2. پوشش زن در ایران باستان
در مورد پوشش زنان ایران باستان، مطالب زیادى در تاریخ وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و اینکه حجاب بسیار سختى در بین آنان رایج بوده است، مىگوید: «زنان طبقات بالاى اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوشدار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمىشد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردى را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقشهایى که در ایران باستان بر جاى مانده، هیچ صورت زن دیده نمىشود و نامى از ایشان به نظر نمىرسد.»7
از دائرهالمعارف لاروس نیز به دست مىآید که حجاب در بین مادها و پارسها وجود داشته است.8 همچنین در تفسیر اثنىعشرى9 آمده است: «تاریخ نشان مىدهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است». در کیش «مازدیسنى» نامه شت مهاباد، آیه 90 گوید: زن خواهید و جفت گیرید و هم خوابه دیگرى را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید.»
نصوصى که بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان مىدهد که زنان در دورههاى مختلفى چون دوره مادها، پارسىها (هخامنشیان)، اشکانیان و سامانیان داراى حجاب و پوشش بودهاند، که به چند نمونه آن اشاره مىشود:
دوره مادها
در کتاب «پوشاک باستانى ایرانیان» آمده: «اصلى که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمههاى ما قبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شکل (با کمى تفاوت) با پوشاک مردان یکسان است.»10
وى در ادامه براى توضیح نقوش بر جاى مانده مىنویسد: «مرد و زن به واسطه اختلافى که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده مىشوند. به نظر مىرسد که زنان پوششى نیز روى سر خود گذاردهاند و از زیر آن گیسوهاى بلندشان نمایان است.»11
دوره پارسىها (هخامنشیان)
پارسىها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشى را تأسیس کردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: «از روى برخى نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومى برمىخوریم که پوششى جالب دارند. پیراهن آنان پوششى ساده و بلند یا داراى راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمىخوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادرى مستطیل بر روى همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگرى تا به مچ پا نمایان است.»12
دوره اشکانیان
در این دوره نیز همانند گذشته، حجاب زنان ایرانى کامل بوده است. در این باره چنین مىخوانیم: «لباس زنان اشکانى پیراهنى بلند تا روى زمین، گشاد، پرچین، آستیندار و یقهراست بوده است. پیراهن دیگرى داشتهاند که روى اولى مىپوشیدند و قد این یکى نسبت به اولى کوتاه و ضمناً یقهباز بوده است. روى این دو پیراهن چادرى سرمىکردند.»13
در جاى دیگر آمده است: «چادر زنان اشکانى به رنگهاى شاد و ارغوانى و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزى بیضى منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیرى به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوى روى سر مىافتاده که عمامه (نوعى کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها مىپوشانیده است.»14
در کتاب «پارتیان» نیز آمده است: «زنان عهد اشکانى قبایى تا زانو بر تن مىکردند، با شنلى که بر سر افکنده مىشد و نیز نقابى داشتند که معمولاً به پس سر مىآویختند.»
دوره ساسانیان
در این دوره اردشیر پسر بابک با استفاده از ضعف اشکانیان، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد و دین زرتشت را دین رسمى کشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشکدههاى ویران را بازسازى نمود. زنان در این دوره که احکام دینى زرتشتیان در کشور اعمال مىشده است، همچنان داراى حجاب کامل بودند. در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: «چادر که از دورههاى پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.»15
حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتى داشت که «حتى لباس هنرپیشگان زن، مانند لباسهاى بلند سایر بانوان، تا پشت پا کشیده شده است.»16
براى اثبات توجه زنان در این دوره به حجاب، کافى است این نقل تاریخى را از منابع اسلامى مرور کنیم: هنگامى که سه تن از دختران کسرى، پادشاه ساسانى، را با ثروت فراوانى از اموال، براى عمر آوردند، شاهزادگان ایرانى را در برابر عمر در حالىکه با پوشش و نقاب، خود را پوشانده بودند، ایستاندند، خلیفه دستور داد، با آوازى بلند بر آنان فریاد کشند که: پوشش از چهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران پول بیشترى به پاى آنها بریزند. دوشیزگان ایرانى از برهنه کردن صورت خوددارى کردند و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند. خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانى مىگریستند. حضرت على(علیهالسلام) به عمر فرمودند: در رفتارت مدارا کن؛ از پیغمبر خدا(صلىاللهعلیهوآله) شنیدم که مىفرمود : «بزرگ و شریف هر قومى را که خوار و فقیر شده، گرامى بدارید». عمر پس از شنیدن فرمایش حضرت على (علیهالسلام) آتش خشمش فرو نشست. سپس حضرت اضافه کرد: «با دختران ملوک نباید معامله دختران بازارى (کنیزان) کرد.»17