پاسخ به:مهدویت و زبان دین
دوشنبه 24 تیر 1392 3:08 PM
فلسفه دین، دانش نوپایی است که مقسم مسائل مختلفی است؛ نظیر زبان دین، انتظار از دین، نقش دین و.... این اصطلاح، دارای تعاریف گوناگونی است2 :
الف. هر نوع دفاع عقلی و فلسفی از مسائل دینی، فلسفة دین است3.
ب. کوشش برای تحلیل و بررسی انتقادی اعتقادات دینی، فلسفة دین نام دارد4.
ج. پژوهش های فیلسوفانه دربارة آموزه ها و احکام و مناسک و آداب دینی را فلسفة دین می گویند5.
د. طبق دیدگاه برخی نویسندگان، فلسفة دین عبارت است از ژرف کاوی فلسفی دین و کارهای جدید در این زمینه که به دو نوع تقسیم می شود: 1. بررسی و ارزیابی عقلانیت یا معقولیت عقاید دینی با توجه به انسجام آن ها و اعتبار براهین مربوط به توجیه آن ها 2. تحلیل توصیفی و روشن سازی زبان و عقیده اعمال دینی با توجه خاص به قوانین حاکم بر آن ها و زمینه های آن ها در حیات دینی6.
زبان دین از مسائل فلسفة دین است. و در دو حوزة معناداری و معناشناختی گزاره های دین بحث می کند7.
تفاوت میان «زبان دین» و «زبان دینی» این است که «زبان دین» تنها به این معنا است که دین با چه زبانی سخن گفته و چگونه پیام خدا را به مردم رسانده است، در حالی که «زبان دینی» چیزی فراتر از آن می باشد و هر زبانی که دربارة دین و مفاهیم آن، یا تجربه های معنوی سخن می گوید و نیز سخن گفتن با مردم، با خدا و کیفیت عبادت و مناجات با خدا را شامل می شود8. به تعبیر دیگر، میان «زبان دینی» و «زبان دین» نسبت عام و خاص برقرار است و زبان دینی در مقایسه با زبان دین از گستره وسیع تری برخوردار است.
در برخی کتاب ها و مقالات که دربارة موضوع فوق به رشته تحریر در آمده است، تمایز خاصی میان «زبان دین» و «زبان دینی» قائل نشده اند؛ بلکه آن دو را به معنای واحدی به کارگرفته اند. البته نوشتاری که در پیش رو داریم «زبان دین» در آن به معنای عام به کار گرفته شده است؛ یعنی حوزه سه گانة سخن گفتنِ خدا با مردم و مردم با خدا و نقل و انتقال باورها میان مردم به کار رفته است.
نهضت پوزیتیویسم منطقی که از سال 1920م آغاز شد، تا اندازه ای تداوم و تکامل سنت تجربه گرایانه ای بود که سررشتة آن به دیوید هیوم باز می گشت. در دهة دوم قرن بیستم و در شهر وین، گروهی از دانشمندان و فلاسفه برگرد «موریتس شلیک» گرد آمدند که بعدها به اعضای «حلقة وین» معروف شدند.
در نوشته های اصحاب حلقة وین، منطق مفاوضة علمی و زبان علم، قاعدة اصلی همة زبان ها و مفاوضه های دیگر پذیرفته شد. اعضای این حلقه، سعی کردند با ارائه معیاری دقیق و روشن، مرز گزاره های معنادار را از گزاره های بی معنا معین کنند و معیارهای مناسب را برای معناداری معرفی کنند9.
پس پوزیتیویست های منطقی، زبان علم را نمونة شاخص یک زبان دقیق و آزمون پذیر می دانستند. بر این مبنا معیار یا ضابطه ای برای تمیز گزاره های معرفت بخشِ معنادار ازگزاره هایی که چنین نیستند عرضه کردند10.
*هر وقت که سرت به درد آید نالان شوی و سوی من آیی
چون درد سرت شفا بدادم یاغی شوی و دگر نیایی*
*پاسبان حرم دل شدهام شب همه شب تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم*