0

عاشقانه های جنگ :)

 
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:عاشقانه های جنگ :)
پنج شنبه 26 بهمن 1391  10:40 PM

راه ناتمام

پشت میدان مین زمین گیر شدیم

چند نفر رفتند معبر رو باز کنند

یه نوجوان بسیجی چند قدم که رفت،برگشت

فکر کردم ترسیده...

پوتیناشو دادبه یکی و گفت:

((تازه از تدارکات گرفتم ،بیت الماله حیفه...))

پا  برهنه رفت...

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها