پاسخ به:((¯`»._.«¦¤¦ اتاق چت كاربران راسخون ¦¤¦»._.«´¯))
جمعه 27 اردیبهشت 1392 5:12 PM
آجی سلمام کجاست ؟
سلام . خانم معلم. من هستم. شديم عين آفتاب و مهتاب. من روز ميام شما شب. اصلا هم به هم نمي رسيم. (تو روز هم كه باشه يه دفعه كسوف و خسوف ميشه همديگه رو نمي بينيم) چند وقتي من سراغ شما رو مي گرفتم مي گفتين من هميشه هستم. ديروز كه نبودين. بعد كه اومدين من نبودم. آخه من بايد به خونه و زندگي برسم نمي تونم شب بيام. شام درست كنم و ..... كارهاي عقب افتاده روزم رو انجام بدم و.... از همراهي شبانه معذورم. روزها هم گاهي مشغله و گاهي حوصله مانع ميشه. به هر حال هر وقت باشم نوشته هاي دوستان رو مي خونم . جديدا تشكر هم نمي زنم. چون اينقدر دوستان با محبتند سريع دعوت مي كنن و من هم وسوسه مي شم و اونوقت كارها مي مونه!
انشاءالله كم كم شما هم روز مياين درست ميشه. اونوقت همديگه رو مي بينيم (مجازي)
موفق و مؤيد باشيد.
در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش