پاسخ به:دنیای طب
یک شنبه 4 فروردین 1392 4:36 PM
در بخش قبلی این مطلب با گوشه ای از تفاوت های بنیادی طب سنتی و طب رایج آشنا شدیم. اینک به جنبه های دیگری از این تفاوت خواهیم پرداخت.
دکتر الهام امیرآذر
۳-علت و معلول:
در طبّ رایج علت و معلول بر اساس فرضیه ارسطویی است.لذا علت و معلول مجرّد ،مستقل ،بدون تغییر و بدون حرکت میباشد. در طبّ سوزنی علت و معلول میتوانند در تداوم یکدیگر باشندیا ضدّ هم یا حتی مکمل یکدیگر باشند،تبدیل به هم شوند ،یا یکدیگر را به نفع هم مصرف کنند(فرضیه یینیانگ)
۴-تعرض عمل و سیستم:
در طبّ رایج بعد از پیدا کردن علت بیماری بایستی آن را نابود سازند، قطع کنند، بی اثر نمایند (مثل کشتن میکروبها و قارچ...) و در مواردی که این مهم امکان پذیر نباشد عامل بیماری را با دارو از بین میبرند یا موقتاً ساکت میکنند(مثل تجویز کورتن در بیماریهای اتوایمیون)
این سیستم تهاجمی است و به بدن و عامل بیماری حمله میکند. بر عکس ، طبّ سوزنی در بدن تعادل و هارمونی ایجاد میکند ،علت و معلول را هماهنگ میکند ،متوازن میکند و سعی میکند آنها را به حالت طبیعی در آورد.این سیستم تعادلی است نه تهاجمی ،و نه تنها به بدن حمل نمیکند بلکه آنرا به توازن و هماهنگی زیبایی میرساند و با آن دوست است،.
اجازه دهید مثالی بزنم:
فرض کنید فردی مبتلا به سرطان است،در طبّ رایج سلولهای سرطانی با روشهایی مثل رادیوتراپی (به اصطلاح عامیانه برق دادن،)یا شیمی درمانی ..کشته میشوند،این یک تهاجم است زیرا علاوه بر سلولهای سرطانی ،سلولهای سالم هم کشته میشوند. بدن ما با این سیستم سازگار نیست و رفته رفته تحلیل میرود.
در طبّ سوزنی علت سرطان که تجمع کهن و انرژی است(قی ،بلاود ستگنتین) تحت درمان قرار میگیرد.و با استفاده از روشهای غیر تهاجمی ،انسداد جریان کهن و انرژی را مرتفع مینمایند. یا در زمینه سردرد ،طبّ رایج با دادن داروهای شیمیایی به تسکین درد میپردازد،حل آنکه طبّ سوزنی بدن را تحریک کرده و مواد ضدّ دارد درونزد ترشح میکند و جلوی انتقال درد را به سمت مغز میگیرد..
عامل بیماری:
در طبّ مرسوم عامل بیماری میکرب ،ویروس ،انگل ،استرس ، و ...
ولی در طبّ مکمّل(سوزنی) عامل بیماری ۲ دسته اند
۱-خارجی مثل سرما ،گرما،باد،رطوبت،خشکی
۲-داخلی که شامل خشم،نفرت ،ترس ،غم، و افکار منفی میباشند .
ضعف سیستم ایمنی،تغذیه ناسالم ، و عدم تحرک نیز در هر دو گروه عامل بیماری محسوب میشوند.
تمرکز درمان:
تمرکز درمان در طبّ مرسوم روی بیماری است. یعنی اگر شما فرضا رماتیسم مفصلی دارید باید به رماتولوگ مراجعه کنید و برای درمان درد معده به متخصص گوارش.
در طبّ سوزنی تمرکز روی کل بیمار است، اینجا پزشک حاذق به بیمار نگاه میکند نه به بیماری. بنابر این اگر شما از رماتیسم مفصلی رنج میبرید و احیانا دچار ناراحتی معده هم میباشید پزشک هر دو را درمان میکند و به اصطلاح چون ریشه را درمان میکند تمام شاخ و برگ ها کمابیش جان تازه میگیرند.
حیطه عمل:
در طبّ مرسوم حد و مرز انتمیک دستگاههای بدن حیطه عمل است،مثلا معده عضوی است با مشخصات خاص که در زیر جناق و با کمی انحراف به چپ قرار دارد...
در طبّ سوزنی هیت عمل فیزیولوژی دستگاههای زنگفوه (دستگاههای تو پرتو خالی:مثل کبدکیسه صفرا) است و مرزهای آناتومیک زیاد مطرح نیست.
در این طبّ کار روی کانالهایی انجام میشود به نام مریدین که قابل رویت نیستند. (گر چه امروز توسط دوربینهای مخصوص این کانالها قابل رویت شده اند)!!!
مثلا برای تقویت کانال مدبید از نقطه کنار زانو استفاده کرد، که از دیدگاه طبّ مرسوم کاری غیر عقلانی بوده و توجیه علمی ندارد.
جسم و روان:
در طبّ مرسوم متخصصان روان و جسم جدا از هم به درمان بیماران میپردازند.
در طبّ سوزنی بدن جسمی-احساسی ،ذهنی روحی در هم آمیخته ، و ما ماحصل جمعی آنها میباشیم. ما درمان بیمار را در جسم، روح و ذهن با هم میبینیم.
بد نیست بدانید که هر ارگانی در طبّ سوزنی دارای روح خاصی است (مثلا روح کبد،اترل سول و روح ریه کرپرل سول نام دارد و این یکی از دلایلی است که دقت و ریزنگری این طبّ ارزشمند را در بررسی تمامی زوایای روح و بدن آدمی نشان میدهد.
طبّ سوزنی دانشی عظیم،رمزآلود و گنجینه ای بی پایان است که یادگار نیاکان دانشمند ماست.
ابزار کار:
ابزار کار در طبّ رایج مشخص است: داروهای شیمیایی،ابزار جراحی...
اما وسایل کار در طبّ سوزنی شامل سوزنهای ظریف و مویی شکل،مخا( ارتیمیزیا وولگریس) ،خونگیری با سوزن،گیاه درمانی، گواشا، بادکش، تغییر سبک زندگی، تغذیه سالم، یوگا، تای چی ، تنفس صحیح، تجسم خلّاق...است.
صورت عمل :
در طبّ رایج صورت عمل بالاست و خود این عامل یکی از علت پر طرفدار بودن آن است.دیگر اینکه درمان به این شیوه راحت است و معمولا نیاز به تعدد جلسات (مثل طبّ سوزنی) ندارد ولی متاسفانه مصرف داروهای شیمیایی معمولا در دراز مدت عارضه دارد.
در طبّ سوزنی تاثیر درمان با اندکی تاخیر، معمولا از جلسه ۳،۴ آغاز میشود (با این وجود در بعضی افراد از همان جلسه اول اثراتی نمایان میگردد). این درمان بدون عارضه است و چون ریشه را درمان میکند اغلب آثرات آن پایدارتر است.
در تحقیقی که در چین انجام شده(در ۳۰ ساله گذشته روی بیش از 200.000 نفر)معلوم شد که تنها عارضه طبّ سوزنی افزایش طول عمر است.(البته اگر درست انجام شود)
معیار سلامتی
از دیدگاه طبّ رایج وقتی آزمایش خون،سونوگرافی ،امارای ...سالم باشند،فرد سالم تلقی میشود.
ولی متاسفانه در عمل اینطور نیست.همه ما افرادی را میشناسیم که سالها از درد یا نراحتیه خاصی مینالند و تمام عکسها و ازمیشتشن طبیعی است!!
از دیدگاه من در واقع اینها بیمارند ولی طیی رایج قادر به تشخیص بیماری آنها نیست چون ابزار دقیقی ندارد.
در طب سوزنی معیار سلامت متفاوت است و شامل:
۱-متعادل و طبیعی بودن جریان انرژی(قی)،خون ،مایعات بدن،اخیر حیاتی از یک طرف،هضم و جذب و ذخیره کردن متعادله مواد قضایی و متعادل بودن فعالیتهای فیسیلگیک است.
در یک فرد سالم خون و انرژی آزادانهمثل زمان کودکیدر کل بدن و بدون من حرکت میکند،و این احساس سبکی ،نشاط و شادابی به فرد میدهد.
فرد سالم کسی نیست که پرکلینیک نرمال داشته باشد،بلکه فرد سالم دارای پوستی به رنگ طبیعی،زبانی نرمال! است. برق چشم(شن)دارد، تن صدایش، وضعیت نشستن، راه رفتن و ایستادن همگی از نظر پزشک طبیعی است، این فرد ذهن سالم دارد، قادر به کنترل عواطف بیماریزای درونی(حسادت،خشم و غیر )است،خوب فکر میکند...
اگر چه شاید بپرسید آیا چنین کسی اصلا وجود خارجی دارد؟
باید گفت در جوامعی که معیار سلامتی زیر استاندارد است، مثل جامعه ای که ما در آن زندگی میکنیم شاید به سختی یک انسان با شرایط فوق را بتوان یافت، ولی هدف نزدیک شدن به آن سطح سلامت کامل است.
فراموش نکنید که طبّ سوزنی سالها قبل از بروز بیماری میتواند فرد بیمار را تشخیص دهد.
در پایان ذکر این نکته لازم است که، هدف من از نگرش این مطلب اثبات ارجحیت طبّ سوزنی بر طبّ رایج یا بر عکس نیست. چون من معتقدم که این ۲ رأس درمان در کنار هم ، و نه رو در روی هم، به کمک ما می شتابند.
هدف من آشنایی شما با این دو روش و مقایسه آنها با یکدیگر است.
سلامت ما بدون وجود داروهای شیمیایی هر روز در معرض تهدید است ولی در آن افراط نکنیم و از طرفی بدون طبّ مکمل(که طبّ سوزنی هم شکلی از آن است) درمان ما ناکافی است ولی به آن بسنده نکنیم.