حرم پا نهاده و...
...ما هم به پای عشق تو گردن گذاشتیم
ما و بضاعت کم ما را ببخش که
جز شاهرگ برای تو چیزی نداشتیم
سجاد شاکری
ترسم که شعر سنگ مزارم این شود :
" او جمال یوسف زهرا ندید و رفت... "
اللهم عجل لولیک الفرج...