پاسخ به:عاشقان امام رضا
پنج شنبه 29 آبان 1393 2:22 PM
بنام خدا
وجود امام رضا(ع) و مرقد و بارگاه ایشان از نعمت هائیست که خداوند به ما عطا کرده و خیلی از ما قدردان این نعمت بزرگ نیستیم.
از کرامات آن حضرت خاطره ای شنیدم که بشرح زیر است:
دوستی میگفت که برای تغییرات داخلی حرم آقا چند شرکت اعلام آمادگی کردند که یکی از آنها از کارشناسان خارجی استفاده میکرده و در هنگام بررسی قسمتهای حرم وقتی به پنجره فولاد میرسند یکی از آنها با تعجب از همراهش میپرسد که مردم اینجا چه میکنند و چرا اینقدر شلوغ است و این پارچه ها که به پنجره گره خورده چیست؟ فرد مترجم برای او داستان پنجره فولاد و دخیل شدن مردم و شفا گرفتن آنها را تعریف میکند و میگوید که با واسطه قرار دادن امام رضا(ع) مردم از درگاه خداوند شفای مریض هاشون را میگیرند.کارشناس خارجی بعد از کمی تفکر ناگهان کروات خود را باز کرده و به سمت پنجره فولاد میرود و آنرا به پنجره می بندد و بر میگردد در حالیکه همه با تعجب به او نگاه میکردند که چه میکند. از او سوال شد که چکار کردی؟ فرد خارجی به آنها میگوید میخواهم امام رضای شما را امتحان کنم و من فرزندی دارم که فلج است و در سراسر اروپا نزد همه دکترها رفته ام و همه از بهبود او قطع امید کرده اند.حالا با بستن کروات خود گفتم که اگر بچه ام بهبود یابد نه تنها مسلمان میشوم بلکه به گفته های شما هم در مورد کرامات ایشان اعتقاد پیدا خواهم کرد.بعد از حدود نیم ساعتی در حالیکه همه به این مسئله فکر میکردیم و نگران شرایط ایجاد شده بودیم تلفن همراه مرد خارجی زنگ خورد و ناگهان وضعیت او منقلب شد و بلافاصله بعد از قطع تلفن در حالیکه بشدت اشک میریخت گفت مرا به بارگاه امام ببرید تا مسلمان شوم و اینگونه جریان را تعریف کرد که همسرم بود زنگ زد و سوال کرد کجائی؟گفتم ایران. گفت میدانم ایران هستی، دقیقا کجای ایرانی؟ گفتم در حرم یکی از کسانی که ایرانی های مسلمان میگویند امام هشتم آنهاست و نامش رضا میباشد. همسرم با گریه گفت چند دقیقه قبل کسی زنگ زد درب را باز کردم پرسیدم کیست و با کی کار دارد؟ گفت نامم رضاست و شوهر شما از من خواسته که فرزند بیمارتان را معالجه کنم. ایشان را بداخل اتاق فرزندمان راهنمائی کردم .ایشان بمحض دیدن پسرمان دستی از یر تا پائین پای او کشید و گفت به اذن خدا بلند شو و راه برو. با کمال ناباوری دیدم پسرمان بلند شد و راه رفت و اکنون نیز مشغول بازی کردن است. آن مرد خداحافظی کرد و گفت که به شوهرتان سلام برسانید و بگوئید ما کسی را دست خالی از درگاهمان بر نمی گردانیم و رفت. مرد خارجی با هماهنگی مسئولان حرم به دین اسلام مشرف شد و از آن پس هر چند وقت یکبار به همراه همسر و فرزندش که آنها هم مسلمان شده اند به پابوسی آقا امام رضا می آیند.
بنایراین اگر با ایمان قلبی و کامل و با توکل به خداوند توانا معصومین و امامان را واسطه کنیم مطمئن باشید که این خانواده اهل کرامت آنقدر کریم هستند که از خداوند برای ما شفاعت بخواهند.