0

مهدویت و زبان دین

 
sayyed13737373
sayyed13737373
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1392 
تعداد پست ها : 6674
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:مهدویت و زبان دین
دوشنبه 24 تیر 1392  3:08 PM

6. نماد و سبملیک

دیر زمانی است که تفاسیر سمبلیک از آموزه های دینی امری مرسوم شده است. بسیاری از متفکران مسیحی، داستان توفان نوح را نه یک گزارش از اتفاقات واقعی تاریخ، بلکه طریقه ای سمبلیک برای ارائه نکاتی که به لحاظ دینی مهم هستند، تلقی کرده اند؛ مثل این که خداوند، افراد شرور را تنبیه خواهد کرد؛ ولی تحت شرایطی از خود، لطف و رحمت هم نشان خواهد داد.11 یا مثلاً در بحث آینده تاریخ بشر که در آن موضوع مهدویت و موعود مطرح است، مسأله اساسی این نیست که واقعاً درآینده منجی و مصلحی ظهور کرده و جهان و جهانیان را سعادتمند می کند؛ بلکه مهدویت و موعود، نماد و سمبلی است برای تبیین این مطلب که آینده و فرجام تاریخ، به افراد خوب تعلق داشته و عملکرد آن ها همیشه در صفحات تاریخ ماندگار خواهد بود؛ پس در واژگان نمادین و سمبلیک ـ بر خلاف معنا و مفهوم ظاهر الفاظ ـ به معنای دور و خارج از معنای تحت اللفظی اشاره می شود.

7. تحقیق پذیری و ابطال پذیری

اثبات یا ابطال پذیری، دو اصل از اصول بنیادین مکتب پوزیتیویسم است و براساس همین دو اصل است که گزاره های معرفت بخش و معنادار را از گزاره های مهمل و بی معنا جدا می کنند. آنچه اصل تحقیق پذیری خوانده شده است را می توان با اندکی جرح و تعدیل چنین بیان کرد:

حکمی که یک گزاره دربارة امر واقع صادر می کند، تنها در صورتی یک حکم واقعی و اصیل است که با استناد به پاره ای وضعیت های اموری که به تجربه قابل مشاهده اند، بتوان صدق یا کذب آن را نشان داد12.

«فلو»، فیلسوف تحلیلی مشرب، تقریر خاصی از اصل تحقیق پذیری ارائه داد و آن را در قالب اصل ابطال پذیری بیان کرد. براساس این مبنا، ملاک معناداری یک گزاره آن است که آن گزاره قابل ابطال باشد؛ یعنی بتوان شرایطی را تصور کرد که در آن شرایط، این گزاره صادق نباشد13.

8. تمثیل گرایی

تمثیل گرایی، نظریه ای است که از طرف توماس آکوییناس ارائه شده است. این نظریه، حد وسط دو دیدگاه اشتراک معنوی و اشتراک لفظی دربارة الفاظ به کار رفته در متون دینی و نیز در کلام انسان ها در توصیف خدا است. «آکوییناس» معتقد بود لفظی مانند «عادل» وقتی هم بر مخلوق اطلاق می شود و هم بر خالق، مشترک معنوی نیست (یعنی معنای آن، در هر دو مورد، دقیقاً یکسان نیست)؛ امّا مشترک لفظی هم نیست (یعنی چنین نیست که دو معنای کاملاً متفاوت داشته باشند؛ مثل وقتی که واژه «داغ» را هم برای توصیف غذا به کار می بریم هم برای مسابقة اتومبیل رانی). میان عدالت الهی و عدالت انسانی ارتباطی وجود دارد؛ یعنی میان یکی از صفات خداوند و یکی از صفات انسان ها شباهتی وجود دارد. به دلیل همین شباهت است که محمول عادل، مشترک لفظی نیست. البته به دلیل تفاوت هایی که میان خدا و انسان های متناهی وجود دارد، این محمول، مشترک معنوی هم نیست؛ بلکه چنان که آکوییناس نشان می دهد، به نحو تمثیلی مورد استفاده قرار می گیرد؛ یعنی شباهت در عین تفاوت و تفاوت در عین شباهت14.

مهم بودن نظریات توماس آکوییناس، به این دلیل است که در واقع پاسخی است به ایرادهای متداول فلاسفه لااردی که می گفتند چون بیانات دینی غالباً دارای مفهومی غیر از مفهوم معمولی اند، پس این بیاناتِ دینی، یا بی معنا هستند یا خیالی و وهمی15.

دوم: طرح مسأله

در متون مقدس ما، با گزاره های مختلفی نظیر گزاره تاریخی، حکایت های اعجاب آور، بیانیه های حقوقی، پیشگویی ها، ارزشیابی ها، تأملات کیهان شناسی و گفته های کلامی مواجهیم.

در نوشته های مذهبی، قوانین رفتار، حکایت ها، شرح حال و توصیفاتی درون نگرانه از شهود و تجربه دینی وجود دارد16.

همة این گزاره ها و اظهارها ـ برخلاف برخورداری از تنوع و تکثّر ـ روح یگانه ای دارند که مانند رشته اتصالی همه آن ها را به هم پیوند می زند. به همة آن ها یک جهت واحد داده است. همة این بیانات در تعقیب اهداف دینی و برای بیان مقاصد دینی به کار می روند17.

از جملة آن ها، گزاره های آینده نگر و مهدویت است که در متون دینی در قالب گزاره های تاریخی، کلامی و نیز در قالب پیش گویی ها رخ نموده است.

تحلیل و تبیین گزاره های فوق از لحاظ معناداری و معنا شناختی در حیطه مسئولیت زبان دین است. گزاره های معنادار از گزاره های بی معنا و نیز شناخت بیانات دینی از لحاظ سبک سخن با معیار و الگوی زبان دین تبیین می شوند.

البته هر گونه بحث دربارة مسائل علمی از جمله زبان دین، به درک درست از صورت مسأله و شناخت صحیح به مسأله، تقسیم و شقوق آن به مسائل ریزتر و سؤالات جزیی مشروط است. در این نوشتار که زبان دین با موضوع مهدویت مورد ارزیابی و کنکاش قرار خواهد گرفت، لازم است ابتدا دربارة ارتباط آن دو، طرح مسأله شود تا با ایجاد زمینه، به جوانب بحث، بهتر پرداخته و زودتر به نتیجة مطلوب رهنمون شویم.

1. زبان منابع گزاره های مهدویت نظیر قرآن و روایات، شناختاری است یا غیرشناختاری؟

2. مقوله مهدویت که بیش از یکصد آیه در قرآن و بیش از دوهزار روایت عهده دار تبیین آن هستند، نمادین و سمبلیک است یا شناختاری و معرفت بخش؟

3. خداوند، در قرآن به انسان های مؤمن وعده داده است که آیندة تاریخ به آن ها تعلق دارد؛ و اگر این وعده را غیرحقیقی و غیرشناختاری بپنداریم، چگونه حکمت و عدالت الهی توجیه می شود؟

*هر وقت که سرت به درد آید    نالان شوی و سوی من آیی

چون درد سرت شفا بدادم    یاغی شوی و دگر نیایی*

*پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب    تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم*

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها