0

نجوم و اختر شناسی

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:نجوم و اختر شناسی
سه شنبه 17 بهمن 1391  4:38 PM


قانون انساني

گفته شده است اگر سرعت گسترش جهان يک ثانيه پس از انفجار بزرگ، تنها يک صد هزار ميلياردم کمتر بود جهان پيش از آنکه به اندازه کنوني برسد از هم فرو مي‏پاشيد. در اينجا اين سئوال مطرح مي‏شود که چرا جهان به اين صورت است که مي‏بينيم. پاسخ ساده آن است که اگر به اين صورت نبود انساني وجود نداشت تا آنرا نظاره کند! اين همان اصل انساني است. اين انديشه که ما جهان را چنين که هست مي‏بينيم زيرا اگر متفاوت بود ديگر ما وجود نداشتيم تا آن را ببينيم. به نظر مي‏رسد مقدار کميت‏ها با ظرافت و دقت به گونه‏اي تعيين شده که تکامل حيات را ممکن مي‏سازد. مثلا اگر بار الکتريکي الکترون‏ها تنها اندکي کمتر يا بيشتر بود ستارگان يا قادر به سوزاندن هيدروژن و تبديل آن به هليوم نبودند و يا منفجر مي‏شدند. در مدل انفجار بزرگ، در ابتداي جهان گرما فرصت کافي براي عبور از يک منطقه به منطقه ديگر نداشته است. اين بدان معناست که گرماي سراسر جهان آغازين بايد دقيقا يکسان بوده باشد تا بتوان برابر بودن دماي ميکرو موج زمينه در کليه نقاط جهان را توجيه کرد. سرعت گسترش آغازين نيز بايد بسيار بدقت انتخاب شده باشد تا جهان بتواند همچنان با سرعتي نزديک سرعت بحراني ـ که براي پرهيز از فروپاشي دوباره ضروري است ـ منبسط شود. اگر اين مدل درست باشد، حالت نخستين جهان بايد براستي با دقت بسيار تعيين شده باشد. هاوکينگ در اينجا اعتراف مي‏کند که جز آن که اين امر ناشي از خواست کردگاري است که اراده‏اش به آفرينش موجوداتي همچون ما تعلق گرفته، يافتن توضيح ديگري بس دشوار است.

سرنوشت ستارگان

سرنوشت جهان را بايد در سرنوشت ستارگان فروزان جستجو کرد. در مورد چگونگي پديد آمدن آنها و فعل و انفعالات جوش هسته‏اي تبديل هيدروژن به دوتريم و سپس هليوم و توليد و نشر انرژي و گرما اشاره شد. انرژي مرکز ستاره از همين تبديل هسته‏هاي هيدروژن به هسته‏هاي هليوم پديد مي‏آيد اما سرانجام بيشتر هيدروژن ستاره مصرف مي‏شود و مرکز ستاره آنقدر داغ مي‏شود که همين گرما سبب مي‏گردد ستاره بيشتر منبسط و غول پيکر شود. در چنين حالتي سطح ستاره سرد و رنگ آن سرخ شده و "غول سرخ" ناميده مي‏شود. وقتي تقريبا همه هيدروژن مصرف شد انرژي هسته‏اي از بخش‏هاي مرکزي به لايه‏هاي بيروني ستاره مي‏رود و اين لايه‏ها منبسط مي‏شود و به صورت گاز در مي‏آيد و سرانجام ناپديد مي‏شود. در لايه‏هاي دروني‏تر، که همه جرم را دارد، انرژي به حدي نيست که ستاره را داغ نگه دارد. کشش گرانشي اين لايه‏ها را به درون ستاره مي‏کشد و ستاره مي‏رمبد و در خود فرو مي‏ريزد. در اين حالت سرعت آن قدر زياد است که همه لايه‏هاي الکتروني فرو مي‏ريزد. در اين صورت جرم ستاره در حجم کوچکي فشرده مي‏شود و ستاره به صورت "کوتوله سفيد" در مي‏آيد.
اگر جرم يک کوتوله سفيد به اندازه کافي بزرگ نباشد رمبش متوقف مي‏شود اما اگر بزرگ باشد، به هنگامي که در خود مي‏رمبد بر مقاومت الکترون‏ها غلبه خواهد کرد و رمبش ستاره ادامه خواهد يافت. چاندراسخار دانشمند هندي محاسبه کرده است که اگر جرم کوتوله 4/1 برابر جرم خورشيد باشد رمبش ادامه خواهد يافت.
همه ستاره‏ها از جمله خورشيد ما سرانجام به کوتوله سفيد تبديل مي‏شوند. حدود 5/2 درصد ستارگان عالم جرمي بيش از 4/1 برابر جرم خورشيد ما دارند. در کهکشان راه شيري سه ميليارد ستاره بزرگتر از خورشيد وجود دارد که جرم برخي از آنها 60 تا 70 برابر خورشيد است. هر چه جرم ستاره بيشتر باشد عمر آن کوتاه‏تر و پرآشوب‏تر است زيرا گرانش آن بيشتر آن را مي‏فشارد و براي اين که از رميدن برهد بايد داغ‏تر باشد. هر چه ستاره داغ‏تر باشد سريع‏تر هيدروژن خود را مصرف مي‏کند پس عمرش کوتاه‏تر است.
10 ميليارد سال طول مي‏کشد تا ستاره‏اي با جرم خورشيد، همه سوخت هيدروژني خود را مصرف کنند، اما اين زمان براي ستاره‏اي که سه برابر خورشيد جرم دارد 500 ميليون سال است. يکي از علل کمبود ستاره‏هايي با جرم زياد همين است. در هنگام رمبيدن و انفجار، چه بسا نور ستاره صدها ميليارد برابر مي‏شود به نحوي که با چشم نيز ديده مي‏شود. گاه به آن "نو اختر" گفته مي‏شود. "ابر نواختر" همين رمبش است که مربوط به خود ستاره است نه مربوط به سقوط ماده از ستاره‏اي ديگر در آنها. در انفجار ابر نو اختري، ستاره 90 درصد جرم خود را از دست مي‏دهد.
اگر جرم ستاره رمبيده شده از حد چاندراسخار بيشتر باشد يا رمبش بسيار سريع باشد همه الکترون‏ها به درون هسته رانده مي‏شوند. پروتون‏هاي هسته به نوترون تبديل شده و در ستاره مي‏رمبد و تنها نوترون باقي مي‏ماند. وقتي همه الکترون‏ها از ميان رفتند چيزي نخواهد ماند تا نوترون‏ها را از نزديک شدن به هم باز دارد و در نتيجه نوترون‏ها به هم مي‏رسند. در اين صورت جرم رمبيده شده به يک ستاره نوتروني تبديل مي‏شود. نوترون‏ها بسيار کوچکتر از اتمها هستند پس ستاره نوتروني بسيار کوچک است.
اگر خورشيد به ستاره‏اي نوتروني تبديل شود قطر 000ر400ر1 کيلومتري آن به کمتر از شش کيلومتر مي‏رسد در حالي که همان جرم را دارد. يک کيلوگرم از ماده يک ستاره نوتروني جرمي هزاران برابر جرم کل زمين را دارد. اگر وزن انساني بر روي کره زمين ۵۰ کيلوگرم باشد، بر روي خورشيد 1400 کيلوگرم و برروي کوتوله سفيد ستاره شعراي يماني 000ر10 تن خواهد بود که جرم حجمي معادل kg/cm3 128 است. وزن همان انسان بر يک ستاره نوتروني با جرم خورشيد که جرم حجمي آن 1550 تن بر هر سانتيمتر معکب است به حدود ۱۴ ميليارد تن مي‏رسد!
بنابراين ستارگاني که کوچکتر از آن هستند که به صورت ابر نو اختر منفجر شوند به کوتوله سفيد تبديل مي‏شوند. ستارگان بزرگ که از مرحله ابر نو اختري مي‏گذرند مي‏رمبند و به ستارگان نوتروني تبديل مي‏شوند. خورشيد ما کوچکتر از آن است که منفجر شود پس به کوتوله سفيد و نه ستاره نوتروني، تبديل مي‏شود. از سطح ستاره‏هاي نوتروني که دماي آنها به دليل انرژي رمبش به ۱۰ ميليون درجه مي‏رسد تابشي بالاتر از گرما منتشر مي‏شود: نور پر انرژي‏تر با طول موج کوتاهتر يعني اشعه x.. پرتو x از جو زمين نمي‏گذرد پس بايد با استفاده از موشک و در بالاي جو رد آن را پيدا کرد. از همه جاي آسمان پرتو x درمي‏رسد.
ستارگان نوتروني چرخان را که بسرعت و در حد ثانيه به دور خود مي‏گردند و پالس‏ها و تپش‏هاي ثانيه‏اي به زمين مي‏فرستند که با راديو تلسکوپ‏ها امواج آنها قابل دريافت است تپ اختر (Pulsating star) يا ستارگان تپنده و پالس دهنده مي گويند. ۱۰۰ هزار تپ اختر در کهکشان ما وجود دارد.

نويسنده: مسعود بينش
منبع: كتاب معجزه عقل کل

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها