مقايسه خوب يا بد؟
سه شنبه 14 خرداد 1392 7:35 PM
مقایسه ی اجتماعی، شمشیر دو لبه ای است که هم می تواند «آرامش» ببخشد و هم می تواند «اضطراب» تولید کند؛ هم می تواند موجب «امید» شود و هم موجب «ناامیدی»؛ هم می تواند سبب «پویایی» شود و هم سبب «ایستایی» و سرانجام، هم می تواند موجب رضایت از زندگی گردد و هم موجب نارضایتی. بنابراین، نمی توان از کنار آن ساده گذشت. این جا مسئله ی دیگری رخ می نماید و آن، «مهارت مقایسه کردن» است.
سؤال این است: ما باید تابع مقایسه های مان باشیم یا مقایسه ها باید تابع ما باشند؟ آیا باید فرایند مقایسه کردن را آزاد و بدون برنامه گذاشت و تبعات آن را پذیرفت و یا باید آن را تحت کنترل و مدیریت درآورد و از پیامدهای مثبت آن بهره برد؟ مقایسه کردن، خارج از اختیار ما نیست. ما می توانیم بر فرایند مقایسه کردن، «تأثیر گذار» باشیم و آن را «مدیریت» کنیم. بنابراین، با توجه به حساسیت موضوع، به دست آوردن مهارت برای مقایسه ی اجتماعی، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. باید کاربرد هر مقایسه را به درستی شناخت و آن را در جای خود به کار برد و از استفاده ی نابه جای آن، خودداری کرد تا سطح رضایت از زندگی افزایش یابد و زندگی، قرین موفقیت گردد و بشر از زندگی خود لذّت ببرد. یک. مقایسه ی کاهنده انسان به طور طبیعی در امور مادی از مقایسه ی صعودی استفاده کرده، خود را با کسانی که وضع مالی و مادی بهتری دارند، مقایسه می کند.
نمونه ی این مقایسه را داستان قارون در قرآن می توان دید. قارون از ثروت فراوانی برخوردار بود که فقط کلید گنج های او را چند انسان نیرومند حمل می کردند. او زندگی اشرافی و خیره کننده ای داشت. مشاهده ی زندگی او دیگران را به مقایسه وامی داشت و آرزوی زندگی قارونی را در آنان به جوش می آورد. اما در طرف دیگر، گروهی بودند که هر چند قارون را دیدند، ولی به مقایسه، اقدام نکردند. خداوند از این گروه، تحت عنوان (الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ) یاد کرده و گروه اول را (الَّذِینَ یُرِیدُون الحَیَوه الدُّنیَا) تعبیر کرده است. پس ویژگی گروه دوم، «خردمندی و فرزانگی» است. و لذا واکنش آنان به گونه ی دیگری بود. قرآن کریم می فرماید: (وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا وَلَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ؛ و آنان که دارای دانش بودند گفتند: وای بر شما! ثواب الهی برای کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد بهتر است و جز صابران، کسی به آن نمی رسد). مقایسه ی صعودی، پیامد طبیعی و تخلف ناپذیر تفاوت اجتماعی نیست. می شود تفاوت عمیق وجود داشته باشد اما مقایسه ی صعودی صورت نگیرد. مقایسه ی صعودی، محصول اجتناب ناپذیر تفاوت اجتماعی نیست بلکه به ویژگی های افراد بستگی دارد. مقایسه ی صعودی، زاییده ی «دنیا خواهی» است؛ اما خردمندان و فرزانگان به چنین کاری دست نمی زنند؛ هر چند شاهد زندگی قارونی نیز باشند. این، معجزه ی خردمندی است. خردمندان می دانند که زندگی قارونی، یک نعمت نیست. نعمت، آن است که پای دار و سودمند باشد.
چیزی که مایه ی معصیت و زوال پذیر است، نمی تواند نعمت باشد. از این رو گروه دوم، خطاب به گروه اول گفتند: «پاداش الهی، بهتر است». گروه اول نیز وقتی عاقبت قارون را دیدند، به اشتباه خود پی بردند. این گونه نبود که فقط گروه اول، زندگی قارونی را مشاهده کرده باشد و گروه دوم، آن را ندیده باشد. هر دو گروه دیدند؛ اما گروه اول، مقایسه کرد و گروه دوم، مقایسه نکرد. پس «مشاهده»، منجر به مقایسه نمی شود. حلقه ی مفقود میان مشاهده و مقایسه «شگفت زدگی» و «چشم دوختن» است. هر دو گروه، در مشاهده یک-سان اند؛ اما گروه اول، زندگی قارونی را با عظمت می دانست (انَّهُ و لَذُو حَظٍّ عَظیَمٍ) لذا به آن چشم دوخت؛ اما گروه دوم که چنین اهمیتی را در آن زندگی نمی دید، برایش شگفت انگیز نیز نبود؛ به همین دلیل به آن چشم ندوخت. به همین جهت خداوند متعال برای جلوگیری از مقایسه ی صعودی و تأمین رضامندی می فرماید: (وَلاَ تُعْجِبْکَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا یُرِیدُ اللّهُ أَن یُعَذِّبَهُم بِهَا فِی الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ کَافِرُونَ. اموال و فرزندان آن ها تو را به شگفت نیندازد. همانا خداوند اراده کرده که به وسیله ی آن ها، آنان را در دنیا عذاب کند و جان دهند در حالی که کافرند). این آیه، روی «شگفت زدگی» دست گذاشته است و می خواهد که مردم در مواجهه با زندگی های قارونی، شگفت زده نشوند و برای این کار، ماهیت ثروتمندی آنان را (وسیله ی عذاب آن ها بود) بیان نموده است. کسی که بداند ماهیت مال های قارونی چیست، از دیدن آن ها شگفت زده نمی شود
پس چشم نمی دوزد و چون چشم ندوخت، به مقایسه ی صعودی نیز اقدام نمی کند. خداوند متعال خواسته است که به زندگی های قارونی، چشم ندوزیم: (وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَی مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَه الْحَیَاه الدُّنیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقَی. و به آن چه گروه هایی از آنان را از آن برخوردار کردیم، چشم مدوز؛ که شکوفه های زندگی دنیا هستند و روزی پروردگارت بهتر و پای دارتر است). در این آیه ی شریفه، از این قبیل اموال به عنوان «شکوفه» یاد شده است که عمری کوتاه و ناچیز دارد. در مقابل، از «رزق» خداوند یاد شده که دو ویژگی دارد: «خیر بودن» و «پایدار بودن». اگر چنین است، نعمت های دنیایی قارون ها چیز ارزش مندی نیست که چشم ها را به خود خیره کند. پس در واقع رتبه ی بالاتری وجود ندارد تا آرزوی آن برده شود و این گونه می توان به زندگی آرام و رضایت بخشی فکر کرد. کارکرد روانی مقایسه ی صعودی در زندگی چیزهای فراوانی وجود دارند که می شود به خاطر آن ها زندگی با نشاط و شادی داشت. مقایسه ی صعودی سبب می شود که انسان آن چه را در خود دارد، نبیند و پیوسته حسرت زندگی دیگران را بخورد.
امام صادق(ع) در این باره می فرماید: بپرهیزید از این که به آن چه در دست فرزندان دنیاست، چشم بدوزید؛ چرا که هر کس به آن چشم بدوزد، … نعمتی را که نزد اوست، کوچک می شمرد و در نتیجه، سپاس گزاری او کاهش می یابد. زندگی در این دنیا برای هیچ کس کامل نیست. بدون شک، زندگی «داشته ها» و «نداشته ها»ی فراوانی دارد. اگر انسان به داشته های خود توجه کند و از آن ها لذت ببرد، راحت تر می تواند نداشته ها را تحمل کند. اما اگر کسی داشته های خود را نبیند، زندگی را یک سره محرومیت می داند و در آن هیچ نقطه ی امیدی نمی یابد و همه ی زندگی، یک پارچه برای او سختی و تلخی است و واقعاً چنین زندگی ای را نمی توان تحمل کرد. لذا بردباری نیز از میان می رود و فرد، توان تحمّل سختی ها را نخواهد داشت و این گونه است که مقایسه ی صعودی، زندگی را به پرت گاه نارضایتی سوق می دهد.
پدید آورنده : عباس پسندیده
امیدوارم لبخند امام زمان روزی شما باشد. باتشکر/