پاسخ به:عاشقان امام رضا
جمعه 13 دی 1392 10:32 PM
میگن زمانی که شیخ بهایی امور ساخت حرم حضرت رضا در دستشون بوده سفری براشون پیش میاد به مسولای ساخت حرم می گن که شما کارتونو ادامه بدین فقط سر دروازه حرمو کاری نداشته باشین چرا که شیخ در نظر داشته روی آن کتیبه ای را که از اشعار خودش بوده نصب کنه. رسم است بر سر در اصلی یا دروازه ورودی به حرم ائمه اطهار(ع) و حتی امامزادگان مطهر، کتیبه ای نصب میشود و درشأن آن بزرگوار روایت، جمله یا شعری نوشته میشه. گاهی نیز روایت یا حدیثی از خود آن بزرگوار روی کتیبه نوشته میشه سفر شیخ طولانی میشه ووقتی برمیگرده میبینه کلا همه جای حرم حتی دروازه ورودی هم ساخته شده شیخ خیلی ناراحت میشه ومیگن که چرا صبر نکردید تا من بر گردم پرس وجو میکنن وتولیت حرم میگن که خود اقا دستور ساخت حرمو دادن هرچه به او گفتیم که باید شیخ بیاید و خود بر ساخت سر در دروازه نظارت مستقیم داشته باشد، قبول نکردند. وقتی زیاد اصرار کردیم، گفتند: کسی دستور اتمام کار را داده که از شیخ خیلی بالاتر و بزرگتره. تولیت حرم نقل میکند: چند شب پی در پی آقا امام رضا(ع) به خواب من آمده و فرمودند: «کتیبه شیخ بهایی، به در خانه ما زده نشود، خانه ما هیچ گاه به روی کسی بسته نمیشود و هر کس بخواهد میتواند بیاید».
شیخ با شنیدن این حرفا اشک از چشماشون سرازیر میشه طوری که بیهوش میشن ووقتی که بهوش میان میگن که من میخواستم بر سر دروازه طلسمی رو وارد کنم که کسانی که گناهکارن وآمادگی لازم رو ندارن نتونن وارد حرم بشن.....
از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست