پاسخ به:عاشقان امام رضا
سه شنبه 30 مهر 1392 5:06 PM
نماز را در يكي از صحنهاي حرم خوانده و در ايوان يكي از حجرههاي كنار صحن نشسته بودم. هر كس با زباني دعا ميخواند. صحن از جمعيت خالي شده بود، همه براي زيارت رفته بودند داخل.
كسي آرام از كنارم گذشت. صورتي استخواني داشت و ريشي چند روزه با يقه باز و راه رفتني كج و معوج. روبه روي گنبد ايستاده و حرف ميزد، بيتوجه به همه آدمهايي كه آنجا نشسته بودند.
حركاتش برايم عجيب بود. نزديكتر رفتم، انگار اصلا مرا نميديد. زمزمههايش را خوب ميشد تشخيص داد