پاسخ به:عاشقان امام رضا
جمعه 21 شهریور 1393 10:45 AM


اذن دخول حرم تو ....یا ابالفضله
دست عطا و کرم تو .....یا ابالفضله
یادم میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت
مادرم دست منو رها می کرد
دلم و با نگاهت آشنا می کرد
به گنبدت نگاه می کرد
قطره ی اشکی میچکید از گوشه چشم مادرم
زیر لب می گفت آقا تاج سرم
که کنیز تو دخترم، غلام تو این پسرم
یادم میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت
همه مردم شاه و گدا و زن و مرد
پیر و جوون از همه جا از همه رنگ
زیر لبها شور و نوا ، ذکر همه یا امام رضا
اذن دخول حرم تو ....یا ابالفضله
دست عطا و کرم تو .....یا ابالفضله
یادم میاد بچه بودم ، تا میومدم تو حرمت
شلوغی دور ضریحت رو میدیدم
رو دوش یکی میرفتم
به ضریحت می رسیدم
به پنجرت می چسبیدم
وقتی پایین میومدم میخندیدم
به خودم پیش همه میبالیدم
داد میزدم که من آقام رو بوسیدم
صدای تو رو از تو سینه ام می شنیدم
میگفتی مهمونی منی
منم میگفتم که تو هم جون منی
دل من کبوتره
تو حریمت می پره
صدای بال دلم
آقام از هرچی که خوبه بهترته
خداییش گنبد زردش خورشید و از رو می بره
دل و دلدار و دلبره
کیه که به من جون میده جونم به فداش
آقام امام رضا
کیه که گره وا می کنه با خنده هاش
آقام امام رضا
کیه که دوای مریضا خاک عباش
آقام امام رضا
کیه که قیامت می کنه قد و بالاش
آقام امام رضا
کیه که عسل میریزه از لعل لبهاش
آقام امام رضا