پاسخ به:عاشقانه های جنگ :)
پنج شنبه 26 بهمن 1391 10:40 PM

پشت میدان مین زمین گیر شدیم
چند نفر رفتند معبر رو باز کنند
یه نوجوان بسیجی چند قدم که رفت،برگشت
فکر کردم ترسیده...
پوتیناشو دادبه یکی و گفت:
((تازه از تدارکات گرفتم ،بیت الماله حیفه...))
پا برهنه رفت...