آیا استرس یک بیماری است؟!
چهارشنبه 27 دی 1391 9:32 PM
مواردي از بدترين سوالاتي كه مي توان از يك فرد نگران يا مضطرب پرسيد، عبارت است از:
چرا اينقدر ساكت هستي؟
اگر چه اين سوال ممكن است از نظر سوال كننده به قدر كافي دلسوزانه باشد، اما يكي از نامناسب ترين پرسش ها از شخص مضطرب و ناراحت است. با اين سوال نه فقط پرسشگر ناخودآگاه انگشت روي كسي مي گذارد كه نمي خواهد مركز متوجه باشد، بلكه توجه ديگران را نيز به او جلب مي كند.
چرا مثبت انديش نيستي؟
اغلب مردم تصور مي كنند استرس يا هر نوع تنش ديگر، با اندكي تفكر مثبت درست مي شود، يا حتي براي هميشه از بين مي رود. كسي كه يك مشكل حاد و اضطراب و نگراني دارد، مبتلا به يك بيماري روحي شده كه با دقايقي تفكر مثبت و خوش بيني، مشكل او رفع نمي شود و چه بسا كه گاهي اين پرسش مي تواند حكم سرزنش كردن او را نيز داشته باشد.
چرا از مشكل فرار مي كني؟
اين پيشنهاد درست مثل همان «چرا مثبت فكر نمي كني» است، شخصي كه دلخوش استرس شده و از چيزي هراس دارد، همانند يك زنداني است كه نمي تواند به خوبي از زندگي لذت ببرد و در حقيقت ترس، اختيار زندگي را از دست او مي گيرد، اما لازم است به تدريج اين رفتار تغيير كند. گاهي اوقات نگراني و استرس به قدري شديد است كه روبرو شدن با ترس مي تواند به جاي كاهش دادن مسئله، مشكلات فرد را بيشتر كند.
مگر استرس بيماري است؟
اين يك نگرش اشتباه است كه اغلب مردم استرس را بيماري نمي دانند به اين جهت، دنبال درمان آن نمي روند. استرس چيزي فراتر از يك رفتار خجالتي و اختلالي است كه روي تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي شخص تاثير مي گذارد. بهتر است ما تا زماني كه هيچ چيزي درباره اختلالات روحي نمي دانيم، اظهار نظر نيز نكنيم و اگر كسي نزد ما از مشكلات رفتاري خودش حرف زد، فقط شنونده خوبي باشيم و نشان دهيم به او علاقمند هستيم، اما اگر تخصص داريم اشكالي ندارد به او راهكار ارائه بدهيم و در غير اين صورت بهتر است به او يك مشاور خوب معرفي كنيم.
فكر مي كني نمي دانم چه احساسي داري؟
هيچ چيز بدتر و دردناك تر از اين نيست كه شخصي وانمود كند از احساس شما خبر دارد، در حالي كه نمي داند ممكن است من و شما تجربه كمي استرس و نگراني را قبل از امتحان، سخنراني، گرفتن جواب يك آزمايش و... داشته باشيم، اما نمي توانيم به كسي كه نمي داند فرزندش زنده است يا مرده، بگوييم كه احساس او را درك مي كنيم.
چرا اينقدر قرمز شده اي؟
به طور معمول تمام اتفاقات قابل پيش بيني نيست. اگر شخص با شنيدن خبري دور از انتظار رنگ صورتش بپرد و مشخص باشد دليلش استرس و هيجان است به جاي توصيف آنچه مي بينيد، صبور باشيد و نقش يك دوست همراه را ايفا كنيد. چون هيچكس دوست ندارد از زبان ديگري بشنود كه رنگ صورتش پريده يا قرمز شده است.
چرا دست هايت مي لرزد؟
وقتي كسي ناراحت است و موقع حرف زدن دست هايش مي لرزد، اطلاع از اينكه ديگران متوجه لرزيدن دست او شده اند همه چيز را بدتر مي كند. بهتر است در چنين مواردي، به جاي ديدن كاستي ها و ضعف ها، ويژگي هاي مثبت و نكات قوت فرد مضطرب را ببيند.
چرا كارها را به من واگذار نمي كني؟
اگرچه اين جمله مي تواند براي شخص مضطرب و نگران وسوسه كننده باشد، اما به عنوان يك دوست خوب و حامي بهتر است با فرد مضطرب درباره توانمندي هايش حرف بزنيد و فقط در صورتي كه از شما درخواست كمك داشت، براي كمك به او اقدام كنيد. در غير اين صورت، رفتار شما مداخله محسوب مي شود.