غزل گل
جمعه 20 اردیبهشت 1392 8:25 PM
سحر دیدم که شبنم روی گل بود
فضای دشت و صحرا بوی گل بود
نوای بلبل شیدا و مفتون
به عشق دیدن گیسوی گل بود
در اغوش چمن دیدم که لاله
به صد ناز و ادا همسوی گل بود
کنار معبد و میخانه و دیر
نگاه هر کسی بر کوی گل بود
میان باغ و رقص دلنوازان
سخن از قدرت نیروی گل بود
ولی از کینه ی خار ستمگر
هزاران زخمه در بازوی گل بود
خوشا بر حال درویش غزلخوان
که شعرش زینتی بر موی گل بود
شاعر": علی رحمانی (درویش)