0

عشق موسی

 
papeli
papeli
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 12867
محل سکونت : قم

عشق موسی
شنبه 5 اسفند 1391  8:01 PM

 

موسی مندلسون پدر بزرگ آهنگساز شهیر آلمانی، انسانی زشت و عجیب الخلقه بود. قدّی بسیار كوتاه و قوزی بد شكل بر پشت داشت.
 
موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد كه دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی به نام فرمتژه داشت. موسی در كمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی فرمتژه از ظاهر و هیكل از شكل افتاده او منزجر بود.
 
زمانی كه قرار شد موسی به شهر خود بازگردد، آخرین شجاعتش را به كار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای گفتگو با او استفاده كند. دختر حقیقتاً از زیبایی به فرشته ها شباهت داشت، ولی ابداً به او نگاه نكرد و قلب موسی از اندوه به درد آمد. موسی پس از آن كه تلاش فراوان كرد تا صحبت كند، با شرمساری پرسید :
 
- آیا می دانید كه عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته می شود؟
 
دختر در حالی كه هنوز به كف اتاق نگاه می كرد گفت :
 
- بله، شما چه عقیده ای دارید؟
 
- من معتقدم كه خداوند در لحظه تولد هر پسری مقرر می كند كه او با كدام دختر ازدواج كند. هنگامی كه من به دنیا آمدم، عروس آینده ام را به من نشان دادند و خداوند به من گفت:
 
«همسر تو گوژپشت خواهد بود»
 
درست همان جا و همان موقع من از ته دل فریاد برآوردم و گفتم:
 
«اوه خداوندا! گوژپشت بودن برای یك زن فاجعه است. لطفاً آن قوز را به من بده و هر چی زیبایی است به او عطا كن»
 
فرمتژه سرش را بلند كرد و خیره به او نگریست و از تصور چنین واقعه ای بر خود لرزید.
 
او سال های سال همسر فداكار موسی مندلسون بود.
 
 
 
نتيجه اخلاقي1 : 
راست است كه دخترها از گوش خام مي شوند و پسر ها از چشم
 
 
نتیجه اخلاقی2:
 
............
kb9j_img_3241.jpg

شهر من یک گل به نام حضرت معصومه دارد.

تشکرات از این پست
nargese_montazer
دسترسی سریع به انجمن ها