نقد برداشت تقيه زماني
جمعه 22 دی 1391 4:25 PM
نقد برداشت تقيه زماني
اولين پرسش در اين باره اين است: آيا دليل كافي براي پذيرش تقيه زماني وجود دارد؟ زيرا اگر چنين دليلي يافت نشود، بايد به قدر متيقن از ادلهِ تقيه كه همان موردي است، بسنده كنيم.
بايد توجه داشت كه بسياري از عالمان شيعي، تنها تقيه در فروع را جايز ميدانند و تصريح ميكنند همانگونه كه در برخي موارد تقيه واجب است، در برخي موارد ديگر نيز حرام است.
حضرت امام در اينباره ميفرمايد:
و گاهي تقيه حرام است؛ آن وقتي كه انسان ديد كه دين خدا در خطر است، نميتواند تقيه كند. آن وقت هر چه پيش آيد، بايد برود. تقيه در فروع است و در اصول نيست؛ زيرا تقيه براي حفظ دين است. جايي كه دين در خطر است جاي تقيه نيست، جاي سكوت نيست.38
حضرت امام در اين بيان، تفاوت تقيه را در اصول و فروع به تصوير ميكشند و با بيان حكمت تقيه كه حفظ دين است، ميفرمايد: اگر تقيه باعث از بين رفتن دين و اصول آن گردد، چنين تقيهاي حرام است.
و در جاي ديگر با اشاره به تفاوت تقيه و حكم آن در موارد مختلف به اين نكته اشاره ميكند كه تقيه نسبت به افراد مختلف و اثرات مترتب بر آن داراي حكمي متفاوت خواهد بود:
فقهاي اسلام بايد در موردي كه براي ديگران تقيه است، تقيه نكنند. تقيه براي حفظ اسلام و مذهب بود كه اگر تقيه نميكردند، مذهب را باقي نميگذاشتند. تقيه مربوط به فروع است. مثلاً وضو را اين طور، آن طور بگير، اما وقتي اصول اسلام و حيثيت اسلام در خطر است جاي تقيه و سكوت نيست. اگر يك فقيهي را وادار كنند كه برود سر منبر و خلاف حكم خدا را بگويد، آيا ميتواند به عنوان التقيه` ديني و دين آبايي39، اطاعت كند. اين جا، جاي تقيه نيست.40
با توجه به رفتار عملي و گفتار امامان معصوم(ع) و مفهوم تقيه و هدف از آن، بايد گفت تقيه به طور مطلق مورد امضاي معصومين(ع) نيست، بلكه بسته به شرايط و موارد مختلف حكمي متفاوت دارد. در مواردي كه حفظ اصل و اصول اسلام وابسته به قيام و شكستن حصار تقيه است و يا در مواردي كه امكان و زمينههاي پيروزي و برقراي عدالت وجود دارد، جايي براي تقيه باقي نخواهد ماند. تبلور چنين برداشتي در قيامهاي صدر اسلام تا كنون نيز يافت ميشود.
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار