اخباريها و حكومت مجتهد
جمعه 22 دی 1391 4:23 PM
اخباريها و حكومت مجتهد
مكتب اخباريگري كه از قرن 11 تا اواسط قرن 13 جبههِ مخالف نيرومندي را عليه بيشتر باورهاي اصوليها مطرح كرد، در زمينههاي گوناگون سبب ارائه نظرات و آرايي ويژه شد.
اخباريها بر اين باور بودند كه چون احكام به وسيله امامان (ع) وضع شدهاند، پس جامع و كامل هستند و وظيفهِ عالمان ديني؛ تنها، يافتن و فهميدن آنهاست، آنان تأكيد داشتند كه بايد تنها به وضعيت حاكم در دوران امامان معصوم(ع) بازگشت و نيازي به اجتهاد و استنتاج موازين جديد نيست، بلكه همانند دوران زندگي و حيات امامان (ع)، اجتهاد، پذيرفته نيست.
آنان با اين كه گفتارهاي نقل شده از ائمه را مفيد <يقين واقعي> نميدانستند، ولي باور داشتند كه سخنان آنان مفيد <يقين عادي> است و اين همان يقيني است كه انسان در زندگي روزانهاش بر آن تكيه ميكند. بنابراين، ميان كساني كه در زمان امامان (ع) از دستورات آنان الهام ميگرفتند و از آنها پيروي ميكردند، با كساني كه در عصر غيبت امامان از ايشان پيروي ميكنند، هيچ تفاوتي وجود ندارد.
بر اساس اعتقاد اخباريها، هر كس از زبان عربي و اصطلاحاتي كهمعصومين(ع) به كار بردهاند، آگاهي كافي داشته باشد، ميتواند بدون روششناسي مرسوم مجتهدان، از روايتهاي نقل شده از معصومان به چنين يقيني دست يابد.
اخباريها دربارهِ جايگاه امام (ع) ديدگاههاي ويژهاي دارند: مرحوم استرآبادي كه يكي از بزرگان اين گروه به شمار ميآيد، سخنان امامان معصوم (ع) را مرجع و روشنگر حقايق اعتقادي و فقهي ميداند و استفاده از امامان معصوم را در تمام امور نظري - حتي دربارهِ امامت - تنها راه چاره ميداند. وي در اينباره چنين مينويسد:
قرآن و حتي سنتهاي نبوي براي عموم انسانها غير قابل فهم است و براي فهم آنها بايد به اخبار صادقين - امام محمد باقر و امام جعفر صادق (ع) - مراجعه كرد و هرگز نبايد و نميتوان بدون اخبار ائمه به استنباط از ظواهر قرآن و سنت پيامبر پرداخت.22
آنان چنين ميانديشند هر آن چه امت اسلامي تا قيامت بدان نياز دارد از سوي خداوند متعال بيان شده است و سخنان امامان روشنگر تمام سخنان و دستورهاي خدا و رسول است. در نظر ايشان مردم وظيفه دارند در تمام شئون زندگي به ويژه در امور اجتماعي و سياسي، به روايات و اخبار امامان مراجعه كنند.
اخباريها در باب علم، عصمت و ولايت امامان نيز، خويش را تابع آن چه كه امامان فرمودهاند، ميدانند. در صورت تعارض دو دسته از روايات اگر راه به جايي نبرند در آن موضوع توقف ميكنند و هيچ استدلال و استنباطي را در اين باره نميپذيرند.
نكتهِ قابل توجه در انديشه اخباريها دربارهِ حكومت مجتهدان اين است كه آنان هيچ منزلت و جايگاهي براي اجتهاد و مجتهدان قائل نيستند؛ در نتيجه هيچگاه سخن گفتن از ولايت غير امامان را درست نميدانند.
استرآبادي در كتاب الفوائدا لمدنيه چنين ميگويد:
نزد قدماي اخباريها، اعم از دو صدوق و كليني، همان گونه كه در اوايل كتاب و در باب تقليد، راي، قياسات و باب تمسك به آن چه در كتاب كافي است، به حرمت اجتهاد و تقليد و وجوب تمسك به روايات عترت طاهره كه در كتابهاييكه به فرمان آنان تأليف شده موجود است، تصريح ميكند. استادش علي بن ابراهيم در اول تفسير خود به چنين مطلبي تصريح دارد و كساني كه پيش از آنان در عصر نزديك به امامان بودهاند، نيز بيان ميكنند كه در احكام شرعيه چه اصلي و چه فرعي هيچ مدرك و دليلي به جز احاديث ائمه اطهار وجود ندارد.23
او در جاي ديگري از سخن خويش، با صراحت بيشتري دربارهِ ديدگاه اخباريها چنين ميگويد كه هر آن چه را كه بدان علم نداريم، تنها از طريق امامان و روايات ايشان بايد به دست آوريم و هر آنچه را كه از اين راه كشف نكرديم، وظيفه ما در آن، توقف است. مجتهد اگر در احكام الهي اشتباه كند، نسبت دروغ به خدا داده است و امامان خود در اين باره امر به توقف كردهاند.24
در انديشه اخباري، اجتهاد از امور ظني است و مصداق <ان الظن لا يغني من الحق شيئا...>25 ميباشد و سخنان امامان(ع) براي عموم مردم و در سطح درك آنها است. بنابراين، چه بسا مجتهدان با پيش فرضهاي خود برداشتهاي نادرستي از گفتار آنان بنمايند؛ زيرا عقل و فهم عموم مردم بيش از مجتهدان آماده درك سخنان معصومين است. در نتيجه، مجتهدان هم بايد تابع فهم عموم از اخبار باشند.
اگر از اخباري اين بپرسيم كه شما تأكيد امامان را در رجوع به علما چگونه توجيه ميكنيد؟ زيرا ايشان در روايات بسياري وجوب مراجعهِ مردم به عالمان ديني را تبيين كردهاند، در پاسخ به اين پرسش چنين خواهند گفت كه اين روايات تنها در قلمرو نقل اخبار و سخنان امامان مراجعه به عالمان را امر ميكنند؛ نه در زمينهِ پيروي از اجتهادات ظني مجتهدان كه چه بسا خطا باشد.
باتوجه به آنچه دربارهِ ديدگاههاي اخباريها گذشت، بايد گفت آنان هيچ جايگاهي براي اين پرسش باقي نميگذارند كه آيا مجتهد در دورهِ غيبت ميتواند جايگاه امام را در عرصهِ زندگي سياسي - اجتماعي شيعيان پر كند يا خير؟ چرا كه اجتهاد در نظر آنان به خطا افتادن و انداختن است؛ پس ديگر سخن دربارهِ انتقال يافتن يا نيافتن ولايت معصوم به مراجع و فقيهان نارواست. در واقع، آنان براي ولايت مجتهدان اقتضا و ظرفيتي نميبينند تا بحث از تماميت و به فعليت رسيدن آن، جايگاهي داشته باشد.
بنابراين، در اين ديدگاه، فقيه، تنها يك راوي حديث است و آن چه كه سبب تكليف ميشود مضمون و متون احاديث است؛ نه نظرات فقيه. در يك كلمه، اخباريها هر نوع ولايت از سوي امام معصوم(ع) را براي فقيه مردود ميدانند.26
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار