0

غيبت، انتظار و حكومت

 
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

امامت‌ و غيبت‌
جمعه 22 دی 1391  4:08 PM

امامت‌ و غيبت‌
با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ ادلهِ‌ امامت‌ همهِ‌ زمان‌ها را در بر مي‌گيرد، اين‌ پرسش‌ پيش‌ مي‌آيد كه‌ چگونه‌ مردم‌ در عصر غيبت‌ از چنين‌ لطفي‌ محروم‌ هستند؟ و اشكال‌ مي‌شود كه‌ آن‌ چه‌ لطف‌ است، محقق‌ نشده‌ است‌ و در امر تحقق‌ يافته‌ لطفي‌ نيست.6
متكلمان‌ شيعي‌ به‌ اين‌ پرسش‌ چنين‌ پاسخ‌ داده‌اند كه‌ با توجه‌ به‌ برهان‌ لطف، تعيين‌ امام‌ معصوم‌ بر خداوند متعال‌ واجب‌ است‌ و امام‌ نيز با داشتن‌ صفات‌ ويژه‌اي‌ موضوع‌ پذيرش‌ اين‌ مقام‌ عالي‌ است. اين‌ دو امر در زمان‌ غيبت‌ نيز محقق‌ است؛ تنها آن‌ چه‌ كه‌ انجام‌ نگرفته‌ است، وظيفه‌اي‌ است‌ كه‌ بر دوش‌ مردم‌ گذاشته‌ شده‌ و آنان‌ بايد با اطاعت‌ و تسليم‌ در مقابل‌ امام‌ و اسلام، زمينهِ‌ تصرف‌ امام‌ را در حكومت‌ فراهم‌ سازند. عصيان‌ مردم‌ در برابر امام‌ زمينه‌ آزار و قتل‌ او را فراهم‌ مي‌سازد. بنابراين، مردم‌ خود سبب‌ محروميت‌ از چنين‌ لطفي‌ هستند.
در سخن‌ جامع‌ خواجه نصيرالدين طوسي اين‌ گونه‌ مي‌يابيم: <وجوده‌ لطف، تصرفه‌ لطف‌ آخر و عدمه‌ منا>7.
اين‌ گفتار پيش‌ زمينه‌اي‌ براي‌ اين‌ سخن‌ است‌ كه‌ تشكيل‌ حكومت‌ اسلامي‌ و جان‌ فشاني‌ براي‌ آن، وظيفه‌ مردمان‌ نيست؛ زيرامحروم‌ بودن‌ آنان‌ از حكومت‌ امام‌ معصوم‌ و بركات‌ آن‌ نتيجهِ‌ تبعيت‌ نكردن‌ آنان‌ از امام‌ و دستورات‌ الهي‌ است. بنابراين، همان‌ گونه‌ كه‌ وجود او در پس‌ پردهِ‌ غيبت‌ پنهان‌ است‌ حكومت‌ و بركات‌ ديگر امام‌ نيز پنهان‌ خواهد بود.
اين‌ نكته‌ در سخنان‌ شيخ‌ انصاري‌ مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است؛ تا آن‌ جا كه‌ وي‌ مي‌گويد:
محروم‌ بودن‌ از امام، همانند محروميت‌ از ساير بركاتي‌ است‌ كه‌ به‌ خاطر فقدان‌ آن‌ حضرت‌ از آن‌ها بي‌بهره‌ گشته‌ايم.8
نويسندهِ‌ كتاب‌ <انديشهِ‌ سياسي‌ شيعي‌ در گذر زمان> در ريشه‌ يابي‌ شكل‌گيري‌ نظريهِ‌ نفي‌ مشروعيت‌ هر گونه‌ رهبري‌ در زمان‌ غيبت، چنين‌ مي‌گويد:
در عصر غيبت، ولايت‌ امام‌ ملغي، متوقف‌ يا منقطع‌ نمي‌شود، بلكه‌ به‌ صورت‌ پيچيده‌اي‌ به‌ حال‌ تعليق‌ درمي‌آيد. بر اساس‌ اعتقاد شيعيان، مبني‌ بر تداوم‌ ولايت‌ امام، در زمان‌ غيبت، ولايت‌ آنان‌ منقطع‌ نمي‌شود، بلكه‌ فقط‌ به‌ حالت‌ تعليق‌ درمي‌آيد كه‌ در صورت‌ عدم‌ وجودچنين‌ تعليقي، مي‌توان‌ تصور كرد كه‌ شيعه‌ در موقعيتي‌ نظير اهل‌ تسنن‌ بعد از رحلت‌ پيامبر (ص) قرار مي‌گرفت. به‌ دليل‌ تلقي‌ خاص‌ شيعه‌ از امامت، تعليق‌ ولايت‌ نتايج‌ گسترده‌اي‌ را به‌ وجود مي‌آورد؛ درنتيجه‌ غيبت‌ به‌ تعيين‌ كننده‌ترين‌ عنصر در شكل‌گيري‌ انديشه‌ و عمل‌ سياسي‌ شيعيان‌ تبديل‌ مي‌گردد.9
وي‌ سپس‌ به‌ آثار و پيامدهاي‌ سياسي‌ انديشهِ‌ غيبت‌ مي‌پردازد و مي‌گويد اولين‌ نتيجه‌ مهم‌ تعليق‌ ولايت، نفي‌ مشروعيت‌ هرگونه‌ رهبري‌ در عصر غيبت‌ است. زيرا رهبري‌ به‌ امامي‌ تعلق‌ دارد كه‌ زنده‌ و ناظر بر كار جهان‌ و پيروان‌ خويش‌ است‌ و هر زمان‌ هم‌ كه‌ مناسب‌ بداند ظاهر مي‌شود و رهبري‌ مسلمانان‌ را بدست‌ مي‌گيرد. بنابراين، با وجود چنين‌ <حاضر غايب> هيچ‌ كس‌ نمي‌تواند با مشروعيت، رهبري‌ سياسي‌ را در قبضهِ‌ خود بگيرد، در نتيجه‌ طرز تلقي‌ خاص‌ از امامت‌ و غيبت، جامعه‌ شيعه‌ را دچار نوعي‌ انفعال‌ سياسي‌ از نظر عملي‌ و سياست‌زدايي‌ به‌ لحاظ‌ نظري‌ كرد و به‌ همين‌ دليل‌ فقه‌ شيعه‌ نيز از تأ‌سيس‌ يك‌ دولت‌ شرعي‌ در عصر غيبت‌ سخن‌ نمي‌گفت‌ و در اين‌ زمينه‌ سياست‌ خاموشي‌ و تطبيق‌ خود با شرايط‌ را پيش‌ گرفت.10
بر اساس‌ اين‌ ديدگاه، رهبري‌ جامعه‌ تنها از آن‌ امامي‌ است‌ كه‌ اكنون‌ وجود ظاهري‌ ندارد و با غيبتش، محروميت‌ او از حكومت‌ نيز، براي‌ جامعه‌ امري‌ طبيعي‌ است.

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها