3. پوشش زن در ادیان بزرگ الهى
حجاب در شریعت حضرت ابراهیم(علیهالسلام)
در آئین مقدس حضرت ابراهیم (علیهالسلام) مسأله پوشش زنان، حائز اهمیت بوده است. در کتاب تورات چنین مىخوانیم: «"رفقه" چشمان خود را بلند کرده و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد، زیرا از خادم پرسید: این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما مىآید؟ خادم گفت: آقاى من است. پس برقع خود راگرفته، خود را پوشانید.»18
از این بیان روشن مىشود که پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم (علیهالسلام) وجود داشته است؛ زیرا «رفقه» در مقابل اسحاق که به او نامحرم بود، از شتر پیاده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد.
حجاب در آیین یهود
در اصول اخلاقى «تلمود» که یکى از کتابهاى مهم دینى و در حقیقت فقه مدون و آیین نامه زندگى یهودیان است، آمده: «اگر زنى به نقض قانون یهود مىپرداخت، چنانچه مثلاً بىآنکه چیزى بر سر داشت به میان مردم مىرفت و یا در شارع عام نخ مىرشت یا با هر سنخى از مردان درد دل مىکرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانهاش تکلّم مىنمود، همسایگانش مىتوانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.»19
حجاب در آیین مسحیت
در کتاب انجیل آمده است: پولس در رساله خود به قدنتیان تصریح مىکند:
«اما مىخواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا. هر مردى که سرپوشیده دعا یا نبوت کند سر خود را رسوا مىنماید. اما هر زنى که سربرهنه دعا کند، سر خود را رسوا مىسازد؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمىپوشد، موى را نیز ببرد و اگر زن را موى بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد؛ زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چون که او صورت و جلال خداست، اما زن جلال مرد است؛ زیرا که مرد از زن نیست، بلکه زن از مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده، بلکه زن براى مرد. از این جهت زن مىباید عزتى بر سر داشته باشد، به سبب فرشتگان... در دل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند.»20 پس در جایى که براى دعا باید سر زن پوشیده باشد، به هنگام روبه رو شدن با نامحرم پوشش سر لازمتر خواهد بود.
و نیز در انجیل، در رساله پولس، به تیموتاوءس مىگوید: «و همچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا و پرهیز، نه به زلفها و طلا و مروارید و رخت گرانبها، بلکه چنان که زنانى را مىشاید که دعواى دیندارى مىکنند به اعمال صالحه.» 21
پى نوشتها:
1ـ على اکبر علویقى، زن در آیینه تاریخ؛ اگر منظور نویسنده این است که حجاب یک امر فطرى است و بر اثر یک رسم اکتسابى به وجود نیامده، ما هم قبول داریم، ولى نمىتوان پذیرفت دین موجد حجاب نبوده است؛ زیرا اولاً دوران پیش از مذاهب، پیش فرض باطلى است. چون بنا بر آموزههاى دینى، اولین انسان خود پیامبر و داراى مذهب بوده است، ثانیاً اگر حجاب را جزئى از تعلیمات مذهب بدانیم، به فطرى بودن آن نقصى وارد نکردهایم، زیرا تعالیم دین با فطرت انسان هماهنگى کامل دارد، چنانچه آیه 30 سوره روم بدان اشاره دارد.
2ـ به نقل از دایرةالمعارف القرن العشرین، 1923.
3ـ ویل دورانت، تاریخ تمدن، ص 520.
4ـ همان، ص 336.
5ـ همان، ص 340.
6ـ همان.
7ـ همان، ص 434.
8ـ به نقل از دایرهالمعارف القرن العشرین، 1923.
9ـ تفسیر اثنى عشرى، ج 10، ص 490.
10ـ ضیاءپور، پوشاک باستانى ایرانیان، ص 51.
11ـ همان، ص54.
12ـ همان، ص 56.
13ـ جلیل ضیاء پور، پوشاک زنان ایرانى، ص 194.
14ـ همان، ص 197.
15ـ همان، ص 114.
16ـ على سامى، تمدن ساسانى، ج1، ص 186.
17ـ السیرة الحلبیه، ج 2، ص 234.
18ـ سفر پیدایش، باب 24، آیه 64 و65.
19ـ ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 4، ص 461.
20ـ باب11، آیه 3تا14.
21ـ باب دوم، آیه 9تا 11.