0

سرگذشت «مارگو ولک»، زن پیش‌مرگ هیتلر

 
samsam
samsam
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 50672
محل سکونت : یزد

سرگذشت «مارگو ولک»، زن پیش‌مرگ هیتلر
یک شنبه 18 فروردین 1392  7:20 PM

 

نشریه اشپیگل، یک مقاله جالب در مورد یکی از پیش‌مرگ‌های هیتلر منتشر کرده است، این زن که هنوز زنده است و ۹۵ سال دارد، مارگو ولک Margot Wölk نام دارد. بیشتر از دو سال، او و دیگر زنان همراهش، مجبور بودند همه وعده‌های غذایی هیتلر را بچشند، بعد از اطیمنان از سالم بودن غذاها، غذاها به هیتلر داده می‌شد.

04-07-2013 09-23-48 AM

در شرایطی که شهروندان آلمان در کمبود شدید غذا بودند، به سختی قهوه گیر می‌آورند و کره‌ای که با آرد رقیق شده بود، روی نان خود می‌مالیدند،‌ او خوش‌طعم‌ترین غذاها را هر روز می‌خورد، غذایی که البته در هر لقمه با چاشنی ترس از مرگ همراه بود.

مارگو زمانی که ۲۴ ساله بود، در زمستان سال ۱۹۴۱، ‌از آپارتمان والدین خود در برلین که مورد اصابت بمب قرار گرفته بود، فرار کرد و به خانه نامادری‌اش در دهکده‌ای در لهستان به نام Gross-Partsch رفت، اما این خانه از قضا، در سه کیلومتری یکی از محل‌های اقامت هیتلر بود، جایی که او از آنجا جبه نبرد شرق را رهبری می‌کرد.

04-07-2013 09-25-32 AM

رئیس این مرکز، یک نازی پیر بود، روزی او به مارگو دستور داد که همراه آنها بیاید، از این زمان او در حلقه ۱۵ زن پیش‌مرگ هیتلر قرار گرفت، آنها در یک ساختمان دوطبقه سکونت داده شدند که در آنجا غذاهای هیتلر آماده می‌شد، غذاهایی که عمدتا غذاهای گیاهی بودند.

در آن زمان این شایعه وجود داشت که متفقین قصد مسموم کردن هیتلر را دارند، بنابراین پیش‌مرگ وادار بودند که کار حساسی انجام بدهند، در طی دو سالی که مارگو پیش‌مرگ هیتلر بود، هیچگاه هیلر را از نزدیک ندید، صرفا وقتی که هیتلر به محل اقمات شرقی می‌آمد، او را ساعت ۸ صبح از خواب بیدار می‌کردند تا آماده کار ویژه‌ای باشد.

به این ترتیب مارگو که حاضر نشده بود به انجمن دخرتان آلمانی حمایت‌کننده نازی‌ها بپیونند و کسی که پدرش از پیوستن به حزب نازی امتناع کرده بود، در شرایطی قرار گرفت که مجبور به کمک به هیتلر شد. در این زمان همسر او -کارل- در میدان جنگ بود و او در این دو سال هیچ خبری از او نداشت.

در ۲۰ جولای ۱۹۴۴، زمانی که به هیتلر سوء قصد نافرجامی شد، چند سرباز زنان پیش‌مرگ را دعوت کرده بودند که فیلمی را با هم در یک چادر نزدیک محل اقمات هیتلر ببینند، بعد از انفجار بعضی‌ها فریاد زدند که هیتلر مرده است، اما هیتلر فقط چند جراحت کوچک برداشته بود.

04-07-2013 09-26-15 AM

بعد از این حادثه، حلقه محافظتی از هیتلر محکم‌تر شد، زنان پیش‌مرگ به یک مدرسه خالی همجوار برده شدند.

یکی از شب‌ها یکی از افسران اس اس، با نردبانی به محل اقامات مارگو نفوذ کرد و به او تجاوز کرد، بعد از این حادثه دردناک، در شرایطی که ارتش شوروی تنها چند کیلومتر با آنها فاصله داشت، ستوانی به او کمک کرد که فرار کند و با قطاری او را به برلین فرستاد، مارگو شانس آورده بود، چون همه زن‌های پیش‌مرگ توسط ارتش شوروی کشته شدند.

04-07-2013 09-24-44 AM

در برلین باز هم بخت با او بود، در اینجا یک پزشک او را از چنگ سربازهای اس اس که در پی فراری‌ها بودند، نجات داد، اما بعد از سقوط برلین او به چنگ ارتش شوروی افتاد، دو هفته تمام سربازهای شوروی به او تجاوز می‌کردند، حاصل این تجربه دردناک، صدمات روانی شدید و جراحاتی بود که باعث شد که هیچگاه نتواند صاحب فرزند شود.

همسر مارگو، در سال ۱۹۴۶ بعد از سال‌ها جنگ و اسارت بازگشت، مارگو از او پرستاری کرد تا بهبود یابد و پس از آن، آنها ۳۴ سال تمام با هم زندگی کردند.

تا همین چند وقت پیش، یعنی زمانی که یک روزنامه‌نگار محلی به مناسبت نود و پنجمین سالگرد تولدش با دادن مبلغی او را راضی به گفتگو نکرده بود، او سکوت اختیار کرده بود.

04-07-2013 09-24-19 AM

مارگو حالا در در همان آپارتمانی زندگی می‌کند که به دنیا آمده بود، او یاد گرفته است که دوباره از غذاها لذت ببرد، اما هیتلر و کسانی که را که چنان زندگی دشواری را به او تحمیل کردند، از یاد نبرده است.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها