پاسخ به:((¯`»._.«¦¤¦ اتاق چت كاربران راسخون ¦¤¦»._.«´¯))
یک شنبه 22 اردیبهشت 1392 8:01 AM
سلام اجی سلما گل
آجی احساس میکنم ناراحتی چیزی شده ؟؟
اجی زینب و محمد حسین خوبن ؟
چطور اين احساس بهت دست داد؟ :)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~`
نمیدونم اجی
من ادم احساسی هستم تمام زندگیم رو پایه احساسات بنا شده با این که خیلی ها معتقد هستند نوشته ها احساس ندارند اما من معتقدم نوشته ها هم با احساسند نوشته هایتان مثل همیشه نیست
اول گفتم شاید خدای ناکرده بچه کسالت دارند اما بعد احساسم تغییر کرد احساس میکنم چیزی ناراحتتون کرده
سلام. من خوبم. بچه ها هم خوبن. ولي چند روزيه سرم شلوغه. وقتي ميام چت سريع مي نويسم.
تازه من بعضي وقتها يه چيزي رو با كمال آرامش مي نويسم. و البته با احساس . بعد از مدتي كه ارسال كردم وقتي تند مي خونمشون مي بينم واااااي چقدردر حالت معمولي لحنم تند شده. ولي خب معمولا نوشته هام رو عوض نمي كنم. در ضمن. صبح ها كه كسي نمياد و من هم بيشتر صبح ها هستم.
سرعت اينترنت هم مزيد بر علته كه من زياد به انجمن نيام. يا اينكه زياد پست نزنم.
چند روزيه راسخون دير باز ميشه. ديرتر از هميشه. صفحه هاش قفل مي كنه و من كه با كلي اشتياق ميام پست بزنم پشت در انجمن جا مي مونم. سرعت خوب بشه بيشتر ميتونم بيام.
بعضي وقتها رنگ خط رو مي خوام عوض كنم بايد 5 دقيقه صبر كنم. من هم بي خيال ميشم
در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش