پاسخ به:عاشقان امام رضا
سه شنبه 20 آبان 1393 12:07 PM
توی دل یه مزرعه، یه کلاغ رو سیاه، هوایی شده بره، پابوس امام رضا اما هی فکر می کنه، اونجا جای کفتراست، آخه من کجا برم، یه کلاغ که رو سیاه است من که توی سیاهیا، از همه رو سیاه ترم، میون اون کبوترا، با چه رویی بپرم من که توی سیاهیا، از همه رو سیاه ترم، میون اون کبوترا، با چه رویی بپرم توی همین فکرا بودش، کلاغ عاشق ما، یه دلش می گفت برو، یه دلش می گفت بمون که یهو صدایی گفت، تو نترس و راهی شو، به سیاهی فکر نکن، تو یه زائری برو من که توی سیاهیا، از همه رو سیاه ترم، میون اون کبوترا، با چه رویی بپرم من که توی سیاهیا، از همه رو سیاه ترم، میون اون کبوترا، با چه رویی بپرم من که توی سیاهیا، از همه رو سیاه ترم، میون اون کبوترا، با چه رویی بپرم من که توی سیاهیا، از همه رو سیاه ترم، میون اون کبوترا، با چه رویی بپرم...
در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش