نقد برداشت انزوايي از انتظار
جمعه 22 دی 1391 4:24 PM
نقد برداشت انزوايي از انتظار
يكي از برداشتهاي مخرّب از مفهوم انتظار اين است كه براي به تصوير كشيدن عملي حكومت اسلام بايد منتظر صاحب آن؛ يعني امام غايب معصوم نشست و تا ظهور آن حضرت از حركتهاي عملي و انقلابي دست كشيد.
در نقد اين تفكر بايد گفت: اگر كسي با نگاهي همه سونگر و جامع دين اسلام را مطالعه كند، مييابد كه چنين برداشتي از سوي حاكمان و ظالمان براي رسيدن به منافع شخصي، به مسلمانان القاء شده است. در عصر حاضر نيز امام خميني (ره) از نظر تئوري و عملي به اين تصور باطل پاسخ فرمود:
از غيبت صغري تا كنون كه هزار و چند سال ميگذرد و ممكن است صدها سال ديگر (بگذرد) و مصلحت اقتضا نكند كه حضرت تشريف بياورد. در طول اين مدت (آيا) احكام اسلام بايد زمين بماند و اجرا نشود و هر كس هر كاري خواست بكند؟
آيا قوانيني كه پيامبر اسلام، در راه بيان و تبليغ و نشر و اجراي آن 23 سال زحمت طاقت فرسا كشيد، فقط براي مدت محدودي بود؟ آيا خداوند اجراي احكامش را محدود كرد به دويست سال؟
و آيا پس از غيبت صغري، اسلام ديگر همه چيزش را رها كرده است.32
حضرت امام در جاي ديگر از سخنان خويش دربارهِ حكومت اسلامي در عصر غيبت، اين نكته را بيان ميكند كه نسبت اجتماعيات قرآن با آيات عبادي آن، از نسبت صد به يك هم بيشتر است و مقداري از احكام هم مربوط به اخلاقيات است و بقيه همه مربوط به اجتماعيات، اقتصاديات، حقوق و سياست و تدبير جامعه است.33 و قرآن همه را لازم الاجرا ميداند.34
از سوي ديگر انتظار در انديشهِ عالمان فرهيخته به اين معناست كه:
و هو كيفيه` نفسانيه`ٌ يَنبَعِثُ منها التهيؤُ لما تنتظره، و ضده اليأس فكلما كان الانتظار اشد كان التهيوءُ اكَد، الاتري انه اذا كان لك مسافر تَتَوقعُ قدومَهُ اِزدادَ تهيؤك لقدومه كلما قرب حينه....
انتظار كيفيتي روحي است كه موجب به وجود آمدن حالت آمادگي (انسانها) براي آن چه انتظار دارند، ميشود و ضد آن يأس و نااميدي است. هر چه انتظار بيشتر باشد، آمادگي نيز بيشتر است. آيا نميبيني اگر مسافري در راه داشته باشي و چشم به راه آمدن او باشي، هر چه زمان رسيدن نزديك شود، آمادگي براي آمدنش فزوني مييابد... .35
آن چه در اين تعريف نمايان است اين است كه انتظار حقيقي سبب تلاش براي آمادگي و كوشش هماهنگ در راستاي آرمان <منتظر> است.
امام موعود (ع) در انتظار پايان غمنامهِ بزرگ انسان و در انتظار ورق خوردن آخرين برگ سياه تاريخ است. او به سعادت انسان و نجات اجتماعات بشري نيز عشقي الهي دارد. بر اين اساس انتظار او براي تحقق اين آرمانها نيز خدايي است؛ چه اين كه در برخي احاديث <انتظار فرج> برترين كارها به شمار آمده است. شايد يكي از علل اين گونه آموزشها اين بوده است كه پيروان امام مهدي (ع) بكوشند تا خود را به امامشان نزديك كنند، مانند او بينديشند و در راستاي اهداف او حركت كنند.36
در هر حال، غافل بودن و همهِ امور را رها كردن و دست روي دست گذاشتن، به معناي غفلت و بيخبري و بيتفاوتي نسبت به <منتظَر> و اهداف اوست، پس چگونه ميتوان خود را با اين عقيده منتظر دانست.
هر كس كه، كمي با اسلام و عموميت زماني و مكاني احكام آن آشنا باشد، ميداند كه خداوند و امام منتظر به تعطيل ماندن دين رضايت نميدهد. در روايات فراواني منتظر واقعي را كسي معرفي مينمايد كه در عمل به تقوا و بيزاري از دشمنان، كوشاتر باشد.37
در نتيجه برداشت انزوايي از <انتظار> چيزي جز مفهوم رهبانيت در اسلام نيست؛ مفهومي كه با مباني ديني و گسترش دليلهاي جريان اسلام در همه عصرها، سازگاري ندارد و باطل است. بنابراين، تنها برداشت درست از انتظار، انتظاري سازنده، تحرك بخش و تعهد آور است كه سبب ميشود تا هر كجا كه ممكن است در راستاي پياده كردن احكام مختلف الهي تلاش صورت گيرد.
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار