پاسخ به:عاشقان امام رضا
دوشنبه 11 شهریور 1392 10:34 PM
زبان گشوده ام آقا اجازه ام بدهيد
دوباره بارشي از شعر تازه ام بدهيد
دوباره مي شكفم عطر سيب اگر برسد
ورق ورق كلمات غريب اگر برسد
به شعر مي كشم اين بار صحن و ايوان را
پر از هواي حرم مي كنم خراسان را
من امشب آمده ام با خودم قدم بزنم
طلسم اين شب بي ماه را به هم بزنم
ولي نيامده ام در حرير بنشينم
و گوشه حرمت سر به زير بنشينم
لطافت نفسم با كجا عجين شده است
كه وزن سنگ ترين سنگ اين زمين شده است
به راه مي زنم و آهوانه مي گذرم
براي ديدنت از صحن و خانه مي گذرم
كه در طريق طلب مكث، حال عاشق نيست
رسيدن و نرسيدن سؤال عاشق نيست
از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست