براي غربت هزار ساله ات دلم گرفت
براي لحظه هاي غيبتت دلم گرفت
چه رنجها که طول عمرخود زما کشيده اي
براي قلب نازک شکسته ات دلم گرفت
چه کرده ايم ؟ بين ما تو زندگي نمي کني
براي قرنها غم غريبي ات دلم گرفت
ميان ما تو ناشناسي و بدون همنشين
براي گريه هاي مخفيانه ات دلم گرفت
هزار بار گناه ما به چشم خويش ديده اي
براي ناله هاي بي قراريت دلم گرفت
براي عده اي از ما غريبه اي
براي غصه غريبه بودنت دلم گرفت