نقل قول liasam
گفتین موش وگربه .........امروز یه بچه گربه اومده بود توی حیاطمون از هیچی ام نمیترسید ( هرچی دم دستم اومد به طرفش انداختم بترسه بره) منم چون داشتم حیاطو میشستم تو باغچه بود خیسش کردم بیاد بیرون..بعد چند دقیقه اومد یه نگاهی کرد ورفت دوباره توی باغچه!!!.......بیخیالش شدم رفتم توی خونه....موقع شام اومد پشت در ورودی....آخرش در پارکینگ وورودیا باز گذاشتیم مامانش
پیداش کرد بردش...
چه بامزه جریانات آجی سارا و جانداران اهلی ...آجی گربم گربه ها قدیم ..بایک کلمه ی دو حرفی فرار میکردن ..