پاسخ به:نجوم و اختر شناسی
سه شنبه 17 بهمن 1391 5:12 PM
|
|
|
در دهه 70 ميلادي آژانس فضانوردي امريكا دو فضاپيماي كاوشگر موسوم به «وايكينگ1» و «وايكينگ2» را با هدف جستجوي اطلاعاتي كاربردي و برملا كننده حقايق به سوي مريخ پرتاب كرد. هر دوي اين فضاپيماها پس از رسيدن به فاصلهاي مناسب نسبت به مدار مريخ، شروع به تصويربرداري از سطوح مختلف اين سياره مرموز كردند. اين تصاوير پس از ثبت به مركز فرماندهي ناسا ارسال شد. تا پس از بررسيهاي مختلف بتوان برخي رموز مربوط به اين سياره را برملا كرد. |
|
اما يكي از اين تصاوير براي سالهاي متمادي مجال بحث ميان گروههاي مختلف حتي محققان و چهرههاي آكادميك جهان بوده است. در اين تصوير تپهاي روي بخشي از سطح مريخ ديده ميشود كه در نگاه نخست بيشباهت به صورت انسان نيست. در آن سالها نظريهپردازي به نام ريچارد هاگلند با طرح نظريهاي جنجال برانگيز، ذهنيت نادرستي براي عوام مردم ايجاد كرد كه تا سالهاي طولاني موجب طرح نظريههاي نادرست مرتبط با آن شد و متاسفانه هنوز هم بسياري از مردم خيالپرداز جهان با باور چنين توهماتي مدعي حيات مدرن و پيشرفته در مريخ هستند! هاگلند در يكي از سخنرانيهاي تاريخي و البته جنجال برانگيز خود مدعي شد كه اين تپه شبيه به صورت انسان نيست بلكه دقيقا خود صورت انسان است! هاگلند با طرح اين نظريه اين گونه متصور شده بود كه روي مريخ اجتماعي از موجودات جاندار وجود دارد و تپه (صورت انسان!) مورد نظر نيز از مظاهر بارز حيات چنين جانداراني است. وي همچنين مدعي شده بود كه چنين نمادي نشان از وجود شهري موسوم به «كايدونيا» در مريخ است. اين تصوير و ذهنيت ايجاد شده براي سالهاي متمادي ذهن مردم عام را به خود مشغول كرده بود تا اينكه به لطف توسعه فناوريهاي فضايي و ارسال ماهوارههاي دقيق و كاربرديتر به سوي مريخ و در نهايت تصويربرداريهاي مجدد از سطح اين سياره و منطقه «كايدونيا» مشخص شد اين صورت تنها يك تپه فرسايشي است و نه چيز ديگري! نكته جالب درخصوص طرح اين ادعا و تصاوير بعدي كه ناسا از سطح مريخ منتشر كرد، واكنش هاگلند به شفافسازي ناسا بود. اين نظريهپرداز مدعي شد تجهيزاتي كه ناسا براي تصويربرداري مجدد از سطح مريخ استفاده كرده بود به دقت و حساسيت تجهيزات فضاپيماي وايكينگ نبودهاند. او همچنين مدعي شد كه ناسا با دستكاري در تصاوير بعدي كه از مريخ تهيه كرده بود تلاش كرده تا اين تپه كمتر به صورت انسان شباهت داشته باشد. البته هاگلند در طرح چنين تصوراتي تنها نبوده است. وي به همراه توماس اي.بردن نظريه فيزيكي خاص خود تحت عنوان «فيزيك ماوراء ابعاد» را مطرح كردهاند. اما نكته جالب اين است كه اين نظريه و مقالات مرتبط به آن در هيچ انستيتو و دانشگاهي تدريس نميشود! وي درخصوص اثبات ادعاهاي خود حتي متوسل به بيان اين نكته شده است كه در داخل بدنه آزمايشگاه پيش رانش جت در ناسا كه به وسيله انستيتو تحقيقات كاليفرنيا اداره ميشود دوستان نفوذي دارد كه اطلاعات لازم را از طريق آنها به دست ميآورد! حال آنكه ناسا اين ادعاها را بارها رد كرده است. البته ريچارد هاگلند خود را تنها به ارائه نظريههاي جنجال برانگيز درباره وجود تمدنهاي مدرن و پيشرفته در مريخ محدود نكرده است. وي مقالات و