0

بازی باکلمات

 
alipaidar
alipaidar
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391 
تعداد پست ها : 355
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بازی باکلمات (تاپیک ویژه ویژه)
شنبه 12 اسفند 1391  9:39 PM

دبستان: روزهای خوش نوجوانی، مشق شب، فحش بابا، فلک معلم، شلنگ ناظم، خوشی در مراسم ختم.

 

کشمش: انگوری که خود را ساعت ها زیر آفتاب برنزه کرده است.

 

هالک شگفت انگیز: بر و بچه های بدنساز، پس از پایان تمرین، چنین تصوری از هیکل خود دارند.

 

گیاهخواری: طریقه ای از زندگی که قدیما، شکایچیان دست و پا چلفتی اختراع کرده بودند.

 

بزرگسال: فردی که از سن رشد طولی گذشته و مشغول رشد عرضی است.


دانشگاه: یک دوره چهارساله که … چیز بیشتری یادم نمی آید.

 

مغز: ارگانی از بدن که ما فکر می کنیم که فکر می کند.

 

خلاق: آدمی که حداقل بیست دلیل برای انتخاب روش ابلهانه خود دارد.


منوآل (هلپ): قسمتی از رایانه که به شما در یافتن سوال های بیشتر کمک می کند.

 

بکاپ: کاری که همیشه وقتی یادتان می افتد انجام دهید که اطلاعاتتان به گاف رفته است.


جلسه دفاع پایان نامه: هنر انتقال اطلاعات دانشجو از طریق پاورپوینت و توجه اساتید داور و راهنما، بدون عبور

 

از ذهن هر دو.

 

شخصیت: آن چیزی است که اگر شما آن را از دست بدهید، همه اطراف شما را خالی خواهند کرد. (می تواند

 

پول، قیافه و یا شهرت باشد.)

 

رزومه: جمع آوری هرگونه اطلاعات غلط درباره خود به منظور دستیابی به یک شغل پردرآمدتر

 

کار: وقفه ای مشمئز کننده بین خواب و خواب

 


عشق: یکی از خفن ترین بیماری های بشر که تنها راه از بین رفتنش، ازدواج است.

 

طراز: عبارتی که روزی قرار است به کسی بگویید و پشیمان شوید.

 

جالبه: کلمه ای که در چت های محترمانه، به منظور پایان مکالمه طرف مقابل استفاده می شود.

 

قابل اجتناب: دقیقا به کاری می گویند که یک گاوباز انجام می دهد.

 

ازدواج: وقتی که دو نفر تبدیل به یک نفر می شوند، اما مشکل اینجاست که دقیقا کدام یک؟

 

شاهد: فردی که ابتدا قسم می خورد که حقیقت را، تمام حقیقت را، و نه چیزی جز حقیقت را بگوید و سپس

 

شروع به تعریف داستانی می کند که وکیل از او خواسته است.

 

خانه داری: مجموعه کارهایی که درون خانه صورت می گیرد، شامل خوابیدن تا لنگ ظهر و تماشای تلویزیون

 

لباسشویی: یکی از لوازم خانگی که مخصوص خوردن جوراب است.

 

فهرست خرید: لیستی که تهیه اش ساعت ها طول می کشد اما در فروشگاه به یاد می آورید که جا گذاشته اید.

 

مالیات: می گویند باید با لبخند پرداخت کرد، اما من امتحان کردم، نقد می خواستند.

 

فردا: یک تکنولوژی ساده برای رهایی از کارهای امروز.

 

طلاق: مرحله ای مابین ازدواج و مرگ

 

تجربه: نامی که آدم ها روی اشتباهات خود می گذارند.

 

پیری: وقتی آره یعنی نه، شاید یعنی حتما، جالبه یعنی خاطره و نوه آویزان از یخچال می شود.

 

روماتیسم: عشقولانه ترین بیماری کشف شده تاکنون

 

بیماری خوشخیم: یک بیماری که قرار نیست به این زودی ها از دستش خلاص بشوید.

 

پارادوکس: نسخه دو پزشک برای یک بیمار، نشانگر آن است.

 

پزشک: آدمی که با قرص هایش درد را از شما گرفته و با صورت حسابش، مرگ را به شما هدیه می دهد.

 

کمک های خارجی: انتقال پول از مردم فقیر در کشورهای ثروتمند به افراد ثروتمند در کشورهای فقیر.

 

آنتیک: وسیله ای که اجداد شما خریده اند و پدر و مادر شما خود را از شر آنها خلاص کرده اند و حالا شما

 

دوباره برای خرید آن، پول گزافی پیاده می شوید.

 

مرگ: درمان دردها به طور ناگهانی و با کمترین مخارج

 

قبر: مکانی برای استراحت متوفی تا وقتی که سر و کله یک باستان شناس پیدا شود.

 

و غیره: علامتی که این مفهوم را می رساند؛ شما بیش از چیزی که واقعا می فهمید، می فهمید.

 

سیاست: هنر تقسیم کیک تولد، به گونه ای که هر کس احساس کند بزرگ ترین قطعه را صاحب شده است.


لوازم آرایشی: ابزاری که زن زیبا را زشت و زن زشت را زشت تر نشان می دهد.

 

صداقت: حالتی که شما پس از نوشیدن هفده دلستر لیمویی پشت سر هم دچارش می شوید.

هنگامی که شیپور جنگ نواخته شود ؛ شناختن مرد از نامرد آسان می شود ، پس ای شیپورچی بنواز .

شهید مصطفی چمران

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها