حروف حلقی
پنج شنبه 19 اردیبهشت 1392 6:06 PM
حروف حلقی
حلق: از پشت لهات «زبان کوچک »شروع شده و انتهای آن به ابتدای دریچه ی نای و تقریباً ابتدای حنجره میرسد .
حنجره: عضو تولید کننده صدا میباشد و در ابتدای نای واقع شده است.اجزای حنجره عبارت است از :
غضروف تیروئید «سیب آدم »که در مردان مشخّصتر است و رباطها«تارهای صوتی» که غضروفهای حنجره را به هم متّصل میکنند و مکان آنها دقیقاً مقابل برآمدگی گلو از داخل، یعنی سیب آدم میباشد (مطابق شکل). وظیفه ی رباطها (تارهای صوتی) مرتعش شدن به وسیله هوایی است که به صورت خام از ریه به سوی حلق میآید و در نتیجه ایجاد صوت میکند و صوت به وجود آمده ، با یکی از مکانهای فرعی حروف درگیر شده و ایجاد حرف مینماید.

6 حرف « ء ، ه ، ع ، ح ، غ ، خ » حروف حلقی نامیده می شوند .حلق از نظر علم تجويد به سه قسمت اقصی الحلق ، وسط الحلق و ادنی الحلق تقسيم ميگردد.
اقصی الحلق : دورترين قسمت حلق نسبت به دهان است .اين مكان دقيقاً در محل تارهاي صوتي قرار دارد محلّ خروج دو حرف « همزه و هاء » است .
1-مخرج حرف « همزه » :هواي خام از ششها به سوي حنجره حركت و در برخورد با تارهاي صوتي، آنها را مرتعش نموده، به نحوي كه به يكديگر نزديك شده و به نظر ميرسد كه به هم چسبيده باشند (و در واقع تارهاي صوتي حالت انقباضي به خود ميگيرند)، در اين حال هوا كاملاً حبس شده و به يكباره پس از حبس هوا و رها شدن آن، همزه ادا ميشود.در هنگام ادای همزه سيب آدم اندكي به طرف بالا حركت ميكند و پس از اداي آن دوباره به جاي خود باز ميگردد و لذا بسيار محكم و با قدرت نيز ادا ميشود و اگر غير از اين ادا شود، همزه واقعي و مورد نظر نخواهد بود. چون در تلفّظ حرف همزه حبس هوا 100% و كامل است ،سكت كوچكي در صدا ايجاد ميشود و به همين خاطر تند و سريع ادا نميشود. در هنگام اداي همزه دهان كاملاً باز ميشود و لذا همزه از حروف نفسگير است و اگر كنترل نشود درصد زيادي از نفس قاري صرف اين حرف خواهد شد .
2-مخرج حرف « هاء »: هواي خام از ريهها به سوي حنجره حركت كرده و به هنگام اداي آن تارهاي صوتي هيچ گونه عكسالعملي نشان نداده فقط قدري به هم نزديك ميشوند و هوا بدون محبوس شدن، مسير خود را به سوي فضاي دهان طي ميكند .حرف« هاء» در موقع تلفظ، با طمأنينه ، بانرمی و بدون سرعت ادا ميشود و دهان نيمه باز ميگردد.
وسط الحلق « میان حلق » : اين مكان قدري بالاتر از سيب آدم و تارهاي صوتي و نیز پايينتر از زبان كوچك (لهات) قرار داشته و به همين منظور «وسط حلق »ناميده شده است و محل خروج دو حرف« عین و حاء » ميباشد.
3-مخرج حرف «عین » : قدري بالاتر از مخرج "هاء" و پايينتر از مخرج "حاء" ميباشد. در هنگام اداي آن سيب آدم به اندازه ارتفاع حنجره بالا آمده و تارهاي صوتي به هم نزديك ميشوند، هواي رانده شده از طرف ريه در اين مكان با هواي مرطوب و لزج موجود در ديواره حنجره ممزوج شده و بدون اينكه هوا كاملاً محبوس شود با غلظت خاصّي از همه سو يكسان به جنبش درآمده و مخرج « عين »را ميسازد.
4- مخرج حرف « حاء »:هواي رانده شده از ريه كمي بالاتر از مخرج «عين » دچار گرفتگي شده و لذا هوا با فشار از حلق خارج ميشود. گفته شده كه مخرج آن همان محل صاف كردن صدا ميباشد. «حاء»داراي غلظت صدا و با خشونت ادا ميشود .هنگام اداي "حاء" تارهاي صوتي به يكديگر نزديك شده و سيب آدم به سمت بالا حركت كرده و تا آخر حلق پيش ميرود و هوا محبوس ميگردد، لكن حبس كامل نيست .
ادنی الحلق «نزدیکترین نقطه حلق نسبت به دهان » : اين مكان اندكي بالاتر از مخرج « حاء »و دقيقاً موازي لهات و برونتر از آن است به سوي فضاي دهان، و از اين جهت نزديكترين نقطه حلق نسبت به دهان ناميده شده است.
5-مخرج حرف « غ »: هواي رانده شده از شش به سوي فضاي دهان با رطوبت اطراف حلق ممزوج شده، زبان كوچك (ملاز) را مرتعش ساخته و حرف «غين »پديد ميآيد. يعني از ارتعاشات به صورت مستمر، حرف "غين" به خوبي تلفظ ميگردد و لذا گفته شده مكان آن در جاي غرغره كردن است. در هنگام تلفظ « غين » هوا تمايل آنچناني به بيرون آمدن از فضاي دهان ندارد و فقط در محلّ مزبور به گردش درآمده و لهات را مرتعش ميسازد و لذا بايد دقّت شود كه « غين » در هنگام تلفظ زيادتر از معمول به لرزش در نيامده و نيز به جلوي لهات منتقل نگردد، چرا كه این حرف پر حجم ادا می شود .
6-مخرج حرف « خ »: همان مكان «غين »است با اين تفاوت كه لهات در تلفظ حرف« خ »مقدار كمي مرتعش شده و هوا سخت به پيش رانده ميشود و از رطوبت كمي برخوردار ميباشد، به عبارتي ديگر هوا به حبس شدن نزديك ميگردد ولي فشار آورده و ناچار به قوّت از آنجا بيرون ميآيد. در هنگام اداي « خاء»لبها به سوي داخل دهان تمايل پيدا كرده و صداي خراش مانندي در محل« خاء» ايجاد ميگردد. بايد توجّه داشت كه در هنگام تلفظ «خاء» این حرف پر حجم ادا شود .