0

طنازی با شعر

 
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:طنازی با شعر
یک شنبه 12 خرداد 1392  10:55 AM

كنون رزم ویروس و رستم شنو * دگرها شنیدستی این هم شنو


كه اسفندیارش یكی دیسك داد * بگفتابه رستم كه ای نیك زاد


در این دیسك یكی باشد فایل ناب * كه بگرفتم من ازسایت افراسیاب


برو خرمی كن بدین دیسك هان * كه هم نون و هم أب باشد درأن


تهمتن روان شد سوی خانه اش * شتابان به دیدار رایانه اش


دگر صبر و أرام و طاقت نداشت * و أن دیسك را در درایوش گذاشت


نكرد هیج صبرو نداد هیج لفت * یكی هم كپی از همان دیسك گرفت


به ناگه چنان سیستمش هنگ کرد * که رستم در آن ماند مبهوت و منگ


تهمتن کلافه شد و داد زد * ز بخت بد خویش فریاد زد


چو تهمینه فریاد رستم شنود * بیامد که لیسانس رایانه بود


بدو گفت رستم همه مشکلش * وز آن دیسک و برنامه ی قابلش


چو رستم بدو داد قیچی و ریش * یکی دیسک بوتیبل آورد پیش


به ناگه یکی رمز ویروس یافت * پی حفظ امضای ایشان شتافت


به خاک اندر افکند ویروس را * تهمتن به رایانه زد بوسه را


چنین زد لگد تهمینه بر شوهرش * که جار شد خون از سرواز برش

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

تشکرات از این پست
khodaeem1
دسترسی سریع به انجمن ها