0

داستانی جالب از انیشتین

 
geograf_reza
geograf_reza
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1390 
تعداد پست ها : 326
محل سکونت : آذربایجان شرقی

داستانی جالب از انیشتین
سه شنبه 11 تیر 1392  10:22 AM





 

cid:1.3748279139@web120002.mail.ne1.yahoo.com
 
 
معروف است که یک بار اینشتین در امریکا با قطار در حال مسافرت بوده که مامور قطار برای دیدن بلیط سر می رسد اما اینشتین هر چه که می گردد بلیط را پیدا نمی کند. مامور که این وضع را می بیند از کوپه او دور می شود در حالی که می گوید "حضرت استاد ، کیست که شما را نشناسد و یا شک کند شما بلیط نگرفته اید. نیازی به نشان دادن بلیط نیست". اینشتین سری به نشانه تشکر تکان می دهد. مامور بعد از تمام کردن کوپه های دیگر این واگن ، نگاهی به عقب می اندازد اما متوجه می شود اینشتین همچنان در حال گشتن است. برمی گردد و می گوید : "پروفسور اینشتین ، گفتم که شما را می شناسم و نیازی به بلیط نیست ، چرا بازهم نگرانید؟" اینشتین جواب می دهد : "اینهائی که گفتی خودم هم می دانم ، دنبال بلیط هستم ببینم به کجا دارم می روم"

 

تشکرات از این پست
salma57 mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها