پاسخ به:عاشقان امام رضا
یک شنبه 21 دی 1393 1:47 PM
تبديل خاك به طلا
ابراهيم بن موسي مي گويد:از حضرت رضا عليه السلام كمك مالي مي خواستم و بر آن اصرار مي كردم. روزي به همراه امام از شهر خارج شديم. هنگام نماز شد. امام در كنار صخره اي نزديك قصري كه در آنجا بود نشست و فرمود: اذان بگو
پرسيدم: آيا منتظر بقيه نمي مانيد؟
امام فرمود: «هرگز بدون دليل، نماز اول وقت را به تعويق نينداز. »
من اذان گفتم و با امام نماز خوانديم. سپس عرض كردم: اي فرزند رسول خدا هنوز خواسته ام را برآورده نكرده ايد و من به شدت نيازمندم.
امام چوبي را به زمين كشيد. سپس دست برد و از زير خاك، يك شمش طلا بيرون كشيد و فرمود: بگير! خداوند در آن براي تو بركت قرار دهد. از آن بهره مند شو و آنچه را كه ديدي، به كسي نگو. آن شمش براي من بركت كرد و من از ثروتمندان منطقه خود شدم.
مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه