پاسخ به:عاشقان امام رضا
یک شنبه 6 مهر 1393 12:23 AM
محرم و صفر که می آید دل بی هوا سراغ زیارت می گیرد.
پشت پلک هایم ،غم چادر می زند و در این آشفته بازارِ دل، جملاتی بریده بریده روی ذهن خسته ام مرور می شود { که معصوم علهم السلام علت اصلی این حزن را چنین بیان می کنند: شیعیان از باقیمانده سرشت وجودی اهل بیت بوجود آمدند و با شادی هایشان شاد و با غم هایشان غمگین می شوند.}
تازه می فهمم دوستداران خاندان عترت، چرا با رسیدن محرم و صفر غصه ها شان تازه می شود و مشتاقند برای تسلای دل خود در دسته ها و روضه های پسر فاطمه که نمک عزاداری هاست حضور یابند....
ای مهربانیت بی دریغ!
کاش می شد این ایام حزن و اندوه، زائر حریمت باشم و به خیل عظیم عزاداران در صحن هایت بپیوندم و برای آن مصیبتِ هزار و اندی سال پیش که هنوز بوی خونش تازگی دارد؛ قطره قطره ببارم و سینه زنم.
اما چه کنم؟! راه دور است و مشکلات زندگی مجال نمی دهد ولی یقین دارم از فرسنگ ها دور هم سلام های ما را بی پاسخ نمی گذاری.
هم اینک چشم هایم را می بندم و دل به حریمت می سپارم...
حالا خودم را ورودی حرم می بینم؛ همه اذن دخول می خوانند؛ من هم شروع می کنم به خواندن... قسمتی از آن نوشته ست: < می دانم که شما زنده اید و می بینید مرا و می بینید مقام مرا...>
خواندن همین چند خط ، می شکندم...آنقدر که احساس میکنم حریم سراسر ملکوتیت که می گویند قطعه ای از بهشت است، جای من یکی نیست...
ندایی از عمق دل می گوید : برو و صدایی دیگر نهیب می زند کجا با باری از گناه؟!
دلم بین عقل و عشق مردد می ماند بروم یا بمانم؟! و حالا این شمایید که دوست نداری زائرت را شرمنده ببینید؛ نیم نگاهی به منِ شکسته دل می اندازی و در پی آن ، قطرات اشک از دیدگانم سراسیمه می لغزد.
دیگر حتم دارم اجازه ورود را صادر کردید
داخل که می شوم دوست دارم یک یک حوائجم را بزبان بیاورم.نمی دانم چطور و چگونه اما شروع می کنم:
سلطان خراسان!
نگاهی به سمت و سوی این دل شیدایی و سوخته ام بکنید
قبول دارم گناهانم زیادست اما عشق و ارادت من به شما زیادتر...
سرو جانم به قربانت
آنچه دارم فدای خاک پایت
دستم بگیر یا علی بن موسی الرضا علیه السلام
بس که دلتنگم اگر گریه کنم، میگویند:
قطرهای قصدِ نشاندادنِ دریا دارد
السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)