پاسخ به:عاشقان امام رضا
یک شنبه 20 دی 1394 9:44 AM
سلام برج کبوتر نشان نورانی
دلم گرفته دوباره،دلم ...تو می دانی
دلم گرفته که باز عاشقانه بنویسم
از انجماد غریب ترانه بنویسم
دلم گرفته که فریاد بی صدا باشم
دوباره زائر دلتنگی رضا باشم
دوباره گریه کنم روی شانه های کسی....
دلم گرفته دوباره،دلم برای کسی...
که باز از شب کابل به عشق پر بکشم
دوباره بر تن بی روح شعر سر بکشم
□
سلام شمس ولایت،سلام حضرت عشق
سلام اوج بلندای درک غربت عشق
غریب آمده ام تا تو ضامنم باشی
شروع سبز غزلهای باطنم باشی
دلم گرفته،دلم سر پناه می خواهد
شب همیشگیم حس ماه می خواهد
هنوز در تب شبهای درد همسایه
پریم از غم تلخ نبرد همسایه
هنوز کشورم از داغ جنگ می سوزد
نشسته بر تن آئینه گرد همسایه
کسی نمانده که شب را به انتها ببرد
دگر نمانده در این جاده مرد همسایه
خزان نشسته به جنگل،زمین ستم پوش است
وبرگهای زمان مانده زرد همسایه
کجاست همنفسی تا دوباره برخیزیم
رها شویم از این خواب طرد همسایه
جهان حقوق بشر را به شب تعارف کرد
واز سپیده حمایت نکرد همسایه
غروب مانده واز شهر کشته می بارد
در آستانه ی این فصل سرد همسایه
دلم گرفته،دلم زخمدرد دلتنگیست
تمام آینه های حوالیم سنگیست
تمام گندم این شهر را که جو کردند
دوباره فرصت پرواز را درو کردند
دوباره سهم کبوتر گلو له ی سربیست
کسی به فکر باغچه به فکر گلها نیست
دوباره یخ زده در دستهایمان خورشید
کسی به سمت غزلهای تازه تر نوزید
کسی شروع نشد از دوباره های خودش
وگیس دختر سید جواد را نکشید
کسی نخواست که قسمت کند جهانش را
سحر پرنده ی بی سر از آسمان بارید
کسی نخواست ببیند که مرده آزادی
وشعر روی لبان ستاره ها خشکید
دلم گرفته دعا کن طلوع هشتم عشق
دلم گرفته دعا کن صدای سبز امید
دلم گرفته دعا کن ستاره برگردد
دوازده غزل امشب دوباره برگردد
مریم حقیقت
از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست