0

پاداش عمل و خواصّ آن

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

پاداش عمل و خواصّ آن
سه شنبه 26 دی 1391  12:12 AM

فضيلت خاصّ ديگرى در زيارت آن حضرت است كه به دليل امتياز آن، به صورت مستقلّى ترسيم مى گردد و پيش از ترسيم آن از مقدّمه كوتاهى ناگزيريم.
حقيقت اين است كه اعمال شايسته و آثار انسان ساز و رهايى بخش آن در صورتى مى تواند كارساز باشد كه فرد پس از انجام عمل شايسته، با گفتار و رفتار ناشايسته و گناه آلود خود موانع جدّى در اثر گذارى آنها پديد نياورد و اثر آنها را نابود نسازد، چرا كه در غير اين صورت اعمال شايسته از اثر گذارى مطلوب، باز مى مانند، درست همانند موادّ غذايى و دارويى كه در شرايط خاصّ خود و با نبودن موانع تاءثير، در بدن انسان اثرمى گذارد.
آرى! آنچه در مورد پاداش و فضايل كارهاى شايسته و عبادت ونيايش و همانند آنها، آمده است، همه و همه مشروط به حفظ آنها پس از انجام و نبودن موانع در راه اثرگذارى آنهاست، در غير اين صورت ممكن است فرد با دست يازيدن به گناه، چنان موانع ويرانگرى پديد آورد كه نه تنها آثار نجات بخش اعمال شايسته خويش را خنثى سازد؛ بلكه زمينه سقوط و بدبختى خودش را هم فراهم نمايد و انسان اهل نجات را اهل دوزخ سازد.
نكته ديگر اينكه: درجات و مراتب گوناگون و شرايط مختلف مردم در نجات از مشكلاتى كه برشمرديم، نيز از همين جا منشاء مى گيرد.
برخى از ايمان و عمل صالح، به مقدارى بهره مند مى گردند و آن را به گونه اى پاس مى دارند كه مى تواند آنان را در همان لحظات احتضار، از همه گرفتاريها نجات بخشد، امّا برخى به اندازه اى كه، پس از تحمّل كيفر دردناك حالت استغفار، نجات مى يابند.
برخى پس از مدّتى كيفر و تحمل عذاب عالم برزخ نجات پيدا مى كنند و برخى پس از عالم برزخ، گروهى در روز رستاخيز و در برخى مواقف آن، از مشكلات طاقت فرسا رها مى شوند و گروهى ديگر پس از تحمّل عذاب روز رستاخيز دسته اى پس از تحمّل عذاب دوزخ براى مدّتى، نجات پيدا مى كنند و دسته اى به خاطر فقدان ايمان و عمل صالح يا از دست دادن آن دو و پديدار شدن موانع و حبطعمل در آتش ماندگار مى گردند.
امّا زيارت عارفانه و خالصانه حسين عليه السلام داراى پاداش و فضايلى است كه سرآمد همه پاداشها است، به گونه اى كه پس از انجام شايسته و بايسته آن، اگر موانعى هم پديد آيد، نمى تواند همه آثار و راهها وخواصّ نجات بخش آن را از پرونده عمل شخص، پاك و او را اهل شقاوت سازد، چرا كه در زيارت عارفانه و هدفدار آن حضرت راههاى نجات بسيار و پاداشها متعدّد و گوناگون است. برخى از پاداشهاى آن، آفت پذير نيست و اگر موانع هم در برخى اثر گذارد و از نقش رهايى بخش آن بكاهد، راههاى ديگرى براى نجات، وجود خواهد داشت.
به عبارت ديگر: خداوند براى هر كدام از كارهاى شايسته اى كه انسان مى تواند در دنيا انجام دهد، اثر خاصّى قرار داده است.
اثر رهايى بخش برخى از اعمال انسان، در عالم برزخ است و برخى در روز رستاخيز.
و هنگامى كه براى اثر گذارى كارهاى شايسته انسان موانعى پديد آمد نه تنها آن عمل شايسته در مكان و زمان و لحظات مناسب اثر مطلوبش را در رهايى انسان از مشكلات ظاهر نمى سازد، بلكه در مراحل ديگر نيز بى اثر و بى خاصيّت مى گردد.
امّا اثر و پاداش زيارت عاشقانه و عارفانه حسين عليه السلام هرگز از بين نمى رود و هرگاه گناه و نافرمانى انسان، باعث شود كه در مرحله اى اثر مطلوب را در رهايى انسان نگذارد، آثار و خواصّ ديگر آن در مراحل و مشكلات ديگر اثر مى گذارد و اين شرايط از حالت احتضار، تا واپسين لحظات رستاخيز و حسابرسى و قرار گرفتن سعادتمند و شقاوت پيشه در جايگاه مناسب خود ادامه دارد.
اين نكته از انبوه رواياتى كه در پاداش زيارت آن حضرت آمده است، به خوبى دريافت مى گردد. و در روايتى كه از خود امام حسين عليه السلام رسيده است به اين موضوع تصريح شده است كه خواهد آمد.
و نيز همين نكته را جابربن عبداللّه انصارى هنگامى كه روز اربعين به زيارت پيشواى شهيدان تشرّف يافت و به سبك ويژه اى امام محبوب خويش را زيارت كرد، بيان داشت.
از جمله فضايلى كه جابر براى زيارت حسين عليه السلام برشمرد اين بود كه گفت: (اگر گام زائر عارف و شيفته او در مقامى از مقامات عالم برزخ و رستاخيز بلغزد، گام ديگرش در مرحله بعد، آن را تثبيت خواهد كرد.)(704)
به بيان ديگر: هنگامى كه آثار و خواصّ و پاداش ثابت و تزلزل ناپذير زيارت آن حضرت براى زائر عارف او ارزانى شد، چنين انسانى به تناسب درجات و مراتب مختلف علم و ايمان زائران آن حضرت، يا بسان تولّد يافته از مادر، پاك و پاكيزه از گناه از دنيا مى رود و يا فراتر از آن به درجات والايى نيز نايل مى گردد و به برترين مقامات، همچون مقامات پيامبران و فرشتگان نيز مفتخر مى گردد.
اينك، اگر ارتكاب گناه مانع رسيدن او به اين درجات گردد و گناهكار از دنيا برود بايد اميدوار باشد كه آثار و خواصّ زيارت آن حضرت به هنگام مرگ و لحظات احتضار، يا مراحل نخستين عالم برزخ او را نجات بخشد و اگر نجات او به دلايلى از جمله گناه و نافرمانى خدا، به تاءخير افتاد، اميد است كه در عالم برزخ مورد بخشايش قرار گيرد و اگر قابليّت بخشايش در عالم برزخ را هم نداشت و موانع نزول بخشايش، كه ارتكاب گناه و معصيت خداست بسيار بود و در تمامى مراحل عالم برزخ گرفتارش ‍ ساخت، اميد است كه در روز رستاخيز كه پيامبر به همراه جبرئيل در جستجوى زائران حسين عليه السلام وارد صحراى محشر مى گردد و با نگرش بر چهره مردم و ديدن نشانى از نور كه بر پيشانى زائران حسين عليه السلام است آنها را شناخته،(705) دست آنان را گرفته، از مراحل سهمگين روزرستاخيز نجات مى دهد، اميد كه در آن مراحل نجات يابد.
اگر فردى قابليّت اين را هم از دست داده و ظلمت گناهانش، اثر نورانيّت زيارت آن حضرت را نيز از چهره اش زدوده و همچنان در ميان مبتلايان به گرفتاريهاى روز رستاخيز است، باز هم راه نجات ديگرى خواهد داشت و آن هنگامى است كه در صحراى محشر ندا مى رسد كه:
(شيعيان خاندان پيامبر كجايند؟)
در آن هنگام گردنهاى بى شمارى برافراشته مى شود، آنگاه ندا مى رسد كه: (زائرين حسين عليه السلام كجايند؟)
گروهى بپا مى خيزند و بدانان گفته مى شود: (دست هر كسى را دوست داريد، بگيريد و به بهشت وارد گرديد.)
و اينجاست كه هر كسى دست فردى را كه دوست دارد مى گيرد و او را به بهشت مى برد.(706)
اگر زائرى در اين مرحله، هم قابليّت نجات نداشت و موانع بخشايش موجود بود، باز هم نبايد ماءيوس گردد، چرا كه راه ديگرى هست و آن هنگامى است كه طبق روايت امام صادق عليه السلام در روز قيامت نداى خاصّى مى رسد كه: (زائران حسين كجايند؟)
گروهى گردن مى كشند، بدانان خطاب مى گردد كه: (از زيارت حسين عليه السلام چه مى خواستيد؟)
پاسخ مى دهند: (پروردگارا! انگيزه و خواست ما، تنها دوستى وارادت به پيامبر و على و فاطمه عليهم السلام بود و نثار مهر و محبّت به حسين عليه السلام به خاطر ستمى كه در راه احيا دين و ارزشهاى الهى بدو رواداشتند.)
اينجاست كه ندا مى رسد: (هان اى زائران حسين! اين محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام بپاخيزيد و به آنان بپيونديد، شما با آنان هستيد به زير پرچم آنان كه در دست على عليه السلام است برويد.) و آنان از هر سو به سوى پرچم خواهند رفت.(707)
اينك، شما اى گناهكاران! اگر از زائران آن حضرت هستيد و به خاطر ارتكاب گناه، اين قابليّت را از دست داده ايد كه پيامبر و جبرئيل بيايند و دست شما را بگيرند و از مراحل سهمگين رستاخيز نجاتتان بخشند و اگر از اين مقام محروم شده ايد كه دست كسى را بگيريد و به بهشت برويد، پس، اين ندا را پاسخ دهيد و بپاخيزيد و هنگامى كه اجازه داده شد، بى درنگ به اين پرچم نجات بخش بپيونديد.
و اگر اين موفقيّت هم نصيب شما نشد، كه يكى بيايد و در صحراى محشر دست شما را بگيرد و نجات دهد و خود هم با اين ندا توان قيام و پيوستن به پرچم رهايى آل محمّد عليهم السلام را نداشتيد و بار گناه، كمرت را خم نموده و تو را به خاك سياه نشانده و غلها و زنجيرها زمينگيرت ساخته است، باز هم از آثار رهايى بخش ‍ زيارت حسين عليه السلام محروم نخواهى شد. منتظر مرحله ديگرى براى نجات باش، مرحله اى كه مرحله اميد بزرگ است كه در روز محشر رخ خواهد داد.
در روايت است كه: دخت گرامى پيامبر صلى الله عليه و آله در روز رستاخيز درحالى كه لباس كرامت در بر و تاجى از نور بر سر و در هودج و مَرْكب مخصوصى نشسته و جبرئيل هدايت كننده مركب او و گروهى از بانوان برگزيده، همچون مريم و خديجه و آسيه با انبوهى از فرشتگان با تشريفات خاصّى او را استقبال مى كنند،(708) به سبك ويژه اى وارد محشر مى گردد. به بيان روايات بسيارى پيراهن آغشته به خون حسين عليه السلام را با خود دارد و به سبك ويژه اى در پيشگاه خدا به دادخواهى برمى خيزد و عرضه مى دارد:
(پروردگارا! دو فرزند گرانمايه ام، حسن و حسين عليهما السلام را بر من بنمايان.)
آنگاه خداوند آنان را به فاطمه عليها السلام مى نماياند، در حالى كه فرزندش حسين بر پاى ايستاده و سر در بدن ندارد، رگهاى گردنش قطع و خون از آنها فوران مى كند،(709) فاطمه عليها السلام با ديدن آن منظره جانسوز، ضجّه مى زند و خود را از مركب به زير مى افكند، آنگاه در حالى كه پيراهن خونين فرزندش را به دست دارد به دادخواهى برمى خيزد و عرضه مى دارد:
(بارخدايا! اين پيراهن گلگون، فرزندم حسين است.)(710)
آنگاه، دخت گرامى پيامبر صلى الله عليه و آله به شفاعت برمى خيزد، چرا كه به او ندا مى رسد كه آنچه مى خواهد، بخواهد.
عرضه مى دارد: (پروردگارا! بخشايش و رحمت براى شيعيان.)
پيام مى رسد مورد بخشايش قرار گرفتند.
عرضه مى دارد: (براى شيعيان فرزندم حسين عليه السلام.)
باز هم پيام بخشايش مى رسد.
عرضه مى دارد: (بخشايش رهروان راه شيعيانم را مى خواهم.)
پيام مى رسد كه: (آسوده خاطر باش كه هر كسى راه و رسم شما را پيروى كند و به ريسمان محكم شما چنگ زند، با شما خواهد بود و اهل نجات است.)
اينجاست كه بانوى نمونه اسلام، آسوده خاطر و شادمان مى شود و همه مورد شفاعتش قرار مى گيرند و با او به سوى نعمتهاى خدا حركت مى كنند.(711)
پس، هان! اى كسى كه سعادت زيارت عارفانه و عاشقانه فرزندش ‍ حسين عليه السلام به تو ارزانى شده و اى كسى كه اين مادر گرانقدر را در سوگ فرزندش يارى كرده اى، اگر از راههاى نجاتى كه برشمرديم، نجات پيدا نكردى، اگر سعادت اينكه پيامبر دست تو را درمحشر بگيرد، نداشتى؛ اگر توان قيام و پيوستن به پرچم على عليه السلام را نداشتى، اميد كه مورد شفاعت فاطمه عليها السلام قرار گيرى و به هنگامى كه گفت: (پروردگارا! بخشايشت را براى شيعيان خود و فرزندم حسين و پيروان آنان مى خواهم.) نجات يابى.
اگر در اين مرحله هم نجات نيافتى، اميد است كه در پرتو الطاف الهى كه به فاطمه عليها السلام مى فرمايد: (هر كس به ولايت و محبّت شما چنگ زند و با شما باشد، مورد بخشايش است.) شامل حال تو شود، چرا كه زيارت فرزندش حسين عليه السلام محكمترين پيوند با آن گرامى است، همينگونه سوگوارى و گريه بر او. چرا كه آن حضرت به آنچه مربوط به حسين عليه السلام است، توجّه خاصّى دارد.
بنابراين، در حالى كه زائر حسين عليه السلام هستى، فكر نمى كنم باز هم گرفتار بمانى و به همراه او به بهشت راه نيابى.
امّا اگر باز هم از شدّت تأ ثير گناهانت در سرنوشت خود هراسانى و از نجات خود نوميد و سرافكنده و همچنان خود را گرفتار عذاب و بى پناه در صحراى سوزان محشر مى نگرى و از آن پس ‍ گرفتار در آتش دوزخ، حتّى در اين مرحله دردناك نيز نبايد نوميدشد، چرا كه تو حسين عليه السلام را با معرفت زيارت كرده اى و آن حضرت از تو بازديد خواهد كرد و همان آخرين مرحله بازديد حسين عليه السلام از زائرانش، آخرين فرصت و روزنه اميد براى نجات توست، چرا كه آن حضرت فرموده است كه:
من زارنى فى حياته زرته بعد وفاته
هر كسى مرا زيارت كند، پس از مرگش از او بازديد خواهم كرد.
و اگر آن گرامى شما را در آتش بنگرد، نجات خواهد داد و اين آخرين مرحله نجات براى كوچكترين و ناچيزترين زائر حسين عليه السلام و گناهكارترين آنهاست.
پاداش و ره آورد زيارت آن حضرت 
زائران بامعرفت و بااخلاص حسين عليه السلام به بركت زيارت پيشواى شهيدان به ره آورد عظيم معنوى و والايى دست مى يابند از جمله اينكه:
1 خدا خطاب به فرشتگان مقرّب نموده، بدانان مباهات مى كند و مى فرمايد:
(آيا زائران حسين را نمى نگريد كه چگونه با شور و شوق به زيارت او مى شتابند؟)(712)
2 محبّت حسين عليه السلام فرد را چنان در كمند عشق او قرار مى دهد كه در هر فرصتى به زيارت او مى شتابد و دل در گرو مهر او دارد.(713)
3 خدا با نظر رحمت به زائر حسين مى نگرد.(714)
4 هنگامى كه در قيامت خداوند براى زائران او سخن مى گويد، درفراز عرش، همسخن آفريدگارش مى شود.(715)
5 در چندين روايت آمده است كه مقامات برين برايش نوشته مى شود.(716)
6 در بهشت به همسايگى پيامبر و خاندانش مفتخر و بر سفره احسان آنان، ميهمان مى گردد.(717)
7 سرانجام جزو سعادتمندان مى گردد.(718)
8 به مقام فرشتگان گرامى خدا ارتقاء مى يابد.(719)
9 جزو يارى دهندگان فاطمه عليها السلام در زيارت و سوگوارى و مهر به حسين عليه السلام است.(720)
10 خود و همه اعضاى وجودش، همانند چهره، گونه، چشم و قلبش، مشمول دعاى خير امام صادق عليه السلام است، چرا كه او فرد زائر و سوگوار، اعضا و اندامهاى آنان را كه در سوگوارى حسين عليه السلام شركت دارند، دعا كرد و فرمود:
(بار خدايا! چهره هايى كه عارفانه و عاشقانه بر تربت او قرار مى گيرند و ديدگانى كه بر او سيلاب اشك جارى مى سازند و قلبهايى كه بر او شعله ور مى گردند و فريادهايى كه در راه اهداف ما طنين مى افكنند، همه را مورد مهرت قرار ده.)(721)
11 زائر حسين عليه السلام امانت امام صادق عليه السلام نزد خداست، چرا كه پيوسته نيايشگرانه مى گفت:
... اللّهمّ انّى استودعك تلك الانفس
(پروردگارا! اين جانها و بدنها را تا رسيدن به حوض كوثر و تا هنگامه عطش روز رستاخيز نزد تو به امانت مى سپارم.)
12 زائر حسين عليه السلام در حقيقت زائر خدا و پيامبر است.(722)
13 زائر حسين عليه السلام به مقام والايى اوج مى گيرد، كه همه شايستگان در روزرستاخيز آرزو مى كنند كه: كاش حسين عليه السلام را عارفانه زيارت كرده بودند.(723)
دو پاداش پرشكوه ديگر 
از روايات، دو امتياز و دو پاداش پرشكوه ديگر هم براى زيارت حسين عليه السلام دريافت مى گردد كه در خور بحث جداگانه است.
پاداش پرشكوه اوّل 
علاوه بر پاداشها و امتيازات بسيارى كه براى زيارت آن حضرت برشمرديم روايتى با سند معتبر نشانگر آن است كه:
(فرشته نويسنده اعمال شايسته و پاداش آنها، از همان لحظاتى كه فردى تصميم به زيارت حسين عليه السلام مى گيرد، مشغول نوشتن آن عمل بزرگ عبادى و پاداشش در نامه عمل زائر مى شود و اين كار تا روز رستاخيز ادامه دارد.)(724)
چرا كه ماهيت زيارت آن حضرت عمل شايسته است نه در حكم عمل شايسته؛ بلكه از برترين و بالاترين باقيات صالحات است و آنچه انديشه ها را بهت زده مى سازد، اين است كه در اين روايت شانزده فضيلت مخصوص است كه هر كدام برتر از يك صد فضيلت است.
يكى از آن فضيلتها اين است كه به هر واژه اى از واژه هاى زيارتنامه، بهره پرشكوهى از رحمت خدا به زائر آن حضرت ارزانى مى گردد.(725)
و شگفت انگيزتر اينكه با اين وصف در روايت قيد شده است كه اين پاداش پرشكوه تنها بخشى از پاداش زيارت آن حضرت است.
مفضّل مى گويد: امام صادق عليه السلام از من پرسيد: (ميان شما و قبر شريف حسين عليه السلام چقدر فاصله است؟)
پاسخ دادم: (يك روز و اندكى.)
فرمود: (آن حضرت را زيارت مى كنى؟)
پاسخ دادم: (چرا!)
فرمود: (آيا مى خواهى با بيان برخى از پاداش زيارت او، شادمانت سازم؟)
پاسخ دادم: (چرا، فدايت شوم.)
فرمود: (هنگامى كه فردى از شما، زاد و توشه خويش را به آهنگ زيارت آن حضرت آماده مى سازد، آسمانيان او را بشارت مى دهند وهنگامى كه از منزل خويش پياده يا با مركب حركت مى كند خداوند چهار هزار فرشته را مى گمارد تا رسيدن به شهادتگاه حسين عليه السلام بر او درود مى گويند.)
آنگاه خطاب به من فرمود:
(هنگامى كه به شهادتگاه او رسيدى در كنار درب ورودى بايست و با اين واژه ها و جملات پر محتوا او را زيارت كن كه براى هر واژه اى بهره شكوهمندى از رحمت خدا خواهى داشت.)
از آن حضرت پرسيدم: (با كدام واژه ها؟)
فرمود: (اينگونه و با اين جملات:
اَلسّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللّه،
اَلسّلامُ عَلَيْكَ ياوارِثَ نوُحٍ نَبِىِّ اللّه،
اَلسّلامُ عَلَيْكَ ياوارِثَ اِبْراهيمَ خَليلِ اللّه،
اَلسّلامُ عَلَيْكَ ياوارِثَ مُوسى كَليمِ اللّه،
اَلسّلامُ عَلَيْكَ ياوارِثَ عيسى رُوحِ اللّه،
اَلسّلامُ عَلَيْكَ ياوارِثَ مُحَمَّدٍ حَبيبِ اللّه،
اَلسّلامُ عَلَيْكَ ياوارِثَ وَصِىِّ رَسُولِ اللّه،
اَلسّلامُ عَلَيْكَ ياوارِثَ الْحَسَنِ الرَّضِىِّ،
اَلسّلامُ عَلَيْكَ ياوارِثَ فاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللّه،
اَلسّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الشَّهيدُ الصِّدِّيقُ،
اَلسّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الوَصِىُّ البارُّ التَّقِىُّ،
اَلسّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِكَ وَاءَناخَتْ بِرَحْلِكَ،
اَلسّلامُ عَلى مَلائِكَةِ اللّهِ الْمُحْدِقينَ بِكَ،
اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ اَقَمْتَ الصَّلاةَ وَاتَيْتَ الزَّكاةَ وَاءَمَرْتَ باِلْمَعْرُوفِ وَنَهَيْتَ عَنِالْمُنْكَرِ وَ عَبَدْتَ اللّهَ مُخْلِصاً حَتّى اءَتاكَ الْيَقينُ،
وَالسَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ.
سلام بر تو اى وارث آدم برگزيده خدا،
سلام بر تو اى وارث نوح پيامبر خدا،
سلام بر تو اى وارث ابراهيم دوست خدا،
سلام بر تو اى وارث موسى همسخن خدا،
سلام بر تو اى وارث عيسى روح خدا،
سلام بر تو اى وارث محمّد حبيب خدا،
سلام بر تو اى وارث وصىّ پيامبر خدا،
سلام بر تو اى وارث حسن پسنديده،
سلام بر تو اى وارث فاطمه دخت گرانقدر پيامبر،
سلام بر تو اى شهيد صدّيق،
سلام بر تو اى جانشين نيكوكردار و تقوا پيشه
سلام بر تو و جانهايى كه در آستانت بدرود گفتند و در اردوگاهت فرود آمدند؛
سلام بر فرشتگانى كه گرداگردت حلقه زده اند.
گواهى مى دهم كه تو به راستى نماز را برپاداشتى و زكات را پرداختى و به كارهاى پسنديده فرا خواندى و از كارهاى ناپسند هشدار دادى و خداى را تا سرحدّ يقين و واپسين لحظات، خالصانه پرستش كردى.
درود خدا و رحمت و بركاتش بر تو باد.
آنگاه در كنار شهادتگاه او سعى كن كه به هر گامى كه بردارى و بگذارى، پاداش به خون غلطيدن در راه حق را خواهى داشت.
هنگامى كه به قبر شريف رسيدى، آن را بوسه باران كن و با دست و چهره آن را لمس نما و بگو:
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللّهِ فى سَمائِهِ وَاءَرْضِهِ.
درود بر تو اى حجّت خدا در آسمانها و زمين!
آنگاه نماز زيارت بگذار كه هر ركعت نماز تو در آنجا پاداش هزار حجّ وهزار عمره و آزاد ساختن هزار برده و هزار بار قيام و پيكار در راه خدا به همراه پيام آورى از پيامبران مرسل را خواهد داشت.
هنگامى كه از زيارت قبر او باز مى گردى اگر گوش جان سپارى و نداى ندا كننده را بشنوى همه عمر در كوى او اقامت خواهى گزيد.
آن نداكننده مى گويد: هان! اى بنده خوب خدا! خوشا به حالت، بهره شكوهمندى گرفتى و نجات يافتى خداوند گذشته ات را مورد بخشايش قرار داد. اينك، زندگى را از نو آغاز كن.)
اينك، اگر زائر حسين عليه السلام در همان سال يا همان ماه و روز، جهان را بدرود گويد؛ تنها ذات اقدس الهى جان معطّرش را قبض مى كند و فرشتگان تا رسيدن به خانه اش بر او درود مى فرستند، آنگاه مى گويند:
(پروردگارا! اين بنده تو كه قبر فرزند پيامبر محبوبت را زيارت نمود، اينك به خانه اش بازگشته است برنامه ما چيست؟)
ندامى رسد كه:
(درب خانه اش بمانيد و تا آخرين لحظات زندگى اش ستايش و تقديس خدا كنيد و پاداش آن را در كارنامه زندگى او بنويسيد.)
و آنان هم، چنان عمل خواهند كرد. هنگامى كه از دنيا رفت، در تشييع جنازه و غسل و كفن نمودن و نماز بر او حاضر مى گردند، آنگاه به بارگاه خدا عرضه مى دارند: (پروردگارا! اينك وظيفه ما چيست؟)
ندامى رسد كه:
(اينك، در كنار قبر بنده شايسته ام بمانيد و تا روز رستاخيز خداى را ستايش و تقديس كنيد و پاداش آن را در كارنامه زندگى او بنويسيد.)(726)
پاداش پرشكوه ديگر
پاداش پرشكوه ديگر، كه طبق روايات به زائر حسين عليه السلام ارزانى مى گردد، اين است كه هر كس عارفانه و عاشقانه او را زيارت كند، چنان است كه گويى خدا را در عرشش زيارت نموده است.(727)
اين كنايه از شدّت قرب به خدا و اوج به كمال است و فراتر از اين مقام اين است كه به بركت زيارت حسين عليه السلام خدا از او ديدار مى كند، چرا كه در روايت آمده است كه:
(هر كس حسين عليه السلام را شب جمعه زيارت كند، زيارت خدا را درك مى كند و خدا از او ديدار مى نمايد.)(728)
روشن است كه ديدار خدا و زيارت او، كنايه از لطف خاصّ او و باران رحمت خدا بر اوست و كسى كه باران رحمت خدا بر او باريدن كند هرگز محروم نخواهد شد و از آن بى بهره نخواهد گشت.
با دقّت در روايت كه نشانگر قرب خاصّ معنوى زائر حسين عليه السلام به بارگاه خداست، به اينجا مى رسيم كه در زيارت او، پاداش و بهره اى از رحمت الهى خواهد بود كه فراتر از آن نشايد.
و در روايت ديگرى آمده است كه: (هر كس مى خواهد در روز رستاخيز به خدا نظر كند بايد حسين عليه السلام را بسيار زيارت كند.)(729)
اين سه تعبير يعنى: (زيارت خدا)، (ديدار با خدا) و (نظر به رحمت خدا) تعبيرهاى سه گانه اى هستند كه نهايت قرب و بالاترين درجه معنوى انسان را نشانگرند. قربى كه فراتر از آن نيست و به خاطر همين نكته ظريف و عميق است كه اين ويژگى را به صورت جداگانه بحث كرديم، چرا كه اين خود با همه پاداشهاى زيارت او برابر، بلكه بر همه آنها سرآمد است.
مقرّرات ويژه 
زيارت آن حضرت، داراى احكام خاصّى است از آن جمله اين كه، هر كار واجب و مستحبّى به هنگام ترس، وجوب و استحبابش را از دست مى دهد، امّا زيارت حسين عليه السلام به دليل روايات متعدّد كه برخى ترسيم مى گردد، اينگونه نيست.
براى نمونه:
1 امام صادق عليه السلام به يكى از شيعيان فرمود: (زيارت حسين عليه السلام را به خاطر هراس از دشمنانش ترك مكن، چرا كه هر كس زيارت او را بدين خاطر ترك كند، به حسرت و افسوس دچار خواهد گشت به گونه اى كه آرزو خواهد كرد: اى كاش، همواره در كنار قبر مُطّهر او اقامت داشت و تا آخر عمر او را زيارت مى كرد و آرامگاهش نيز در كنار حرم حسين عليه السلام بود.)(730)
2 محمّد بن مسلم آورده است كه:
امام باقر عليه السلام به من فرمود: (آيا به زيارت حسين عليه السلام شرفياب مى گردى؟)
گفتم: (آرى! امّا با ترس و دلهره.)
فرمود: (كار پسنديده اى سخت تر از اين نيز شايد، آگاه باش كه پاداش آن به اندازه سختى و هراس آن است.)
آنگاه فرمود: (هر كس در راه زيارت حسين عليه السلام ترس و هراس را به جان بخرد، خداوند او را از هراس روزى كه مردم براى حسابرسى بپامى خيزند، امنّيت خواهدبخشيد و مورد بخشايش خدا و مشمول ديدار پيامبر و دعاى خير او مى گردد و آنچنان غرق در نعمت و لطف خدا مى گردد كه بدى به او نخواهد رسيد.)(731)
3 در روايت ديگرى است كه يكى از شيعيان مى گويد:
به امام صادق عليه السلام گفتم: (من در منطقه اى دور از كربلا سكونت دارم، امّا شور و شوق قلبى مرا به سوى شهادتگاه پدرت مى كشاند، امّا هنگامى كه به سوى آن مى روم تا هنگام بازگشت قلبم همچنان از اشرار و جاسوسان و گماشتگان حكومت، ترسان است.)
حضرت فرمود: (آيا دوست ندارى كه خداوند شما را در راه ما خاندان وحى ترسان و نگران بنگرد؟ مگر نمى دانى كه هر بنده وارسته اى براى ما بترسد خداوند او را در سايه عرش خويش ‍ جاى خواهد داد و حسين عليه السلام در زير عرش همسخن او خواهد بود و خداوند او را از ترس و دلهره هاى روز رستاخيز كه همه دچار آن هستند، امنيّت خواهد بخشيد و اگر هراسان شود، فرشتگان او را قوّت قلب خواهند داد و قلب او را با بشارت و مژده به نعمتها و رحمت خدا، آرامش خواهند بخشيد.)(732)
انگيزه الهى 
زيارت آن حضرت، علاوه بر شرايط لازم در برنامه هاى عبادى، شرط ديگرى را مى طلبد و آن عبارت است از اين كه: انگيزه و هدف از زيارت او، تنها انگيزه خداجويانه و خداخواهانه باشد و همانگونه كه او خون پاكش را تنها براى خدا و در راه او نثار كرد، زيارت او نيز تنها براى خدا و خشنودى او و در راه زنده ساختن مقرّرات و احكام او انجام شود و از هر گونه انگيزه و هدف جاه طلبانه و برترى جويانه و گردن فرازانه و رياكارانه به دور باشد، البته زيارت او به انگيزه پيوند معنوى با پيامبر يا مهر ورزيدن به خود حسين عليه السلام نيز همان انگيزه الهى است.
ونيز روايات نشانگر آن است كه آثار و خواصّ و پاداشهاى زيارت آن حضرت، به تفاوت عرفان و ارادت در حقّ اوست و همه روايات دريافت آثار آن را، در گرو معرفت به حق آن گرامى و تقوا و عمل به راه و رسم او مى دانند.
بنابراين، شرايط زيارت عارفانه و عاشقانه او عبارتند از:
1 كليّه شرايط لازم در برنامه هاى عبادى.
2 اخلاص كامل.
3 عارف بودن به حقّ آن حضرت و اقتداى به راه و رسم رهايى بخش او.(733)
شيوه ها و آداب 
در انبوه روايات كه ترسيم كننده آداب زيارت آن حضرت است به اين نكته دقيق توجّه داده شده است كه: زائر كوى او، بايد با فروتنى، تواضع، وقار و متانت، سوگوار، اندوهگين، پريشان، غم زده،... و با حالت تشنگى و گرسنگى، آهنگ زيارت پيشواى محبوب خود نمايد و بكوشد تا زيارت او هدفدار و داراى محتوا و پيام باشد، تا هر چه بيشتر يادآور هدفهاى بلند و انديشه هاى تابناك و نورانى و نشانگر شرايط سخت و ظالمانه اى باشد كه در راه برانداختن بدعتهاى شوم و شيوه بيدادگرانه رژيم تبهكار حاكم و احياى ارزشهاى الهى برآن حضرت پيش آوردند.(734)
امام صادق عليه السلام فرمود: (هنگامى كه آهنگ زيارت حسين عليه السلام نمودى، غم زده و سوگوار، دل افسرده و پريشان، تشنه و گرسنه، به كوى او بشتاب، چرا كه او را در اين شرايط به شهادت رساندند.)(735)
و نيز فرمود: (شنيده ام كه برخى به هنگام رفتن به زيارت حسين عليه السلام سفره هاى رنگين مى كشند و خواروبار چرب و شيرين و حلوا و شيرينى به همراه مى برند، مى پندارند كه به تفريح و تفريحگاه مى روند به طورى كه اگر كنار قبر دوستان و افراد مورد علاقه خويش بروند، آنگونه نمى روند.)(736)
و نيز در بيان ديگرى به گروهى فرمود: (براى زيارت او سفره هاى آنچنانى برمى گيريد؟)
پاسخ دادند: (آرى!)
فرمود: (اگر كنار قبور گذشتگان خود برويد، چنين نمى كنيد.)
و آنگاه آنان را به غذاهاى ساده اى چون نان و شير و اجتناب از روحيّه تجمّل گرايى و شرايطى كه بُعد معنوى و روحانى زيارت حسين عليه السلام را كمرنگ مى كند، توصيه فرمود....(737)
و در بيان ديگرى ضمن انتقاد شديد، گروهى را به باران نكوهش ‍ گرفت و فرمود:
(با شرايط و به شيوه اى او را زيارت كنيد كه بهتر از زيارت نكردنتان باشد و به سبكى زيارت نرويد كه نرفتن بهتر از رفتن باشد....)
آنگاه فرمود: (شما به هنگام رفتن به سوى آرامگاه پدرانتان اندوهگين و ماتم زده مى رويد، امّا براى زيارت حسين عليه السلام با تجمّل گرايى و شادمانى و تفريح. نه! هرگز پذيرفته نخواهد بود؛ مگر اينكه به گونه اى بياييد كه يادآور شرايط و وضعيّت او باشد و ترسيم كننده پيام و اهداف انسانساز مكتب او.)(738)
و نيز از آداب زيارت آن حضرت، آدابى است كه در زيارت جابر، در روز اربعين آمده است كه مهمترين آنها غسل زيارت با آب فرات است كه يادآورى خواهد شد.

تشکرات از این پست
siasport23
دسترسی سریع به انجمن ها