پاسخ به:اعتراف صمیمانه سوتی ها!
دوشنبه 30 بهمن 1391 12:56 AM
یه بار کوچیکیام با بچه ها داشتیم بیرون دعوا میکردیم ، بعد کار رسید به سنگ اندازی ، یکی از بچه ها یه سنگ زد خورد به شیشه همسایه
همسایه مه هم چون دیده بود من دعوا میکردم رفت به بابام گفت پسرت زده شیشه مارو شکونده
چشمتون روز بعد نبینه چنان کتکی از بابام خوردم ( هنوزم مزش زیر گوشم ) که تا الان دیگه نه دست به سنگ بردم نه دعوا کرد.