كتابهاي مختلفي درباره وجود چنين تمدنهايي در ماه، مشتري و حتي زحل ارائه كرده است كه شايد بهتر باشد به جاي اطلاق عنوان بدفهمي علمي ناشي از انتشار آنها، آن را نوعي توطئه و خيانت علمي عنوان كرد. وي در اين مقالات مدعي شده است كه ناسا و دولت امريكا بنا به دلايل خاص خود و توجيهاتي كه براي خود متصور شدهاند وجود چنين تمدنهايي را مخفي نگاه داشتهاند. هاگلند براي جا انداختن چنين انحرافاتي كه البته هزاران و حتي ميليونها نفر را نيز مشغول به خود كرده است از تمامي ابزارهاي ممكن از سخنراني، انتشار نوار ويدئويي و كتب گرفته تا گفتگوهاي مفصل با رسانههاي خبري و برگزاري كنفرانسهاي مطبوعاتي بهرهبرداري كرده است. اما بدفهميها يا توطئههاي علمي ناشي از نظريههاي مطرح شده از سوي هاگلند به همين جا ختم نميشود. وي در جريان برخي سخنرانيهاي خود چنين تفكري را مطرح كرده بود كه به احتمال فراوان، مريخيهاي مربوط به دورانهاي بسيار دور به سوي زمين فرار كرده و اجتماعات انساني را با استفاده از تكنيكهاي خاص مهندسي ژنتيكي توليد كردهاند. وي حتي مدعي شد اين اجتماعات انساني بيارتباط با مريخيها نيستند. تا اين كه در پنجم آوريل سال 1998 ميلادي فضاپيماي گزارشگر مريخ تصاوير بهتر و واضحتري نسبت به تصاوير قبلي از منطقه «كايدونيا» به زمين فرستاد كه نشان ميدهند توهم صورت انسان حقيقتا چيزي جز ارتفاعات نامنظم موجود در سطح مريخ نيستند. به لطف تداوم توسعه پيشرفتهاي فضايي در عرصه تصويربرداريهاي با كيفيت بالا، مهندسان و كارشناسان ناسا در هشتم آوريل سال 2001 تصاوير كاملتري از مريخ و اين منطقه دريافت كردند كه خلاف جنبه ديگري از توهمات هاگلند را اثبات ميكرد. در اين تصاوير بخوبي معلوم بود كه هيچ تقارني در تپه «صورت انسان» وجود ندارد. اما هاگلند باز هم بيكار ننشست و در جوابيهاي نوشت: اين صورت حقيقتا نيمي انسان و نيمي گربه است و به همين دليل نميتوان تقارني در آن پيدا كرد. حتي در تازهترين تصاوير سه بعدي كه از مريخ در 21 دسامبر سال 2006 و با استفاده از دوربين با شفافيت بالاي مدارگرد مارس اكسپرس دريافت و به زمين ارسال شد، بخوبي مشخص شد كه اظهارات هاگلند چيزي جز توهمات بيپايه و اساس نبوده است. وي باز هم متقاعد نشد و اين گونه مدعي شد: علم به چيزي كه ميبينيم نميپردازد، بلكه به چيزي ميپردازد كه ميتوان آن را اندازهگيري كرد. وي حتي مدعي شده است كه مريخ دربرگيرنده فسيلهايي است كه به واسطه حركت مريخنوردان روح و فرصت نابود شدهاند! البته طي ماهها و سالهاي اخير نيز موارد مشابهي متعلق به مريخ و عطارد مطرح شده است اما به دليل سطح بالاي فناوري به كار رفته در ساخت سيستمهاي تصويربرداري، ديگر صحبتي از طرح نظريههاي ساختگي و فريب دهنده ارائه نشده است. در يكي از اين موارد مريخ نورد «روح» در سال 2007 تصويري از سطح بياباني مريخ به زمين ارسال كرد كه در نگاه نخست، گوياي انساني نشسته روي تپه است. همچنين چند سال پيش تصويري از سطح عطارد ثبت و منتشر شد كه اجرام موجود در آن، تداعيكننده عنكبوتي در حال حركت است. در اين ميان تلاش براي يافتن سرنخهايي از حيات در سياره مريخ همچنان ادامه دارد. مهدي پيرگزي |
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی