0

مشورت

 
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مشورت
یک شنبه 3 شهریور 1392  3:24 PM

امام صادق عليه السلام در اين باب به يكى از مسائل مهّم كه گاهى خير دنيا و آخرت انسان در آن است يعنى مسئله مشورت با صاحبان صلاحيت اشاره مى‏فرمايند.

امام عليه السلام بيان مى‏دارند:

در امورى كه اقتضاى دين و امر آخرت است، با كسى كه داراى پنج خصلت است مشورت كن:

1- از عقل و انديشه پاك و روشنى برخوردار باشد.

2- داراى علم و دانش باشد.

3- از عرصه با عظمت تجربه در تمام امور برخوردار باشد.

4- در او روح نصيحت و خيرخواهى و راهنمايى به حق قوت داشته باشد.

5- از محرمات و منهيّات در پرهيز بوده و صاحب تقوا و خويشتن‏دارى باشد.

اگر انديشه و عقل انسان بر همه امور و حقايقِ لازم و به خصوص عواقب كارها و برنامه‏ها احاطه كامل داشت، نياز به مشورت نبود، ولى سازمان و ساختمان عقل‏ به گونه‏اى نيست كه بتواند عاقبت واقعى هر برنامه و كارى را درك كند، نورافكن عقل قوى نيست و محدوده درك و فهم و بينش انسان بسيار كم است.

انسان اگر بخواهد با تكيه بر عقل تنهاى خود به هر امرى وارد گردد به هر كارى دست بزند، بدون شك ضرر و خسارت انسان بيش از منفعت او خواهد بود.

تاريخ بشر روشن‏تر از آفتاب نشان مى‏دهد كه حركت در مسير زندگى به همراهى عقل تنها خسارت‏هاى غير قابل جبران نصيب انسان كرده است.

قسمت عمده‏اى از بدبختى‏ها و تيره‏روزى‏هاى بشر در طول تاريخ معلول همين داستان است.

آنان كه از كمك‏گيرى از عقول بالاتر و انديشه‏هاى الهى و تفكرات خدايى و به خصوص از كمك‏گيرى از عقول سفيران حق و امامان معصوم عليهم السلام تكبر كردند به چاه مذلّت و هلاكت افتادند.

تشكيل سمينارها، كنفرانس‏ها، مجالس قانون‏گذارى، مجالس مشورتى، همه و همه دليل قاطع و برهان ساطعى بر اين حقيقت است كه عقل و علم انسان به هر درجه‏اى كه باشد باز نياز به مشورت دارد.

آيات و روايات بسيار مهم اسلامى هم اين معنا را تصديق مى‏كنند و انسان را به مشورت با عقول عاليه در امر دين و دنيا و امروز و فردا توجه مى‏دهند.

حضرت موسى بن جعفر عليه السلام به هشام فرمودند:

يا هِشْامُ! انَّ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَيْنِ: حُجَّةٌ ظاهِرَةٌ وَحُجَّةٌ باطِنَةٌ فَامَّا الظّاهِرَةٌ فَالرُّسُلُ وَالْانْبِياءُ وَالْائِمَّةُ عليهم السلام وَأمَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقُولُ‏ «1».

اى هشام! به حقيقت كه خداوند بر مردم دو حجّت دارد، حجت عيان و حجّت نهان، حجت آشكار رسولان و پيامبران و امامانند و حجت درونى و نهان عقل است.

مى‏توان از اين روايت بدين‏گونه استفاده كرد كه اگر در انسان عقل نباشد راه استفاده او از انبيا و امامان عليهم السلام مسدود است، اگر انسان بى‏رابطه با انبيا و امامان عليهم السلام زندگى كند از خسارت و ضرر مصون نخواهد بود؛ زيرا عقل تنها نمى‏تواند در همه شؤون راهنماى انسان باشد، نياز عقل به عقول عاليه يك نياز طبيعى و ضرورى است و بر انسان است كه از كمك‏گيرى از عقول الهيه تكبر نكند.

توجه به اين نكته لازم است كه انسان اگر طالب خير و سعادت در امور دين و دنيا و آخرت است بايد در درجه اوّل از كتاب خدا و درجه بعد از انبيا و به خصوص خاتم رسولان و آن گاه از ائمه طاهرين عليهم السلام و سپس از آنان كه از عقل بيدار و علم و تجربه و تقوا و روح نصيحت برخوردارند مشورت كند كه سير اين مسير آدمى را به مقام قرب و عرصه ملكوت و رضايت حق و بهشت برين رهنمون مى‏گردد.

مشورت با خدا به اين است كه به كتاب حق، علم و معرفت پيدا كند و از آيات قرآن براى زندگى دستور بگيرد.

مشورت با انبيا و ائمه عليهم السلام به اين است كه به روايات صحيحه مراجعه كند و راه خود را بر اساس دستورهاى آن بزرگواران تنظيم نمايد.

مشورت با صاحبان اوصاف پنج‏گانه به اين است كه امر خود را با آنان در ميان بگذارد و از آنان بخواهد كه وى را راهنمايى كنند.

اگر كسى عارف به قرآن و روايات نيست، براى بهره‏گيرى از آيات و روايات لازم است دست در دست عالم ربّانى گذاشته و از دانش او نسبت به آيات و روايات بهره بگيرد.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها